|
تصوير روز

نبرد قدرت به
خارج از مرزها كشيده شد
من و پالتاك : در حالى از ميران
اعتراضات مردمي در داخل كشور بشدت كاسته شده كه مبارزه ميان
جمهوري اسلامي و كشورهاي اروپايي و آمريكا شدت بيسابقه اي
بخود گرفته است.
بحث حول مسايل ايران به يكي از
مباحت تمام روز اتحاديه اروپا تبديل شده. دولت انگليس كه بيش از
ديگران مورد حمله از سوي جمهوري اسلامي قرار گرفته پرچمداري اين
مبارزه را پذيرفته است. لندن به كشورهاي ديگر اروپا فشار مياورد
كه موضع متحدانه اي را در قبال ايران اتخاد كنند كه اين " موضع
متحد" اينبار حول حوش تحريم ها نخواهد گشت و شكلي نظامي بخود
خواهد گرفت. يعني ممنوع الورود كردن اكثر كارمندان دولت، تعطيلي
تمامي مراكز اقتصادي سياسي جمهوري اسلامي در خارج ، فشار بروي هر
آنكسي كه كوچكترين رابطه اقتصادي با ايران داشته باشد و در نهايت
اعلام جرم جنايت عليه بشريت در مورد سران جمهوري اسلامي. كه همه
اينها ديگر جدالي سياسي نبوده و بلكه دقيقا روياروي نظامي بشيوه
قرن بيستم است.
اما سئوال است اينجاست كه سرنوشت
توده هاي تحتاني ايران در اين جدال به كجا خواهد كشيد؟ سه جواب
را ميتوان بررسي كرد:
گزينه اول ، پيروزي دولت بر
مخالفينش در داخل و خارج كه ثمره آن شروع يكدوره سياه سياسي
اقتصادي در ايران خواهد بود. انزوا ، ايزوله شدن، محروميت هاي
عظيم جهاني و همه اينها ايران را به دوران دهه شصت برخواهد
گرداند و رژيم جز استفاده از زور و سركوب بيشتر هيچ راه ديگري در
مقابلش نخواهد داشت. جمهوري اسلامي در طول حياتش به اندازه اين
چند هفته زخم نخورده بود كه اين زخم فقط با كشتار و انتقام گيري
هاي دهشتناك قابل ترميم است. جمهوري اسلامي اگر به هر شكلي
بتواند بر اين بحران فايق بياييد ديگر بايد ديدن نشريات چپ
را در دانشگاه بخواب ديد. بايد فيلمهايي كه در اين چند سال ساخته
شد و كتابهايي منتشره در ساليان اخير را بخواب ديد. روزنامه هاي
منتقد دولت براي سالها تعطيل خواهند شد. قدرت نظامي به معني كامل
بر جامعه حكمفرما خواهد شد و جمهوري اسلامي ديگر هرگز مسير چهار
سال گذشته اش را تكرار نخواهد كرد و به دوره اي برخواهد
گشت كه ميرحسين موسوي نخست وزير بود. دوره سياهي ها. اعدام
ها.
گزينه دوم، پيروزي اصلاح طلبان و
اتحاديه اروپا و آمريكا بر دولت ايران بشكل لغو انتخابات، و به
قدرت رساندن مهره هاي مورد نظر اروپا در ايران. در اين شكل بايد
منتظر يكدوره چپاول دهشتناك سرمايه هاي مالي آن كشور باشيم.
كشورهاي اروپايي و آمريكا بلايي بر سر ايران خواهند آورد كه در
دهه گذشته در برزيل و بسياري از كشورهاي آمريكاي لاتين آورده
بودند. اقتصادي بشدت مقروض، ضنايع تماما وابسته، غارت منابع
داخلي و تبديل شدن ايران به كشورهايي مانند هندوستان و پاكستان.
شكافت طبقاتي بسيار عظيمتر و گستره خواهد شد و در نتيجه شاهد دو
طبقه كامكلا جدا از هم كه دنياي خود را در يك كشور ساختند خواهيم
بود. اما در عوض شكل و شمايل جامعه غربي خواهد شد. احتمالا از
بگير خطر اعدام و زندان و فشار نظامي بر مردم خبري نخواهد بود.
دور از ذهن نيست كه فضاي ازاد موقتي ( مشابه سال 58) به احزاب و
گروه ها اجازه دهد كه ميزكتاب پهن كرده و احتمالا براي
مدتي كوتاه فعاليت نسبتا آزادانه اي داشته
باشند.
گزينه سوم، تولد جبهه سوم از
كارگران و زحمتكشان كه با پرچم مستقل خود در اين جدال شركت كرده
و افق مطالباتي باارزش داشته باشند. اين گزينه در حقيقت خواب
خيال است و زميني نيست. اگر از ده وبسايت خارج از كشور مدعي چپ
كه فاصله بگيريم اثري از اين ديدگاه در هيچ يك از لايه هاي آن
اجتماع وجود ندارد. هيچ تشكل محكم سياسي در داخل ايران وجود
ندارد. توده هاي مردم يا چپ ها را نميشناسند و يا آن تعداد كه
ميشناسند نشان دادند كه بي اعتمادند. انقلاب كارگري موضوع
شب امتحان نيست كه در سه هفته با صدور اعلاميه بتوان يك ملتي را
از كهن ترين ريشه ها و ديدگاه هايش كند. لزوم تاثير تنها در وجود
احزاب بزرگ توده اي در داخل مردم است كه ده هاسال در ميانشان كار
كرده باشند. كه ما نه تنها امروز، بلكه از سال 1330 به اينطرف
چنين چيزي را در جامعه نداشتيم. پس گزينه سوم نه در عمل و دنياي
مادي، كه ميتوان در اينترنت پي گيري اش كرد و شب و روز مقاله
نوشت و اعلاميه منتشر كرد!
جنگ قدرتي كه شروع شده به اين
زوديها خاموش نخواهد شد. طرفين آنقدر هزينه داده اند كه ديگر
چيزي براي مصالحه وجود ندارد. جمهوري اسلامي تمامي اقتدار سياسي
اش در داخل و خارج را ظرف دو هفته از دست داد و از اين به بعد
چيزي براي از دست دادن ندارد. جناح اصلاح طلبان و حاميان اروپايي
شان تا بحال ميلياردها دلار خرج كرده اند. دولتهاي اروپايي كه
براي كم و زياد كردن يك سنت بر حقوق مردم كلي مشكل دارند اما
صدها مليون دلار را براحتي آب خوردن در اختيار ده ها
خبرگزاري و راديو و تلويزيون ايراني قرار ميدهند. هركسي كه دو
كتاب خوانده بود را به عنوان محقق و كارشناس و خبرنگار به
استخدام خود درآوردند. هزاران بورسيه دانشگاه، كارگاه هاي آموزشي
و ان جي او هاي مختلف را درست كردند براي چنين روزي. آنها
ميدانند اگر در اين ماجرا شكست بخورند نه تنها تمام سرمايه گذاري
هايشان برباد خواهد رفت، بلكه سالها طول خواهد كشيد تا بتوانند
با يكي از عمده ترين صادر كنندگان نفت و گاز خاورميانه رابط
معمولي پيدا كنند.
|
جمعه 12تير ماه 1388 برابر با 2009-07-03 |
|
«توتالیتاریسم» و پدیدهی «انسان
کرگدنی» / خسرو صادقي بروجني
مقالهي حاضر، ملاحظات و رويكردي است جامعهشناسانه
ـ روانشناسانه نسبت به رفتار خاص انسان در يك نظم اجتماعي
ـ سياسي تجربهشدهي بشري. اين نظم ويژه كه در تاريخ تجارب
بشري مورد توجه قرار گرفته و نتايج، پيامدها و تلخي
دهشتبار آن موجبات نابودي میليونها انسان بيگناه شده
است، بهرغم اشكال ظاهري متفاوت از قبيل استالینیسم،
فاشيسم، نازيسم و فرانكيسم ايدئولوژي مشتركی داشته كه
مضمون آن «توتاليتاريسم» است...ادامه |
|
م . جويا: پلاتفرمى براى
اتحاد
اعتلاء نوین
جنبش مردم در ایران، چه در داخل و چه در خارج کشور، مسئله
وحدت اقشار و طبقات مختلف مردم و به دنبال آن احزاب و گروه
ها و سازمان های سیاسی و اجتماعی را برای کسب دمکراسی و
طرد دیکتاتوری به عنوان یک ضرورت حیاتی مطرح کرده
است.
در چنین اوضاع و
احوالی موضوعی که مخصوصاً در خارج از کشور مطرح شده این
است که چگونه میتوان همه ایرانیان را با وجود همه اختلافات
سیاسی که با هم دارند، متحد کرد و راهی را پیش گذاشت که به
پیشبرد مبارزات مردم در داخل کمک کند و صف نیروهای مترقی و
دمکرات و کمونیست را تقویت نماید. ...ادامه |
|
ایران:
رژیم حملات را افزایش میدهد – به اعتصاب عمومی
نیازمندیم!
آلن
وودز
چیزی که
در دو هفته گذشته شاهدش بودهایم تنها اولین پرده از نمایش
انقلاب است. این سناریو برای تمام دانشجویانِ تاریخ
انقلابات بسیار آشنا است. در آغاز هر انقلابی، وقتی که
طبقه کارگر نقش رهبری را ایفا نمیکند و در میان
"تودهها" ادغام شده است، این تودهها هستند که تعصبات خود
را به درون جنبش میآورند و مرحلهای از "توهمات
دموکراتیک" ایجاد میشود. این مرحلهای کاملا غیرقابل
اجتناب در انقلاب ایران است، مثل انقلاب فوریه در روسیه،
آوریل 1931 در اسپانیا و حتی هجده ماه اول انقلاب کبیر
فرانسه. ... |
|
هنرمندان ايرانی مقيم
هلند در همبستگی با مردم ايران، آمستردام، يکشنبه ۵ ژوييه
۲۰۰۹
شماری از هنرمندان ايرانی مقيم هلند برای
ابراز همبستگی با مردم ايران و خواسته هايشان برای
دموکراسی و عدالت اجتماعی، برنامه ای اجرا خواهند
کرد.
اين برنامه، يکشنبه آينده، پنجم ژوييه
۲۰۰۹، ساعت سه بعد از ظهر در کليسای Mozes & Aaronkerk
در مرکز آمستردام برگزار خواهد شد.
فرشاد آريا (فيلم)، پژمان اکبرزاده
(پيانو)، بابک اميری (گيتار و آواز)، سوسن رضايی (داستان)،
نارسيس زهره نسب (شعر)، پروين صاحب ديوانی – اخباری
(آواز)، مهرناز صالحی (آواز)، حميد طباطبايی (پيانو)، رضا
علامه زاده (فيلم)، ناصر فاخته (شعر) و نفيس نيا
(شعر). |
|
یادداشتی
برای نسل های آینده
آرش حجازی
من فقط یک شاهدم. چرا باید
به جای قاتل، شاهد تحت تعقیب قرار گیرد؟ آیا خون کافی
ریخته نشده؟ آیا باید از ترس در برابر این جنایت هولناک
ساکت میماندم؟ آیا این پیامی است که قصد داریم برای
نسلهای آیندهمان به جا
بگذاریم؟ |
|
مايكل جكسون سه شنبه طبق شريعت
اسلام دفن مى شود مايكل جكسون هنگام مرگ مسلمان بوده است.
مراسم تشييع و تدفين در روز
سه شنبه آينده بر مبناى تعاليم اسلامى برگزار مى شود. اين
سخن بدان معناست كه مايكل جكسون هنگام مرگ مسلمان بوده
است. پيش از اين در نوامبر سال گذشته مطبوعات بريتانيايى
گزارش داده بودند كه اين خواننده ى مشهور به اسلام روى
آورده و همچون برادرش جرمين كه در سال 1989 اسلام آورد، به
اين دين گرويده است. وى شايد به همين دليل مايكل جكسون
ترجيح داده بود كه اين اواخر در پادشاهى بحرين به سر ببرد.
|
|
پنجشنبه 11تير ماه 1388 برابر با 2009-07-02 |
| من و پالتاك:
جالب است!! ادعا ميكنند كه قصد " انتقاد از خود" را دارند
اما هرچه كه ميخوانيم ميبينيم ديگران در انحراف بودند ،
همه اوضاع را غلط ديدند و هر آنچه كه خودشان گفتند وحي
منزل بود! و فقط از آنجا انتقاد بهشان وارد است كه " كم
نيرو" بودند!
اجازه دهيد نقش " ابلهان" را بخود نگرفته
و مستقيم با شما سخن بگوييم!
حزب كمونيست ايران ( م . ل .م) ، ديگر بس
است ادامه اين بازي مشمئز كننده كه هر روز خسارت بيشتري
برما متحمل كرد. ديگر كافي است يك وبلاگ باز كردن و ادعاي
تشكل كارگري و ارتباط با داخل داشتن را!. ديگر بس است اين
بازي هاي احمقانه كه همين جنبش چپ درب و داغان ما را
متلاشي تر كرديد. شما هيچ ربطي به هيچ طبقه كارگري نه در
ايران و نه در هيچ جاي ديگر جهان نداريد. حتي در تعريف
معمول " حزب و تشكل سياسي" هم نميگنجيد! از " دگماتيسم"
ميناليد اما خودتان نمونه آشكار يك جريان سكت و دگم هستيد
كه حتي توان نگهداري چهار هوادار صادقتان را نداشتيد و رو
به چاپلوساني كرديد كه در هيچ راهي ثابت قدم نبودند. سي
سال تمام منتظر روزهايي بوديم كه در هفته هاي گذشته پشت
سرمان ماند. سي سال همه فرصت ها را از دست داديم چون شما و
امثال شما با چهار پنج نفر و با ادعاي حزب طراز نوين طبقه
كارگر عامل اصلي تفرقه ، فروپاشي ، فرقه بازي و نهايت
سكتاريسمي بوديد كه سبب شدهيچ چيزي از جنبش چپ ايران باقي
نماند. بارها اين ملت در خيابان آمدند و شما لباس عوض
كرديد، يك وبلاگ ساختيد و با قيافه اي تازه از سوراخ هاي
اينترنتي خود آشفتگي درست كرديد. درحالى يكسري چپ منفرد و
پراكنده را حول بحث هايي صدمن يك غاز مشغول كرديد كه بغل
گوش ما ملتي به سمت يك قيام بحركت درآمده بودند. هنوز در "
پارك لاله" گير كرده بوديد كه ملتي با سنگ و آتش و كوكتل
مولوتوف به حكومت حمله برده بودند. بس كنيد
ديگر!
اجازه دهيد نقش ابلهان را بخود نگرفته و
از ما نخواهيد شما را با نام وبلاگي تان ( جافك)!!
خطاب قرار دهيم. ما از اين بازي خسته ايم. تاروپود
بدنمان از درد شكست مسيوزد. ملتي جلوي رويمان در خيابان
است و ما حتي نميتوانيم قدم از قدم برداريم و مقصر همه اين
شكستها شماييد.اينهمه بحث در اين ساليان پس براي چه روزي
بود؟ اينهمه تحليل و تفسير پس كجا و كي قرار بود بكار ايد؟
مگر نه اينكه امروز زمان استفاده از سي سال بحث و پرت و
پلايي گويي شما بود؟ نه. بس كنيد. تمام كنيد اين بازي
احمقانه را. شما كه فقط نقش كساني را بازي كرديد كه
نبوديد. شما كه هر روز نامي و لباسي تازه برتن كرديد. شما
كه انديشه اي مانند " مائويسم" كه شايد چهار تكه اش بدرد
امروز ما ميخورد را سمبل سكتاريسم نابي كرديد كه حتي
خودتان هم از معرفي خود با آن ايدئولوگي
شرمساريد.....
جمعش كنيد لطفا.....ما خسته و دلسوخته
ايم. قلبمان پر از خون است و شما و حزبتان ، همه وبلاگهاي
دروغينتان و انتقاد از خود هاي كذبتان را باور نميكنيم.
همانطوري كه ملتي بارها نشان داد كه باورتان نكردند. امروز
هم خودتان در مرداب تنهايي و بي اعتنايي توده ها غرق شديد
و همه بسياري از ما را با خود به اين باطلاق
كشانديد.
|
|
جمعى ار فعالين كارگرى: كجاي
كاريم؟
بگذارید برخورد
انتقادی به عناصر و تشكل های منتسب یا مرتبط با جنبش
كارگری را از خودمان شروع كنیم. مروری بر نوشته های یك
ساله اخیر "جمعی از فعالین كارگری" نشان می دهد كه زمینه
تحلیل ما از اوضاع عمومی جامعه، موقعیت تضادهای طبقاتی و
اجتماعی و سیاسی، و روندهای محتمل، عمدتا صحیح بوده است.
.... امروز كه به نوشته های خود در چندین ماه گذشته رجوع
می كنیم، تاكیدهای صحیحی را بر آنچه می تواند پیش آید، و
نیز بر این كه رژیم جمهوری اسلامی برای چه دورنمایی تدارك
می بیند، پیدا می كنیم. درست به همین خاطر، خود را شایسته
برخوردی نقادانه می دانیم. این انتقاد از خود، شاید برای
ما گزنده تر و آزار دهنده تر از انتقادی باشد كه بر بسیاری
دیگر از عناصر و تشكل های منتسب به جنبش كارگری روا می
دانیم. ما نیز از سیر وقایع، و انجام وظایفی كه بارها بر
آن پافشاری كرده بودیم، به میزان زیادی عقب افتادیم. شك
نداریم كه كمبود نیرو، یكی از عوامل مهم در این عقب افتادن
است...ادامه |
|
من و پالتاك: چقدر اسفبار است وقتي خيزش ناگهاني ملتي ، كفگير
چريك و غير چريك را به ته ديگ ميكوباند!! دختر بيگناهي كه
نه مبارز بود، نه در تظاهراتي شركت داشت، نه هيچ فعاليت
سياسي و اجتماعي داشت، و در كوچه اي فرعي به تير جنايتكاري
گذاخته شد بيكباره ميشود سمبل " خلق هاى ايران"!! آنهم از
زبان چه كساني؟ آناني كه با يك پرچم زواردرفته و سه نفر
زير آن در لندن هنوز ادعاي " چريك" بودن را دارند!.... شما
كه جز لميدن در كنار شومينه چيز ديگري از " چريك بودنتان"
را به كسي نشان نداديد، حداقل آنچنان دنبال موج ندويد كه
از ياد ببريد ده ها زن كمونيست،آگاه و مبارزه سمبل خلق
هاي ايران بايد باشند و نه دختري عادي و معمولي كه هزاران
نفرشان در اين ساليان بدست جنايتكاران كشته شدند.... وقتي
شما خودتا را باور نداريد انتظار داريد ديگران باورتان
كنند؟! فكر ميكنيد با اين ژفته ها مردم بشما نزديك ميشوند؟
نه، چون چنان هاله اي از دروغ و ريا دورتان تنيده شده كه
همه را از شما فراري ميدهد. واقعيتي كه در همه اين سالها
با چشم خود ديديد! و اين آواخر هم در لندن با همه وجود
لمسش كرديد! |
|
اتحاد
زنان آزاديخواه: نداى بخون خفته خلق هاي
ايران
در روز سی ام خرداد و در جريان خيزش اخير مردم
ايران بر عليه 30 سال خودکامگی رژيم جنايتکار جمهوری
اسلامی، لحظه ای که ندا آقا سلطان در میان انبوه مردمی که
با فریاد های"مرگ بر دیکتاتور" لرزه بر اندام دژخیمان
جمهوری اسلامی انداخته بودند ، قرار گرفت ، پیش از آنکه
گلوله مزدوران رژیم قلب جوانش را از حرکت باز دارد ، شاید
با خود می اندیشید که او تنها یک صدا در میان امواج میلیون
ها صدای حق طلبانه مردم ایران است. اما اکنون او با مرگ غم
انگیز و دردناک خود پژواک صدای میلیون ها زن ستم دیده و
ميليونها انسان رنجديده ایران در سراسر جهان گشته
است....ادامه |
|
توجه رسانه های خارجی به "خوشگلی"
زنان ایرانی!
در حالی که امکان
اطلاعرسانی از ایران به شدت محدود شده است، تصاویر زنان
ایرانی، روایتی را نقل میکنند. بسیاری از رسانهها توجه
خود را به زنان جوان زیبا معطوف کردهاند. لاتویا پترسون
به پیچیدگیهای پشت این سمبلها میپردازد.
!! |
|
![]()
مركز
سياسي نظام جمهوري اسلامي
محدوده اي بمساحت
تقريبي پنج هكتار در حدفاصل خيابانهاي ولي عصر، سپه،
خورشيد و آذربايجان اكثر سران نظام را در خود جاي داده.
منازل خامنه اي ، احمدي نژاد، رييس مجلس و قوه قضاييه، و
حدود يكصد تن از فرماندهان ارتش و سپاه در اين بلوك زندگي
ميكنند.
براي وضوح
بيشتر بروي عكس كليك كنيد |
|
چهارشنبه 10تير ماه 1388
برابر با 2009-07-01 |
|
سربلند:
شكست قيام، شكست همه است!
بدون
ترديد شالوده نظام جمهوري اسلامي بر تقلب استوار است. اما
تقلب هم قوائد خودش را دارد. قبلا هم نوشته بودم جمهوري
اسلامي كه در اولين مرحله و با گزينش كانديداها و رد
صلاحيت ها تقلبش را انجام داده بود ديگر نيازي به تقلب
نداشت. چرا بايد نظام با تقلب مانع حضور اصلاح طلبان شود؟
مگر همينها هشت سال و دو دوره پي در پي در راس حكومت
نبودند؟ مگر نه اينكه شعار همه آنها حفظ نظام بود و سرمنشا
الهامشان هم خميني بود؟ از آنگذشته يازده مليون راي چيزي
نيست كه هيچ حكومتي در جهان، حتي بسياري از حكومتهاي
آمريكاي لاتين و آفريقا كه با تانك و ارتش انتخابات برگزار
ميكنند قادر به جابجايي اش باشند. بحث يازده مليون راي است
كه براي حملش به پنج فروند هواپيماي 747 نياز است! و اين
واقعيتي بود كه بسياري ميدانستند. بطوريكه كانديداهاي
متعرض از همان ابتدا نه بدنبال سرشماري دوباره ارا بلكه
فقط خواهان لغوش بودند. آنان ميدانستند كه اگر همه موارد
تخلف را هم به پايشان نوشته شود به سه مليون نخواهد رسيد.
و به همين دليل فقط لغو انتخابات را ميخواستند. من عميقا
بر اين باورم كه آناني كه نه امروز بلكه سالهاست ماهيت
رژيم را ميشناسند، با تاييد جو " سبز پوشان"، عملا اين
تفكر نادرست را الغا ميكنند كه انتخابات قبلي همگي سالم
بودند و فقط در همين يكي تقلب رخ داده
است!. شابد اين اظهار
نظر در درجه اول ظاهري حامي از دولت به خود گيرد اما بنده
امروز با " شال سبز"با ماهيت جمهوري اسلامي اشنا نشدم كه
هرچه كه " سبز پوشان" امروزي الغا ميكنند را قبول كنم!.
بنده آن جوان ميدان ونك نيستم كه ظرف سه ماه به دنياي
سياست هل داده شده باشد بلكه نيمي از عمرم را در اين جهان
سپري كردم ، از همين رو نه حاضرم كروبي ها و موسوي ها و بي
بي سي ها برايم تصميم بگيرند كه چگونه به اوضاع نگاه كنم و
نه منافع فرقه اي دارم كه روزي راي دهندگان جلوي سفارت
ايران در لندن را " مزدوران رژيم و آناني كه براي سفر به
ايران به مهر انتخابات نياز دارند" بنمامم و دو روز بعد
همان مردم را انقلابي و سرنگوني طلب خوانده و درود برايشان
بفرستم ...ادامه |
|

جمال
كمانگر: مجاهدت هاي سرخ زير پرچم سبز موسوى
داستان چپ
ناسیونالیست دنباله رو حوادث هم غم انگیز بود
و هم کمیک ! غم انگیز به این خاطر تا آنجایی که من خبر
دارم در اکثر جاهایی که اعتراض سبزها بوده اگر حضور
میداشتند یا باید هم رنگ موج سبز میشدند یا با خفت و
خواری با کمک پلیس از صف خودشان بیرونشان میکردند.نمونه
های زیادی در این زمینه وجود دارد! کمیک اینجا بود
طرف خودش را "رهبر انقلاب" میدانست وبا لباس سرخ در
یک چشم برهم زدن در دنیای خیالی سوار اسبی شده بود
که از قبل با یراق و کوپال سبز زین شده
بود! مسیررادیکال هم تعین شده بود!ریاست
جمهوری جناب موسوی! ...ادامه |
|
خاتمی:اگر این فضای ادامه پیدا
کند باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم صورت
گرفته
بخش قابل توجهی از مردم به
دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها
مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به
حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد
پذیرفت. اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر
شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار،
اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان
بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام
است |
|
نگاهی
به يك تجربه و ابتكارانقلابی
در زير گزيده ای
از مقاله "نگاهی به يک تجربه و ابتکار انقلابی” برگفته از
نشريه "حقيقت"- دوره دوم، شماره 14، اسفند 1367 را
ملاحظه می کنيد. اين گزيده جهت انتشار مجدد مقداری ويرايش
شده است. از آن زمان تا کنون، اتحاديه کمونيست های ايران
(سربداران) تبديل به حزب کمونيست ايران (م-ل-م) شده و
تحليل ها و مواضع سياسی و ايدئولوژيک آن تکامل يافته است.
با اين وجود، تجربه نقل شده در زير و درس های جمعبندی شده،
از تازگی و اهميت زيادی برای مبارزين امروز برخوردار اند.
|
|
در حاليكه مقامهاي ايراني
روز سه شنبه تهديد كرده بودند كه ديگر هيچگونه ناآرامي و
اعتراضي را به انتخابات گذشته رياست جمهوري تحمل نخواهند
كرد گزارشاتي از اعدام 6 هوادار موسوي نامزد شكست خورده
انتخابات منتشر شده است. منابعي در تهران در گفتگوي تلفني
با اين خبرنگار از به دار آويخته شدن 6 نفر از طرفداران
موسوي در روز دوشنبه در شهر مشهد خبر دادند. اين گزارش به
صورت مستقل هنوز تأييد نشده است. پيش از اين يكي از
روحانيون در سخنراني علني در تهران خواستار اعدام اين
مخالفان شده بود. |
|
حوادث اخير نمونه
كلاسيك و شكستخورده انقلاب رنگي
است
بهاري مؤلفه ديگر انقلابهاي
رنگين را توجه به موضوع انتخابات ذكر كرد و گفت: جريان
معتقد به انقلاب رنگين هميشه خود را قبل از انتخابات پيروز
انتخابات معرفي ميكند و تاكيد هم ميكند كه هر چه غير از
پيروزي اين جريان رخ دهد، نشانگر بروز تقلب است و
رسانههاي غربي هم با حمايت از جريان مذكور تلاش ميكنند
نظريه فوق را در قالب واقعيت به مردم القاء كنند. وي
ادامه داد: اگر در جريان انتخابات طرف مدعي پيروزي راي
نياورد، جريان رهبري انقلاب رنگين شايعه تلقب را مطرح
ميكند و در چنين شرايطي به دو مؤلفه برگزاري تجمعات
غيرقانوني حاكميت و نافرماني مدني تمسك ميجويد و در واقع،
چانهزني را از خيابان ها آغاز ميكند كه در انتخابات
اخير هم اين روند طي شد و جريان پيگير انقلاب رنگين با طرح
مكرر موضوع ابطال انتخابات كه از مهمترين حلقههاي اين
زنجيره است، تلاش كرد چرخه مذكور را كامل كند.
دور تازه اعترافات در جمهوری
اسلامی |
|
سه شنبه 9تير ماه 1388 برابر با
2009-06-30 |
|
شباهنگ راد:
رد
اعتراضات مردمی یا اغراقگوئی نادرست
است!
شناخت واقعیات
امروزی و دقت به اعتراضات بر افروختهی میلیونها انسان در
ایران میتواند آموزهی بسیار گرانبهائی برای همهی
مدافعین راهِ رهائی و آزادی از زیر ستم امپریالیستی باشد.
میلیونها نفر از اقشار متفاوت جامعه این روزها با
انگیزهها، خواستهها و با برداشتهای متفاوت در سرتاسر
ایران به میدان آمدهاند و خواهان رفع هر گونه نابرابریها
و محترم شمردن به حقوق اولیهی خویشاند. دارند در صحنهی
عمل و در صحنهای که سلاحهای رژیم دارد سینههایشانرا
نشانه میگیرد، فریاد حق خواهی و رهائی از قید و بندهای
اسارتبار رژیم جمهوری اسلامی را سر میدهند...ادامه |
|
ماجرای من در فرودگاه تهران و فریادهای پدر
ندا آقا سلطان که ازمردم ایران کمک میخواست
مرد سالخورده و مو سفیدی که
بسیار آشفته به نظر می رسید از پلکان پائین آمد و فریاد می
زد "من پدر ندا هستم، من آقا سلطان هستم، دخترم را کشتند،
ای مردم به من کمک کنید". اول درک نکردم چه می گوید. لهجه
غلیظ ترکی داشت. ولی مرتبا این جمله را تکرار می کرد. به
طرف ماموران رفت و یکی از پیرمردها را در آغوش کشید و
همچنان فریاد می زد "من پدر ندا هستم. دخترم را کشتند. ای
مردم به من کمک کنید". پدر ندا آقا سلطان بود.... |
|
با شما نرقصيدم اما با شما گريستم!
اگرچه من جزو کسانی بودم که
رای ندادم و اعلام کردم که چنين رای دادنی اشتباهی بزرگ
است، اگرچه در تمام روزهای انتخابات که شما می رقصيديد تا
شايد، به قول نيچه، نيفتيد، يا می رقصيديد که به خيال
خودتان تا آزادی رقص کنان برويد، من با همه ی عشقی که به
شادمانی و رقص و سرور دارم، کنار نشسته بودم و ناباورانه و
مبهوت به شما نگاه می کردم. اگر چه در تمام مدتی که برخی
از شما از کانديداهايي که از ميان انگشتان ولايت فقيه و
شورای نگهبان بيرون آمده بودند چيزی را می خواستيد که
«محال» بود، لب می گزيدم و فقط می نوشتم و توضيح می دادم،
به اميد اين که شايد از ميان هياهوی، به قول دوستی، «شور و
شعر» آن را هم بشنويد. اگر چه در تمام مدتی که کانديداها
پشت سر هم به شما قول می دادند و لبان شما را به خنده می
گشودند با خودم می گفتم که کاش انتخاباتی ديگر بود و
کانديداهايي که می شد به قول شان باور داشت تا من هم به
سهم و سليقه ی خودم از آن ها چيزهايي برای شما می خواستم.
و... و.... ...ادامه |
|
توجه:
استفاده از كليه
مطالب اين سايت كاملا ازاد
بوده و نيازى به اجازه قبلى
و ذكر منبع آن نيست .
|
|