من و پالتاك
کارنامه اول ماه مه
بنظرم اومد حالا که برنامه های اول ماه مه را پشت سر گذاشتیم بد نیست برای ثبت در حافظه تاریخی یک نگاهی بندازیم به اینکه کی چی گفت و برنامه ها چطوری پیش رفت.
هر سال یک مدتی قبل از روز کارگر کلیه جریانات و کسانی که خودشون را مدافع منافع طبقه کارگر میدونن و یا از فعالین جنبش کارگری و سیاسی هستن و یا اصلا تشکیلاتهای کارگری اعم از کمیته و سندیکا و اتحادیه کارگری هستن اطلاعیه میدن و نظرشون را در مورد برگزاری این روز و مسائل عمده ای که باید مورد توجه کارگرها قرار بگیره میدن. به همین خاطر از همینجا شروع میکنم و برای اینکه موضوع را خیلی کش ندم بگم که تقریبا همه اعم از حزب و سازمان و شخصیتها و از راست راست تا چپ چپ کم یا زیاد اشاره ای داشتن به فقر و محرومیت، حقوقهای عقب افتاده، افزایش دستمزد، اخراجهای گسترده و رشد بیکاری، قراردادهای موقت و نبود امنیت شغلی، تبعیض جنسی و کار کودکان، حق اعتصاب و تشکل مستقل، سرکوب اعتراضات و خواسته آزادی فعالین کارگری و زندانیان سیاسی. برای همین اگر جریانی چیزی اضافه تر از این موضوعات گفته اسمش را میارم.
حزب توده:
گفته کارگرها باید قاطعانه با " تبلیغات تحریک آمیز و صحنه آرایی های بهانه ساز سران رژیم به بهانه دفاع از حق طبیعی ایران برای دست یابی به انرژی هسته ای" و " سیاست های تهدید آمیز و جنگ طلبانه امپریالیسم" مبارزه کنن و "دست در دست هم جبهه وسیع ضد دیکتاتوری را در مقابل صف واحد ارتجاع، استبداد و واپس گرایی" بسازن و آخرش هم شعار داده که " پیروزباد مبارزه خلق در راه طرد رژیم ولایت فقیه برای آزادی، صلح، استقلال و عدالت اجتماعی".
موقعی که اطلاعیه این حزب را میخوندم یاد زمان شاه افتادم که این حزب شعار جبهه واحد ضد دیکتاتوری میداد و سطح مبارزه با سیستم ارتجاعی را که اتفاقا همین نظام اسلامی و سرانش هم جزیی ازش بودن را به سطح مبارزه با دیکتاتوری شاه پائین میاورد. دوبله همین سیاست حزب توده همون جمله های معروف "وحدت کلمه" و "همه با هم" خمینی بود که نتیجه اش شد همون سیستم ارتجاعی با پسوند اسلامی. اما از اون جایی که سرنوشت تاریخی، جماعت مرتجع را مجبور میکنه که اشتباهاتش را تکرار کنه، الان هم باز میگه " جبهه وسیع ضد دیکتاتوری " و مبارزه با حاکمیت اسلامی را محدود میکنه به " رژیم ولایت فقیه" تا یک جایی برای مرتجعین خندانی امثال خاتمی و بقیه حزب الهی های اصلاح طلب شده و اطلاعاتی ها و شکنجه گرهای مخالف خشونت شده باز بگذاره. میگن خر همون خره منتها اینبار حتی پالونش هم عوض نشده.
اکثریت:
از روز اولی که این جریان بوجود اومد تا امروز هر وقت که نظری یا موضعگیریی ازش دیدم و از جمله اطلاعیه اول ماه مه، بیشتر معتقد شدم که اگر حزب توده ناشیانه عمل کنه و حرف بزنه میشه همون اکثریت. بگذریم.
در اطلاعیه مشترکی که اکثریت با هم پیاله ای هاش یعنی حزب دمکرات کردستان، سازمان اتحاد فدائيان خلق و کومهله داده اشاره ای به برنامه اتمی رژیم و تحریم اقتصادی و خطر حمله نظامی آمریکا کرده اما در اطلاعیه خودش هیچی نگفته. حالا نمیدونم بخاطر اینه که خودش قبول نداشته که جایی برای طرح این مسئله به مناسبت روز کارگر هست یا اینکه تقسیم کار کرده و برای اینکه اطلاعیه اش تکراری نشه چیزی نگفته.
جای دیگه در اطلاعیه اش گفته کارگرها "برای حصول مطالباتتان، برای افزایش دستمزدتان و برای مقابله با تعرض دولت به حقوق کار، اعتراضات و اعتصابات مسالمت آمیز خودتان را تداوم و گسترش بخشید، از تشکلهای سندیکایی و از رهبران خود حمایت کنید"
معلومه که خیلی نگرانه که نکنه کارگرها خدای نکرده یک وقت تصمیم بگیرن که مبارزاتشون را به شکل غیرمسالمت آمیز جلو ببرن. حتما میدونین که اصلا بند ناف اکثریت را با وسایل خشنی مثل تیغ یا چاقوی جراحی و اینجور چیزها جدا نکردن (نمیگم بریدن چون خیلی کلمه خشنیه) و برای همین هم بود که بقول سربلند اصلا از همون اول تیغ ریش تراشی مورد تحریم همه جانبه این جریان قرار گرفت و تنها موردی (غیر از لو دادن اعضا و هواداران سازمانهای سرنگونی طلب به رژیم) بود که باعث شد رهبری این سازمان دستورالعمل لازم الاجرای تشکیلاتی برای کلیه رهبران و اعضا و هوادارانش صادر کنه که همانا استفاده از راه حل متمدنانه ریش تراش هست البته ترجیحا از نوعی که توسط شرکتهای احداثی این سازمان در خارج برای درآوردن چندرغاز هزینه های افراد رهبری تشکیلات به ایران فرستاده میشه. راستش اینو باید بگم که طی تبصره ای عملیات خشنی مانند جنگیدن در کنار برادران حزب الهی چه برای دفاع از میهن اسلامی و چه برای حمایت از حکومت اسلامی در مقابل کسانی که قصد سرنگونیش را داشتن و دارن شامل دستور فوق نمیشه.
راه کارگر:
گفته که تا این جا طبقه کارگر، " به جای حمایت از بسیج عمومی برای انرژی هسته ای... ،راه مبارزه برای زندگی بهتر و سازمان یابی برای تشکل مستقل را برگزیده است." و بعد میگه "در شرایط کنونی بخش اعظم مشکلات کارگران ایران ریشه در مسائل کلان اقتصادی دارد . به عبارت دیگر ، کارگران ایران بیش از هر چیز دیگر از سیاست های نئولیبرالی کل نظام ، از خصوصی سازی ها یا به قولی ، از "خودمانی سازی های" دارایی های عمومی گرفته تا سیاست های مالی و پولی و صادراتی و وارداتی رژیم ، صدمه می بینند."
با این حساب میتونیم نتیجه بگیریم که بخش کوچک مشکلات کارگران البته با اجازه راه کارگر و به شرط اینکه به تریج قباشون برنخوره، ریشه در موجودیت رژیم جمهوری اسلامی داره.
در ادامه میگه که کارگران باید"جنبش سازماندهی کارگران کارگاه های کوچک که بیش از ٩٥ در صد کارگاه های کشور را تشکیل میدهند ، دامن بزند" ، و مبارزات "کارگران بخش های صنعت و خدمات و کشاورزی" و "کارگران تازه بیکارشده و بیکاران و نیمه بیکارانی را که نیمی از جمعیت فعال و جوان ما را تشکیل میدهند" هماهنگ و تقویت کنه و "سازماندهی زنانی که به کار برده وار در " تولید خانگی " و در بازار غیررسمی کار کشانده شده اند و در حال حاضر سرپرستی حدود یک سوم خانوارهای کشور را برعهده دارند" را به پیش ببره.
آدم سورپریز میشه از اینهمه شناخت از بخشهای مختلف طبقه کارگر و از اون بالاتر از این رهنمود های پر اشعه که خیلی طبیعی بود که به ذهن هیچکی نرسه الا راه کارگر. و اما بعدش میگه یک همچین "سازمان یابی سراسری" باید " خواست حد اقل تأمین اجتماعی لازم برای دفاع از حقوق حیاتی همه محرومان کشور را در شمار مطالبات اساسی خود قرار بدهد." سوای اینکه معلوم نیست مطالبات اساسی چیه، نه ترا بخدا شما بگین اگر این واقعا طرح " افق های هرچه گسترده تر و جسارت مبارزاتی" و کنار گذاشتن " محاسبات کوچک و خواست های محدود در واحدهای پراکنده" نیست پس چیه؟
حزب حکمتیست:
لیدر این حزب (همینجا بگم که مقام لیدر بالاتر از رهبر است) طی فرمایشاتی گهربار اعلام کردن که اول ماه مه " روز اعلام وجود طبقه کارگر...، اعلام قصد رهائي بشر...، نوروز...، همبستگي...، هويت...،تمایز و تفاوت از بقیه طبقات...،جامعه شناسی...، اعلام آگاهی از نظام بردگی..." و تکرار دوباره همین حرفها به شکل دیگر، که برای جلوگیری از دهن دره کردن خوانندگان درزش گرفتم، است. ایشون همینطور فرمودن که این روز، روز:" شناختن خود است. بيش از هر چيز، روز برگشتن طبقه کارگر به خودش است." لیدر معظم حزب فرمان دادن که: "طبقه کارگر بايد به جامعه اعلام کنند که جشن است تا بدين وسيله خودش را به خودش بشناساند." ایشون مقرر کردن که شهرها چراغاني شوند، سوت کارخانه ها به صدا درآید، وسایل نقلیه عمومی چراغشون را روشن کنن، رانندگان شرکت واحد و کارگران مترو در اين روز مردم را مجاني سوار کنند " و اگر کسي پرسيد که "چه خبر است؟ مگر تولد امام است؟" جواب دهند مگر نميداند امروز جشن تولد طبقه کارگر است!، جشن بشريت و انسانيت است. جشن رهايي از بردگي مزدي است!"
یاد گرفتین.اینجوری کارگر میفهمه خودش یعنی چی و مردم میفهمن که فرق کارگر با یک آدم مومن و فرق جشن طبقه کارگر با تولد امام چیه.
حزب کمونیست کارگری:
گفته "اکنون جنبش انقلابی عظیمی علیه جمهوری اسلامی جریان دارد که طبقه کارگر ستون آنرا تشکیل میدهد و شعارها و مطالبات سوسیالیستی و آزادیخواهانه اش به لطف جنبش کمونیسم کارگری و حزبش دست بالا دارد." خدایا هزاربار شکرت که جنبش کمونیسم کارگری و حزبش را به ما عطا کردی و مطمئن باش که ما عطایش را به لقایش نمیبخشیم.
این حزب رهنمود داده بود که "نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی، زنده باد جمهوری سوسیالیستی جهت گیری اول مه امسال را بیان میکند." و البته همونطور که ملاحظه کردین به لطف این حزب و جنبشش در تمامی برنامه ها، کارگران حتی یک لحظه ول کن این جهت گیری نبودن و مخصوصا بیوقفه در حال دادن شعار زنده باد جمهوری سوسیالیستی با اینکه هنوز ایجاد نشده بودن.
حزب کمونیست ایران:
طبق معمول برای این حزب با اینکه میگه حزبی سرتاسری برای کارگرن ایرانه اما مسائلی که در ارتباط با کردستان هست همیشه نقش اصلی را براش داره و اگر نخواهیم سر خودمون را شیره بمالیم میتونیم با یک نگاه به گذشته اش و استخون بندیش دلیلش را بفهمیم. فقط نمیدونم چرا وقتی هم خودشون و هم بقیه میدونن باز هم روی اون چیزی که نیست اصرار دارن.
بهرترتیب برای این حزب امسال مهمترین موضوع دستگیری محمود صالحی از فعالین جنبش کارگری در کردستان بود برای همین هم قسمت اصلی اطلاعیه اش را تشکیل میداد و از کارگران خواسته بود که آزادی بی قید و شرط صالحی و لغو احکام بقیه دستگیرشدگان اول ماه مه سقز را در سرلوحه مطالباتشون بذارن. همینطور گفته که "در کردستان، اين تحرک و پيشروی جنبش کارگری است که توش و توان تازه ای به جنبش انقلابی کردستان بخشيده است".
البته ناگفته نمونه که در مورد موضعگیری جنبش کارگری بر علیه بازی اتمی رژیم و تهدیدات نظامی آمریکا هم اشاره ای کرده بود.
حزب کمونیست ـ م ل م
گفته "مهمترین و عاجلترین وظیفه طبقه کارگر، وظیفه سیاسی" است و "پیش شرط انجام این وظیفه"... ، "کمک به شکل گیری قشر کوچکی از کارگران انقلابی کمونیست در بطن طبقه کارگر چند میلیونی" است.
البته فرمایشات این حزب متین است و از لحاظ کلی گویی و روی کاغذ صحیحه اما غیر از چند مورد استثنای قاعده ای که در عمل بر خلاف کاغذ عمل کردن دعا میکنم که منظورشون از این حرفها این باشه که این وظیفه کمونیستهاست (نه طبقه کارگر) که با کارگران پیشرو پیوند بخورن و از دل موقعیت عینی زندگی و مبارزاتشون بتونن با استفاده از اصول علم کمونیسم آگاهی نه فقط اونها بلکه خودشون را هم از قانونمندیهای مبارزه طبقاتی بالا ببرن تا بتونن مبارزات توده های کارگر و همه زحمتکشها را در جهت سرنگونی حاکمیت طبقات ارتجاعی رهبری کنن.
در ادامه اطلاعیه گفته "چه در ایران و چه در مقیاس جهانی، بار دیگر چشمها بسوی سوسیالیسم بعنوان آلترناتیوی در مقابل سرمایه داری، برگشته است." و میگه که ولی "دو الگو، دو چشم انداز و برنامه ی کاملا متفاوت در مورد سوسیالیسم" وجود داره که یکیش "الگوی رویزیونیستی (سوسیالیسم دروغین)" و اون یکی "سوسیالیسم واقعی" هست و تفاوت اونها را هم کلا در اینکه مردم در تصمیم گیریها و ادره امور واقعا درگیر هستن یا نه میگه و از مردم میخواد که "باید "سوسیالیسم" همه احزاب و سازمان ها را بدقت موشکافی کرد و نباید به ادعاهای احزاب در مورد خود یا ابراز لطفی که به کمونیسم و سوسیالیسم می کنند، اکتفا کرد."
اینجا هم باز صحیح میفرمایند و شایسته احسنت و هزار آفرین است ولی از کجا باید فهمید که این ادعاها واقعیه؟ معیار برای فهمیدن این مسئله چیه؟ یکوقت خدای نکرده این سوء تفاهم پیش نیاد که ادعای خط بودن دارم و میخوام مبارزه دو خط کنم اما جسارتا خدمت هم این حزب و هم همه سازمانها و احزاب دیگه عرض کنم که نه تنها این حزب بلکه کل جریانات ایرانی خارجه نشین که ادعای چپ و کمونیست بودن دارن به الگوی سوسیالیستی چه واقعیش و چه کاذبش با دید چشم انداز و دورنمایی نگاه میکنن که بعد از سرنگونی و تشکیل حکومت انقلابی یا کارگری یا سوسیالیستی برقرار میشه و نه الگویی که از همون قدم اول در جریان ارتباط رهبران و پیشروان و تشکیلاتها با توده کارگر و زحمتکش در حین شروع مبارزه، پیشرویها و پسرویها، پیروزیها و شکستها شکل میگیره و تکامل پیدا میکنه. برای همین هم هست که خیلی میشنویم که میگن مثلا وقتی جامعه سوسیالیستی بشه مسئله ستم بر زنان یا ستم ملی یا ... مخصوصا بخاطر رشد تکنولوژی اتوماتیک حل میشه و یا مردم سروران جامعه میشن ولی تا قبل از اون صحبت در مورد همه این چیزها و یا مثلا انتقاد کردن از جریانات سوسیالیست و دست گذاشتن روی ایراداتشون باعث میشه مبارزه منحرف بشه و اینجوری از همون اول به مردم نشون میدن که همه این صحبتها در مورد مشارکت مردم در تصمیم گیریها و ادره امور کشک و پشمه. واقعا همه اون جریاناتی که روی کاغذ ادعای انقلابیگری و مردمی بودن دارین دوست دارین بدونین چرا " شرایط ذهنی یعنی آمادگی سیاسی و تشکیلاتی طبقه کارگر تحت رهبری حزب کمونیست، بسیار ضعیف است"؟ به جای اینکه مردم را با یک مشت کلی گوییها و ادعاهای گنده تکراری حواله بدین به جامعه موعود سوسیالیستی واقعی که در همه امور شرکتشون میدین یک نگاهی بندازین به روابط و برخوردهایی که همین الان با مردم دارین (اگر داشته باشین). به تحلیلهای آبکی و موضعگیریهای نون به نرخ روز خوریتون که بعد از اینکه گندش درمیاد به روی مبارک نمیارین، به جو سازیها و ضایع بازیهایی که سر کسانی که بهر دلیل مثل شماها فکر نمیکنن و بهتون انتقاد میکنن یا جاده خاکی رفتن هاتون را رو میکنن، به هوادار و عضو سینه چاک و بله قربان گو که تربیت میکنین، یک نگاهی بکنین. شماها البته میتونین سرتون را مثل کبک توی برف بکنین و فکر کنین که هیچکی نمی بینه اما از شانس شما، کارگرها و زحمتکشها دیگه هر جریانی را که با یک مشت وعده های سرخرمن میخواد ازشون مثل سیاهی لشکر استفاده کنه و به اسم رهبری نقش آقا بالا سر را براشون بازی کنه اون هم نه در کنارشون بلکه از راه دور، براحتی اعتماد نمیکنه.
اقلیت:
گفته "رژیم اختناق و دیکتاتوری عریان جمهوری اسلامی و نبود آزادیهای سیاسی، مانع بزرگی برسر راه تحقق مطالبات واهداف طبقه کارگر ایران است"
بعدش گفته "تودههای وسیع مردم، زنان، معلمان، دانشجویان و روشنفکران مترقی نیز زیر فشار رژیم دیکتاتوری و اختناق قرار دارند واز آزادیهای سیاسی و حقوق دمکراتیک محروماند.آنها نیز خواهان برافتادن رژیم دیکتاتوری واختناق و حصول به آزادی هستند"
به همین خاطر به زبون خوش پیشنهاد کرده "زیبنده است که شعار زنده باد آزادی، در صدر شعارها و مطالبات طبقه کارگر در اول ماه مه قرار بگیرد"
آدم حیرون میشه از این همه هوش و روشن بینی اما نمیدونم امسال چه چیزی با سالهای پیش مثلا همین پارسال که اقلیت گفته بود شعار "تشکل مستقل" باید اصلی باشه فرق کرده که امسال شعار زنده باد آزادی باید در صدر باشه. یعنی سالهای پیش رژیم مانع بزرگ سر راه طبقه کارگر نبود؟ یا زنان، معلمان، دانشجویان و روشنفکران مترقی از آزادیهای سیاسی و حقوق دمکراتیک محروم نبودن و تازه امسال خواهان برافتادن رژیم دیکتاتوری واختناق و حصول به آزادی هستند؟
موضوع دیگه که نمیدونم بخاطر گیجی منه یا اقلیت (قضاوتش با شما) نفهمیدم اینه که حالا که طبقه کارگر برای رسیدن به اهدافش راهی نداره جز سرنگون کردن رژیم و تودههای وسیع مردم هم خواهان برافتادنش هستن چرا یکباره شعار "سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی" را که همیشه آخر همه اطلاعیه هاتون به هر مناسبتی نوشته میشه به جای شعار زنده باد آزادی در صدر مطالبات نباشه؟
و اما در اطلاعیه هیچ رهنمودی به کارگرها یا موضعگیری در مورد تحریم و یا تهدیدات نظامی آمریکا نبود.
چریکهای فدایی:
بر خلاف اطلاعیه مفصل پارسال، امسال خیلی مختصر و مفید گفته "در چنین شرایطی ضرورت سرنگونی اين نظام ضد خلقی با برجستگی هر چه بيشتری در مقابل کارگران قرارگرفته و آنها را به تنها راه نجات خود يعنی انقلاب بر عليه وضع موجود فرا می خواند."
اما چیزی درباره نحوه سرنگونی یا انقلاب مثلا با استفاده از تئوری موتور کوچک و بزرگ رژی دبره یا عملیات چریک شهری تاکتیکی و استراتژیکی نگفته.
امسال در مورد جنجال اتمی و احتمال حمله آمریکا هم حرفی نزده. البته شاید بخاطر اینکه پارسال مفصل در موردش توضیح داده.
شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری (در ایران)
این شورا که از چندین تشکل مختلف کارگری و گروهی از دانشجویان تشکیل شده در اطلاعیه اش بمناسبت روز کارگر روی برگزاری مستقل مراسم این روز تاکید کرده و در قطعنامه ای که برای اول ماه مه داده گفته: "به باور ما رهایی کامل از منجلاب و فلاکتی را که نظام سرمایه داری برای کارگران مهیا نموده و به آنان تحمیل می کند ، تنها و تنها با الغای کامل و همه جانبه این نظام نابرابر و استثماری متحقق خواهد شد و لا غیر.لیکن تا آن زمان و همراه برای تحقق این امر خطیر ما کارگران برای پیگیری خواستها و مطالبات زیر و به کرسی نشاندن آنها تلاش و مبارزه خواهیم کرد"
در یکی از بندهای مطالبات آمده "حق ایجاد تشکل های آزاد و مستقل کارگری (مستقل ازدولت و کارفرمایان)و سایر حقوق اجتماعی از جمله حق آزادی اعتصاب ، تجمع ، راهپیمایی ، قلم ، اندیشه ، بیان و ..."
بوجود اومدن این شورا و قطعنامه اش نشون میده که اونهایی که توی میدون مبارزه هستن با پیگیری دارن کار را دنبال میکنن و قدم به قدم دارن جلو میرن و امید را در دل همه زنده نگه میدارن اما یک سئوالی که هست اینه که چرا سندیکای شرکت واح&