من و پالتاك

جواب به بسته پیشنهادی توسط رژیم و پی آمدهای آن –علی شمس

 

تقریبا تمامی اپوزیسیون بر یک نکته توافق دارند : رژیم اسلامی ایران ایجاد بحران  خارجی یکی از پایه های سرکوب داخلی اش را تشکیل داده است. زمانی جنگ با عراق ، زمانی مسله سلمان رشدی و.... واکنون مساله بحران هسته ای .

خمینی جنگ را «نعمت » برای دستگاه سرکوب خود میدانست و مسله هسته ای وحتی بخشی از حاکمیت حمله آمریکا و ایجاد جنگ را در حال حاضر «نعمت » میداند وبر همین اساس هم خود را «سازش ناپذیر» جلوه میدهد وبر مساله هسته ای به عنوان «منافع ملی » تاکید میکند وپافشاری.

البته این بخش از حاکمیت  در این پافشاری برای ایجاد «جرقه جنگ» تنها نیست در سوی دیگر نزاع اتمی نئوکانهای جنگ طلب در هیئت حاکمه آمریکا ، اسرائیل و مجاهدین خلق وسلطنت طلبان میباشند که بر طبل جنگ میکوبند .

ولی مردم ایران سر دیگر این دعوای قدرت میباشند که اغلب در جنگ های گروهی بر سرقدرت فراموش میشوند . مطمئنا مردم ایران خواستار جنگ نمیباشند ومطمئنا منافع آنها در داشتن حتی نیروگاههای اتمی نیست چرا که نیروگاه های اتمی بر خلاف تبلیغات سرمایه داری جهانی وکنسرنهای تولید کننده این نیروگاه ها یک انرژی پاک وآینده دار  نیست که بتوان بر ایجاد چنین تاسیساتی اصرار داشت . در کشورهای پیشرفته سرمایه داری مردم آن کشور وسیاستمداران مترقی ومستقل از کنسرنهای بزرگ آنها دقیقا در جهت متوقف کردن کار این نیروگاهها مبارزه میکنند و حتی دولت آلمان ائتلافی سابق  سبزها وسوسیال دمکرات توافقی برای برچیدن این مراکز اتمی تا سال دوهزار وسی کرده اند وقرار داد آن  را بسته اند. در حال حاضر در آلمان سعی در ایجاد منابع انرژی دیگری میباشند ودولت فعلی میخواهد طی چند سال آینده بیست وپنج درصد انرژی تولیدی خود را از بیو انرژی تولید کند که البته بر سر این مساله هم بین کارشناسان توافق ندارند .

از این که بگذریم مساله مراکز تولید نیروی هسته ای در کشور ما با توجه به محدود بودن معادن اورانیوم جهان که در صد زیاد آن درکشور استرالیا و کانادا میباشد ، با توجه به تکنیک ضعیف روسی وبا توجه به زلزله خیز بودن مناطق ایران یک ریسک زیاد را در بردارد علاوه بر آن میبینیم که چه پیامدهای سیاسی نیز در بردارد که بهانه به قدرت های امپریالیستی برای پیش بردن سیاستهای خود میدهد.

ولی علاوه بر این واقعیت ها که مراکز هسته ای نه غرور ملی است و نه در جهت منافع ملی ومردمی ایران میباشد وتنها یک نمایش ضد مردمی برای انحراف افکار عمومی وشایدقدرت طلبی خام باشد وشاید هم بخشا از درون حاکمیت میخواهند با «بمب اتمی اسلامی » بودن خود را تضمین کنند که  باید نگاهی به دولت شوروی سابق بیفکنند ودریابند که با وجود بمب اتمی هم یک مساله مهم واصلی دارند که قادر نیستند با هیچ «بمب هسته ای اسلامی »آنرا حل کنند وآنهم خواسته های مردم زحمتکش ایران برای آزادی ، برابری میباشد که این حکومت با ماهیت ارتجاعی اش قادر نیست این خواسته ها را برآورده کند واین جنگی است که این رژیم دیر یا زود به مردم ایران خواهده باخت.

پس جنگ مردم ایران با  جناحهای مختلف جنگ طلب وحاکمیت جمهوری اسلامی  و امپریالییستهای خونخوار و گروههای اپوزیسیون جنگ طلب اقتدار گرا دقیقا بر سر خواسته های آنها میباشد وبرای همین نیز هر سه جریان یعنی حاکمیت جمهوری اسلامی ، امپریالییستها و وابستگان آنها د راپوزیسیون ایرانی  یعنی  مجاهدین خلق وسلطنت طلبان وبخشی از جمهوری خواهان در یک نقطه اشتراک باهم کار میکنند ایجاد بحران وجنگ !چرا که همه آنها میدانند که در بحران های جنگی است که رشد جنبش های اجتماعی سرکوب میشود وامکان رشد واقعی نمیابند

جواب رژیم ایران به بسته پیشنهادی  محتویاتش مشخص نیست میتواند یک  عقب نشینی دو طرفه از مواضع گذشته باشد چرا که هردو طرف نزاع یعنی ارتجا ع جمهوری اسلامی و همچنین امپریالیستها با توجه به موقعیت شان ومسائلشان در یک حالت پات در مقابل هم قرار گرفته اند . آمریکا در افغانستان وعراق وبحران اقتصادی  اسیر است و رژیم ایران در چنبر بحران داخلی وجنگ داخلی اش علیه مردم ایران و بحران وفشار خا رجی و ایجاد یک جنگ در خارج .

زهر اتمی ؟

بعضا این عقب نشینی دو طرفه را برای رزیم به عنوان «جام زهر » تعبیر میکنند ولی آیا  این زهر واقعا تاثیر میگذارد وکدام زهر برای رژیم خطرناک تر است ؟زهر عقب نشینی ویک توافق وسازش با کشورهای امپریالیستی ویا عدم عقب نشینی : هردو اینها برای رژیم عواقبی دارد ولی رژیم عموما برای حفظ کل حاکمیت خود وبالا وپایین کردن واحتمالا وقت خریدن برای بدر کردن دوران بوش تا شش ماه دیگر به این بسته پاسخ گفته است . ولی آیا واقعا در صورت توافق رژیم زهر نوشیده است ؟

ما چنین تحلیل هایی در زمان جنگ عراق وایران نیز اپوزیسیون بویزه مجاهدین خلق  داشتیم که در تحلیل های خود عنوان میکردند که در صورتیکه رژیم ایران عقب نشینی کند وصلح ویا آتش بس را بپذیرد درهم خواهد شکست وبر اساس همین توهم بود که مسعود رجوی آخرین شانس خود را برای «فتح تهران » در زمان حکومت صدام وبا یاری نیروی هوایی صدام در عملیاتی موسوم به «فروغ جاویدان » آزمایش کرد که نتیجه آن شکست کامل بود. ورژیم به عمر خود ادامه داد و آتش بس با عراق این رژیم را درهم نشکست واین زمانی بود که درآمدهای نفتی رژیم به مانند امروز نبود و کل رژیم ایران قدرت خود را در منطقه اینگونه مانند امروز افزایش نداده بود.

یعنی با توجه به    ضعف اپوزیسیون ایرانی و با توجه به عدم سازمان دهی ویک صدا بودن جنبش های کارگری ، دانشجویی وزنان در ایران  این رژیم است که باز دست بالا را خواهد داشت . ولی پتانسیل بالایی در جامعه ایران برای آزادی خواهی وبرابری خواهی  وجود دارد که در حال جوشش است ومطمئنا  متوقف شدن تهدیدات خارجی این پتانسیل را بیشتر وبیشتر بالفعل خواهد کرد ودر مقابل رژیم قرار خواهد داد . حال آیا رژیم قادر به سرکوب این پتانسیل میباشد وآیا میتواند آنرا تعدیل کند و تحت کنترل داشته باشد؟ کاری که از زمان هیجده تیر تاکنون انجام داده است چیزی نیست که با یک حساب دو در دو بتوان جواب  داد وتنها کسانی که خود را پیامبر میدانند میتوانند از قبل حتما  چنین پیش بینی هایی بکنند ومعادلات وتعادل قدرت بین جنبش مردم ایران برای آزادی وبرابری را با اطمینان خاطر امام الزمانی وعده پیروزی دهند وشعار گونه خود را وطبقه کارگر را پیروز بدانند این هم از صدها فرسنگ در خارج کشور که در همین جا نیز قادر به سازمان دهی ایرانیان تبعیدی نیستند  ویا باید با هزینه  هنگفت مانند مجاهدین برای تظاهراتشان نیرو ی تظاهراتی خود را از لهستان دانشجویی  با «پاریس شش ایرو» تامین کنند ویا سی یا چهل نفر گرد هم آ یند اینهم با دهها اطلاعیه گروههای مختلف وتمامی اش هم ثمره اش چند عکس میز کتابی است.

اپوزیسیون جنگ طلب مانند مجاهدین در این بین مانند زمان جنگ عراق وایران که بر روی این تضادها ی درون ارتجاع سرمایه گذاری کرده وخود را به یکی از محورهای قدرت یعنی صدام حسین نزدیک کردند عاقبت بازی را باختند این بار نیز خواهند باخت همینگونه که نشانه هایش از عراق که برای مجاهدین بسیار مهم است بیرون میزند وزده است  ومظلوم نمایی های موشکی مجاهدین بطور مکرر که از طرف هیچ منبع خبری دیگری تایید نمیشود در همین جهت میباشد چون اوضاعشان در عراق وخیم است  وتکه نان  جناحهایی  از دولت فخیمه انگلیس هم برایشان مساله حل  نمیکند چون از نظر استراتژیک باز در یک بازی تکراری مانند یک قمارباز سرمایه گذاری کردند که برایشان مدتی نان وآب دارد ولی بدلیل ماهیت ارتجاعی مجاهدین ونزدیکی به قدرتها ونه مردم وچیدن تمامی تخم مرغها در سبد صدام وامروز جنگ طلبان نئوکان باز هم بازنده هرگونه تحول در جهت سازش در مساله اتمی میباشند ویادمان نرود که رژیم بقولی یک بار این «زهر » را خورد  وسقط نکرد چرا که تحلیلها براساس ذهنیت بود ه است واین بارهم متاسفانه رژیم میتواند سیاستهای خود را به پیش ببرد و اپوزیسیون منفعل تنها تماشاگر وتحلیل گر قضایاست ویا مانند مجاهدین تا عمق غرق در کثافات وابستگی سیاستهایش به قدرتهای بزرگ.

میتوان با کلمات بازی کرد ولی گذشته چراغ راهنمای آینده باشد وباید زمینی وواقعی حرکت کرد وبرای همین نیز بایستی  کار دیگر کرد.باید نقطه قدرت ها وضعف های رزیم ایران و نقطه قوتها وضعف های جنبش مردم ایران و اپوزیسیون آنرا بدرستی بدوراز هر تعصبی شناخت وشناخت اولین پایه برای حرکت قرار داد  .بایستی شاید نیروهای چپ در خارج کشور یک میدان جدید برای حمایت و گسترش جنبش های درون ایران داشته باشند . چهار میلیون ایرانی در خارج کشور میتواند میدانی برای کار باشد ویک حرکت د رخارج کشور وهماهنگ با جنبش های داخلی میتواند پتانسیل نهفته در جامعه ایران را آزاد تر کند و جنگ واقعی بین مردم ایران ورژیم ایران را بطور جدیتری شروع کند . باید از صورت تحلیل گر نظاره گرا به صورت عمل گرا  ودخالت گرا با قدرت مردم ونه تکیه به نیروهای ارتجاعی وقدرتهای امپریالیستی مانند مجاهدین خلق در آمد وبا صر ف نیرو پا به میدان  عمل نهاد  وگرنه رژیم باز هم هرچند زهری هم بخورد باز پا برجا مانند گذشته باقی میماند.

 

در مورد مطلب بالا نظر دهيد و نظرات ديگران را بخوانيد

نظر دهيد

 

 

برگشت