من و پالتاك

 

نقش زنان مبارز در مبارزه بر عليه ستم را انکار نکنيد!

 

با سلام به همه انقلابيون ايران.

 

قبل از هر چيز بايد بگويم که من به عنوان يک زن ايراني که هم شاهد تاثيرات زجردهنده  فرهنگ مردسالاري حاکم بر ايران بوده و هم شخصا صدمات زيادي از آن خورده است براي همه زنان انقلابي که با فعاليت هاي خستگي ناپذيرشان راه نابودي اين امر و رهائي زنان را هموار کرده و مي کنند ، احترام زيادي قايل هستم. به همين دليل هم   حملات اخير  شخصي به نام رودا کياني به  اشرف دهقاني ، من را مجبور کرد که توضيحي در مورد نقش و اهميت او و ديگر يارانش در رابطه با زنان ايران بدهم.

 چرا که مي دانم  که زنان انقلابي کشور ما در چه شرايط غير قابل وصفي بر عليه اين فرهنگ مرد سالارانه و نظام سرمايه داري که هر روز آن را باز توليد مي کند بپا خاسته و خواهان برابري براي زنان و رهائي آنان شده اند. من خود شاهد بوده ام که زنان مبارز ما چگونه سنگر به سنگر جنگيده اند تا خواستها و مطالبات خودشان را در سطح جامعه مطرح کنند. پس چگونه مي توان سنت شکني ها و ارزش آفريني هاي آنها را ناديده گرفت. درست است که رشد مناسبات سرمايه داري در بطن خود الزاما فضا هاي جديدي براي زنان بوجود مي آورد اما نمي توان اين واقعيت را ناديده گرفت که که در تاريخ کشور ما يکي از مهمترين عواملي که فضاي کاملا بزرگي در مقابل زنان ايران بوجود آورد همانا مبارزات چريکهاي فدائي خلق بود. و من خود به عينه شاهد بوده ام که چگونه هر روز تعداد بيشتري از دختران جوان ايران بسوي اين سازمان و جنبشي که بنيان گذاشتند روي مي آوردند و از آن تاثير مي گرفتند. بنا براين براي من که اين تجربه را ديده و در مقابل چشم دارم ارج گذاري بر نقش زنان چريک و يکي از اولين هاي آنها يعني اشرف دهقاني در هموار کردن راه مبارزه زنان براي رهائي امري فراموش نشدني است.  به نظرمن دفاع از   ارزش هائي  که آنها خلق کردند و سنتهائي که آنها بر جاي گذاشتند  وظيفه همه فعالان جنبش زنان مي باشد.

رودا کياني که يا متعلق به يک خانواده نا آگاه بوده که  مبارزين چريک را بنا به تبليغات رژيم شاه خرابکار خطاب مي کردند و يا اصلا در سن و سالي نبوده که از مسايل آن دوره خبر داشته باشد ، با بي اطلاعي و در عين حال به طور مغرضانه ادعا مي کند که مردم ايران در دوره شاه  اشرف دهقاني را نمي شناختند. و به اين طريق بخشي از  تاريخ مبارزات زنان مبارز ما را تحريف مي کند.

اما من که از خانواده اي کارگري آمده ام به خوبي به ياد دارم که فرار اشرف دهقاني و کتاب حماسه مقاومت او روي روحيه مردم ستمکش ما تأثير  مثبتي گذاشت. همانطور که درگيري هاي خياباني چريک ها تأثير مي گذاشت. فقط داشتن يک دانشجو در فاميل کافي بود که همه ما بچه ها راجع به آن دختر چريکي که از زندان فرار کرده و راجب به دخترهاي چريکي که با مزدوران مي  جنگيدند و بعد هم از پشت بام ها فرار مي کردند بشنويم. بزرگترها هم از شنيدن دهان به دهان اين اخبار ، تأثير مي گرفتند. به خوبي روزي را به ياد دارم که مادر من براي اولين بار صدايش را روي  پدرم بلند کرد که:"دخترها از زندان فرار مي کنند، چرا من نتوانم از دست تو خودم را خلاص کنم؟"

زن ها و دخترهاي ايران که قرباني فرهنگي مردسالار بودند از دختران شجاع چريک جرئت برخورد با مناسبات ضالمانه حاکم   را مي آموختند. هنوز هم همينطور است وزنان زحمتکش از مبارزات زنان آگاه درس مي گيرند. 

تنها نگاهي به کتاب جديد اشرف دهقاني به نام "بذرهاي ماندگار" که  برعليه رژيم جمهوري اسلامي و توطئه هايش براي شستشوي مغزي جوانان و زنان ما و همينطور عليه کساني نوشته شده که با نوشته هايشان به عملي شدن هدف رژيم کمک مي کنند، نشان مي دهد که زنان چريک در چه شرايط سختي  پرچم رهائي مردم ما و از جمله"  نيمه ديگر " آن را بر افراشتند. بنابراين نبايد اجازه داد که امثال رودا کياني تحت لواي نفي کيش شخصيت با کينه توزي نقش اشرف دهقاني در تاثير گذاري بر مبارزه زنان را انکار و به اين ترتيب ارزش و   سنتهاي گرانبهائي که  زنان مبارز ما بوجود آوردند را زير پا گذاشته  وشرايط تداوم فرهنگ مرد سالارانه حاکم را تسهيل کنند.

اين نوشته کوتاه را به پاس قدر شناسي از مبارزات آن سالها و از جانب آن زنان و دختراني نوشتم که همه انقلابيون و بخصوص چريکها را هنوز عزيزاني مي دانند که همواره در راه رهايي مردم قدم برمي دارند.

طلعت الفتي 

28 مهر 1384