من و پالتاك
محمود حسینی نژاد
پاسخی دیگر به سربلند
مُتعجبم که چرا انسان های مبارز و آزادیخواه، وقتی میخواهند نوشته ای را مورد نقد و بررسی قرار بدهند، آن مقوله را بطور دقیق حتی چند بار نمیخوانند.
شما متاسفانه جزء همان دسته از آدم هایی هستید که فقط جواب دادن برایشان مُهم است و کاری به مطالب ذکر شده در نوشته مورد انتقاد، ندارند.
بنده، برای حمله کردن شمشیری ندارم، که بخواهم برای دفاع، از سپر استفاده کنم. ولی متاسفانه شما کاری به دفاع ندارید چرا که چهار چوب فکری شما تنها حمله است.
میگوئید:" .... به موضع گیری های هیستریک و نفس کش طلبیدن بحث میکردی...." در کدام قسمت پاسخ من به شما، "نفس کشیدن" بود؟ اصولأ فرهنگ "نفس کشیدن" و نفس کش طلبیدن در چهار چوب فکری من نمی گنجد. میگوئید:" باور کُن رفقا احمد زاده و اشرف و پولاد برایت اسطوره های دست نیافتنی هستند.." من تنها یک پاسخ به شما دادم، در کجای این پاسخ چنین چیزی آمده است؟ حتی نمیشود از پاسخ من به شما، این استباط را کرد، من کجا اسم پولاد را آوردم.
شما میگوئید:" چرا بمجرد نقدی بر نظر و اندیشه ای اینچنین هراسان میشویم..." و یا اینکه " جنبش چریکی ایران چه بود که کسی جرئت نقدش را نداشته باشد؟" شما چه نقد علمی و مارکسیستی از جنبش مسلحانه در پاسخ اولیه خود کردید؟ و چرا من باید هراسان شوم؟ شما میگوئید:" مگر رفقا پویان و احمدزاده و اشرف که بودند؟" مگر گفته ام، آنها از کره دیگری آمده اند و یا غیر قابل خطا هستند؟
شما میگوئید:" احمدزاده یکی از چند تئوریسین جنبش چپ ایران...... قدیس نبودند." در کجا بنده گفتم آنها مبرا از خطا بوده و یا بقول شما قدیس بوده اند.
شما میگوئید:" کمونیستها در این سالیان یاد گرفته اند که ....... و هنوز دهن باز نکرده ......انگ توده ای و راه کارگری ......به جان بخریم......." در کدام پاراگراف از پاسخ، من به شما نوشته ام نباید مسائل کمونیستسی را به نقد علمی کشید؟ در کجا من به شما گفته ام توده ایی هستید؟ از راه کارگر که نامی نبرده ام! من نوشتم " جنبش چریکی....... در یک کلام جدا از توده بوده، بحث کهنه شده ایی است که از همان آغاز مبارزه ی مسلحانه توسط حزب توده و.... عنوان شد. البته جواب آنها همان زمان به اشکال گوناگون داده شد". آیا غیر از این بود؟ آیا در آن زمان در شروع این مبارزه توده ایی ها آنرا جدا از توده نگفتند؟ در کجای نوشته من به شما انگ توده ای زده شده است؟ من از یک واقعیتی که اتفاق افتاده بود، یاد کردم.
شما میگوئید:" چرا من با مجاهدین دشمنی دارم اما شما ندارید؟ واقعأ چرا؟..... دلیل دشمنی من با گنجی در کجاست؟.... دقیقأ همین امروز و نه فردا فریاد بزنم که گنجی جنایتکار است....... "
من در پاسخ نوشته شما نوشتم" آقای سربلند، میزان کینه ورزی شما به مجاهدین به آن درجه است که کاری به نوشته طرف ندارید کافی است طرف بگوید، م .... شما آشفته میشوید. گویا که حتی نام بردن از مجاهدین بدون صفات مورد نظر شما، شما را مُنقلب میکند. در این کتاب ستایش و ارجی که از مجاهدین میشود در مورد مجاهدین آن زمان است وکاری به سیاست های مجاهدین کنونی ندارد. آقای سربلند آیا شما جرئت این را دارید که بگوئید مجاهدین خلق سالهای ابتدایی دهه ٥٠، نوکران امپریالیسم بودند؟" بحث من با شما در باره ی مجاهدین آن زمان است که اشرف دهقانی به آن اشاره کرده است. آقای سربلند، هر واژه بار خاص سیاسی خود را دارد و اینکه مجاهدین آن زما ن ارتجاعی بودند با اینکه اینک شما مجاهدین را نوکر امپریالیسم میدانید زمین تا آسمان فرق دارد. چرا با کلمات بازی میکنید؟ در کجای کتاب، اشرف دهقانی به سیاست های کنونی مجاهدین پرداخته که شما را آزرده خاطر کرده است؟ در ضمن گفتن این جنایتکار است، آن یکی مُفسد فی الرض است، این ضد انقلاب است، این ضد خلق است،و از این قبیل...... دال بر شهامت و انقلابی بودن نیست. من در کجای نوشته ام از گنجی نامی برده ام ؟
شما ، میگوئید:" تو خود بهتر از من میدانی که بجز همان جریان چریکهای فدایی خلق که ظاهرأ شما هم از هوادارانش هستید هیچ بخشی از جنبش کمونیستی ایران به جنبش چریکی اعتقادی نداشته وحتی با آن مرزبندی دارند.........و چرا رفقای چریک مشی مسلحانه را نه در عمل بلکه ٢٥ سال شعار دادند؟........"
آقای سربلند، من هم بر خلاف میل باطنیم ناچارأ مانند خودتان جواب میدهم: اولأ این مثال شما هیچ پایه علمی ندارد. اگر همه چیزی را فکر کنند که حتی فردی مُنفرد آنگونه فکر نکند، این دال بر درستی اندیشه همه نیست. در ثانی چرا شما، "طبقه کارگری ها" در این ٢٥ سال فقط شعار داده اید؟ چرا عمل نمیکنید؟ اینکه در مقایسه با مبارزه چریکی خطرش کمتر است؟ چرا به ایران نمیروید و کار آرام سیاسی خود را در میان پرولتاریا شروع کرده و آنها را به آگاهی طبقاتی خودشان برسانید؟
شما میگوئید:" برداشتن اسلحه نشاندهنده هیچ چیزی نیست. بلکه مهم تفکری که پشت اسلحه............. یا، فرخ نگهدار را انقلابی .... جانفشانی ... زندانی .. شکنجه شدن... لاجوردی ......" اینها چه معنایی داشته و چه ربطی به اندیشه من ( ویا اندیشه اشرف دهقانی در کتاب بذرهای ماندگار دارد) دارد.
من هرچه به مغزم فشار می آورم که واقعأ شما چطور یک سری مسائل را که نه به پاسخ کوتاه من و نه به کتاب بذرهای مانگار مربوط میشود در اینجا آورده اید، موفق به یافتن پاسخ نمیشوم.
واقعأ من نمیدانم، که شما چه میگوئید؟ عقلم به جایی نمیرسد. اگر کسی پاسخ من را نخوانده باشد و نوشته شما را بخواند فکر میکند که کسی گفته تنها برداشتن اسلحه مهم است ، تفکر پُشت آن مهم نیست! در کجای پاسخ کوتاه من، به این جملات برخوردید که خودم از آن خبری ندارم؟
شما میگوئید:" مارکس، لنین، استالین، ومائو همگی در دوره خود اشتباه کردند که ...... بر خلاف نظرات مارکس....... لنین بر سر مقوله دیکتاتوری پرولتاریا....... مائو در حالی افق جدیدی را.......همان اشتباه را استالین..... حالا عجیب نیست که رفیقی مانند احمدزاده را معصوم و فاقد هرگونه ااشتباه بدانیم؟!"
من باید بگویم بخش اعظم کمونیستهای ایران با مائو و استالین مرزبندی دارند. نمی خواهم برخوردی مانند شما به مسائل داشته باشم اما همانطورکه از هواداران جنبش چریکی سئوال کردید، منهم مانند شما اما این بار از شما سئوال میکنم، پس این هواداران لنین و مائو در کشورشان خوابشان رفته است ، چرا اگر جنبش چریکی در این مدت ٢٥ سال بی عمل بوده است پس این چریکهای دهقانی در چین در خلال ٥٠ سال اخیر حتی مانند چریکها حدالقل شعارش را هم ندادند!
من در نوشته کوتاه خود چیزی را که حتی نشان دهد احمدزاده را مبرا از خطا دانسته ام پیدا نکردم.
شما در آخر نوشته خود میگوئید:" چقدر احمقانه است که اگر کسی از من وحشت....."
من در پاسخ به نوشته شما نوشتم:" آن دسته رفقا که هنوز خود را از خانواده فدایی میدانند و شاید به این خاطر که شما را میشناسند و از ترس اینکه خشم سربلند دامنگیرشان نشود و مبادا نوشته هایشان در منو پالتاک چاپ نشود! در مقابل نوشته های غرض ورزانه شما به جنبش مسلحانه سکوت می کنند، اعتراض بکنم. چرا که در این جا بحث بر سر اشرف دهقانی و یا عباس توکل و یا.... نیست. تا دلتان میخواهد این رفقا را بکوبید. بحث بر سر تئوری جنبش مسلحانه است که شما آنرا جدا از توده میدانید. لطف کرده و در مقابل آن مشی توده ای را نشان دهید!
آقای سربلند هنوز هم به این گفته خود باور دارم، چرا که برخی اسامی در سایت من و پالتاک شما بچشم می خورد که میدانم آنها به مشی مبارزه مسلحانه اعتقاد دارند و آنرا جدا از توده ، نمیدانند. حال جمله خود را اینطور بیان میکنم، که آنها چقدرفرصت طلب هستند که نمی خواهند خود را با شما درگیر کنند! امیدوارم که راضی شده باشید!
آقای سربلند، من عاشق چشم وابرو احمدزاده و پویان نیستم، بلکه از تئوری آنها درآن زمان که توانست در مقابل خط مشی کار آرام سیاسی و خیانتهای حزب توده قد علم کند و آن سکوت مرگبار را بشکند و.... دفاع می کنم. من خود یکی از سرسخت ترین مخالفان بسیاری از اندیشه هایی که از جانب طیف کنونی فدایی عرضه می شود هستم. اشرف و پولاد دو انسان مبارز در خارج ازکشور هستند که من به آنها احترام میگذارم و بس.
شما میگوئید "نقدی نکرده اید که من بخواهم هراسان شوم" ، به آن مقطع زمانی و بررسی شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان و سازمان های آن دوره نظری بیاندازید تا بفهمید جنبش چریکی چه اثراتی را در میان مردم گذاشت.
بله، باز هم تکرار میکنم، شما وقتی میگویید جنبش چریکی یعنی دور از توده، لطف کنید در آن مقطع زمانی آن مشی توده ایی که بازتاب اجتماعیش بیشتر جنبش چریکی بوده است نشان دهید!
آقای سربلند، واقعا شما مسائلی را مطرح کرده اید که من در نوشته خود به آنها اشاره ای نکرده ام .
باور کنید، من یکبار دیگر پاسخ اولیه خود را خواندم چرا که از شما که خود را انسانی صادق و آگاهی میدانید انتظار داشتم به مسائلی برخورد کنید که من به آنها اشاره ای کرده باشم. از اینرو فکر کردم که شاید هنگام نوشتن حواسم جمع نبود، و چیزهایی نوشته ام که شما به آن مسائل پاسخ دادید!
بدیهی است که شما میتوانید در مورد هر پدیده و یا مقوله ای اظهار نظر کنید. این حق طبیعی شما و هرکسی هست. اما لطف کرده قبل از آن، نوشته مورد نقد خود را با دقت بخوانید و شرایط پدیدار شدن آن موضوع مورد بحث را در نظر بگیرید وسپس به انتقاد آن بنشینید ، چرا که به قول مسعود احمدزاده ، شرط صداقت برخورد جدی به مسائل است.
13 جولای