من و پالتاك

 

افترا و اتهام در پوشش نقد

                       

چه دغل کارانه است که کسي به بهانه تعريف ازکتابي ، اما در واقع به قصد  تصفيه حساب ، شيوه افترا و تهمت زني سازمان شناخته شده ديگري را دنبال کند.

 

من اين مختصر را خطاب به آقاي مسلم منصوري در مورد مقاله ايشان در مورد کتاب "بذرهاي ماندگار" ودر واقع حمله ايشان به نقد ديگري از همين کتاب به نام "بذرهاي ماندگار، تراژدي توقف يک نسل"  ، مينويسم .

 

اگر چه من از لحاظ  نظري و تحليلي با مواضعي همچون "جنبش چريکي " ،  "مبارزات چريکي" و جمالاتي نظير " ...در سرتاسر كتاب نه طبقه اى را مىبينيم و نه مبارزه اى كه آگاهانه طبقات اجتماعى را نشانه گرفته باشد..." که در مقاله  "بذرهاي ماندگار، تراژدي توقف يک نسل" آمده  ،اختلاف نظري اساسي دارم  و معتقد هسثم که رفيق  نويسنده آن مقاله به نادرستي مبارزه مسلحانه آن دوران را همان خط مشي چريکي  جدا از نوده ها تلفيق  ميکند ، که رفقاي ديگري در مقالات خود به آن پرداخته اند ، اما کار فرصت طلبانه شما با برداشتن کلمه "توقف" از ميان تيتر آن مقاله ، آن را به "تراژدي يک نسل" تبديل کردن و بعد با نوشتن کلما تي مثل "رژيم" ، "پرونده بازجوئي زندانيان" ، نويسنده آن مقاله را از تعليم ديدگان حوزه علميه قم خواندن ، همه و همه شيوه کثيف افترا و تهمت زدن شناخته شده اي است ، که شديدا محکوم است. اين شيوه مبارزه سياسي و ايدولوژيکي درون خلقي نيست .         

 

کتاب "بذرهاي ماندگار" پيام عشق و دوستي به خلق است ، پيام خشم و  نفرت و کينه به دشمنان خلق است ، پيام  شوريدن بر عليه هر آنچه بوي تفرقه و نفاق است.   پيام همبستگي  زحمتکشان براي برپايي دنياي بهتري است ، دنيايي که انسانها بتوانند آزاد بينديشند و بدور از ترس از مجازات شدن نظرات خود را بيان کنند.  بذرهاي ماندگار بذر عشق و آزادي و تعهد به خلق است نه مخدوش کردن صف خلق و ضد خلق.

 

بهترين ياران ما زندگي خود را ايثار کردند که درس مبارزه و استقامت و پايداري را به ما ياد دهند و شما آقاي منصوري  با توسل به عقب مانده ترين شيوه مي خواهيد بجاي مبارزه سياسي   با مخالفين خود ، آنها را با توهين و اتهام از صحنه سياسي خارج کنيد ، آنهم زير لواي  تقدير از کتابي که تمامي تلاشش درنمايان کردن  پرنسيپهاي سياسي و انقلابي  رفقاي مبارز بوده است .   

 

من کماکان به محتواي مقا له اخيرخود تحت عنوان " فيلم محاکمه ، حکايت آناني که تن به سانسور ندادند" معتقد هستم .  در آن مقاله نوشتم " هنرمندان متعهدي که هنر را وسيله اي براي مبارزه مي بينند و تا کنون به هيچ کدام از رسانه هاي ارتجاعي خارج کشور آلوده نشده اند به چه کساني  به جز ما مي توانند تکيه کنند؟ " و امروز از خود سوال مي کنم که اين چه تعهدي است که اين گونه غير مسئولانه برخورد مي کند.    از آن جايي که بر اين باورم که هرگز اجازه ندهم که اختلافات نظري باعث شود که با بي تفاوتي از کنار سرکوب شدن انسانها و پايمال شدن حق آن ها ، تحت هر لوايي  بگذرم ، شيوه افترا و تهمت زني شما را شديدا محکوم ميکنم.     

 

نسيم آزادي