من و پالتاك
نقدی بر مقاله ای در پیام فدائی در مورد نپال
علی یحیی پور سل تی تی به تاریخ11 می 2008
آنچه در نپال می گذرد تکامل مارکسیسم در جهان معا صر است وهیچ ربطی به مائوئیسم ندارد بلکه یک جمع بندی از انقلاب اکتبر ونظرات لنین ونقد نظرات لنین در مورد مجلس موءسسان است که چریکهای اشرف فاقد توانائی در درک آن هستند به خاطر همین به چپ روی دچار می شوند.
به نظرم شرکت کومونیستهای نپال در مجلس موسسان قدرت سیاسی آنها را در مصاف با بورژوازی جهانی زیاد تر می کند چرا که در یک جامعه ای که قدرت دو گانه حاکم باشد کومونیستها خود باید تشکیل مجلس موسسان دموکراتیک را فرا به خوا نند. چرا که بورژوازی هر گز در صدد تشکیل مجلس موسسان دموکراتیک نیست. تشکیل مجلس موسسان دموکراتیک مثل سایر وظایف دموکرا تیک معوقه به عهدهء پرولتاریاست
تشکیل مجلس موسسان حتی پس از پیروزی طبقهء کارگر ضرورت انقلاب کارگری است چرا که خورده بورژوازی که ارتش بورژوازی را تشکیل می دهد در مصاف کومونیستها با بورژوازی در مجلس موسسان ؛ ریزش کرده وبه پرولتاریا پرتاب می شوند وپشت بورژوازی خالی می شود.
از آن گذشته خورده بورژوازی در شورا ها سازماندهی نمی شوند آنها در تشکیلاتی بنام مجلس موسسان سازماندهی می شوند وکومونیست ها می توانند در یک فضای دموکراتیک پوچ بودن سیاستهای بورژوازی را برای توده ها افشاء کنند وقدرت سیاسی را به نفع طبقهء کارگر به چرخانند از آن گذشته در کشور های پیرامونی آنجا که نیروهای مولده رشد نکرده است با تشکیل مجلس موسسان وشرکت بورژوازی در سا ختار اقتصادی و ارگانیزه کردن شا لوده های اقتصاد صنعتی می تواند با لا ترین تاءثیر را بگذارد چیزی که لنین تحت عنوان نپ مطرح می کرد .
با تشکیل مجلس موسسان پرولتاریا می تواند جلوی محاصره ء اقتصادی وبلوکه کردن امپریالیستی ومهمتر از آن جلوی جنگ امپریالیستی را بگیرد با تشکیل مجلس موسسان جامعهء مدرن صنعتی بو جود می آید وجلوی سوسیالیسم پا دگانی مثل کوبا که فقر را تقسیم میکند گرفته می شود. از همه مهمتر مسئلهء انباشت هست در کشور های پیرامونی اگر پرولتاریا به تنهائی قدرت سیاسی به گیرد بورژوازی در عصر انفرماتیک وارتبا طات تمام انباشت ارزی خود را به خارج انتقال داده وبا نکهای خالی و کارخانه جات وابسته وفرسوده را تحویل طبقهء کارگر خواهد داد وبا محاصره ء اقتصادی وجنگ امپریالیستی اقتصاد پرو لتاریا را فلج می کند در نتجه پرولتاریا قادر به انباشت نبوده وتمام اهداف طبقاتی اش تو هوا می ماند وکم وکم پایگاه توده ای خود را از دست می دهد ونا چارا ٌ سر کوب دموکراسی وبورو کراتیزه شدن را واستالینیسم را مستقر خواهد کرد.
این متد یعنی تا سیس مجلس موسسان چه طبقهء کارگر صد در صد قدرت سیاسی داشته باشد وچه در جامعی که در آن وزنهء تعیین کننده ای داشته باشد باید مجلس موسسان را فرا به خواند وبورژوازی را در آن مجلس به مصاف سیاسی به طلبد وجلوی جنگ امپریالیستی وبلو که کردن امپریالیستی گرفته شود در این جور کشور ها که پرولتاریا وزنه ای هست اگر مجلس ماده ای را بر علیه پرولتاریا تصویب کند چون قدرت دو گانه حاکم است پرولتاریا می تواند آن را وتو کند ودر نتیجه مبارزهء طبقاتی در جامعه شدت پیدا کرده وپشت بورژوازی مدام ریزش می کند در یک مجلس موسسان دموکراتیک این پرولتاریا ست که برندهء مسا بقه است چون تمام خرافات بورژوازی در فضای دموکراتیک رنگ می بازند باید تو جه داشت هیچ کدام از جوامع سوسیالیستی که تا کنون اتفاق افتاده سوسیالیسم مارکسی نبودند سوسیالیسم مارکسی بر اقتصادی رشد می کند که بالند ه وصنعتی باشد تا بتواند نیازهای معیشتی توده هارا پاسخ بدهد تا بتواند وسیعترین دموکراسی را حاکم کند سوسیالیسم بر بستر وسیعترین دموکراسی وبالنده ترین اقتصاد صنعتی رشد می کند وساخته می شود وگر نه می میمیرد تئوری جدید بر روی دریائی از تجارب کومونیستی تکیه دارد با مغز چریکی نمی توان منافع پرولتاریا را فهمید در یک جامعه سوسیالیستی سیادت پرولتاریا مهم است جامعهء سوسیالیستی از روی در صد مالکیت خصوصی به ما لکییت اشتراکی تعیین نمی شود این در ک اکونومیستی است جامعهء سوسیالیستی از روی سیادت پرولتاریاست که تعین می کند هر چه سیادت پرولتاریا زیادتر باشد وشرایط سیاسی پذیرش پرولتاریا بیشتر باشد آن چامعه به سوسیالیسم نزدیک تر است سیادت سیاسی پر و لتاریا مهمترین وجه تمایز یک جامعهء سوسیالیستی است سیادت سیاسی پرولتاریا موقعی حفظ می شود که پرولتاریا حافظ وسیعترین دموکراسی ووسیعترین امکان رشد اقتصادی باشد در این رابطه می تواند بدون اینکه به بورژوازی بیا میزد بورژوازی را در ساختار تولید اقتصاد صنعتی شر کت دهد وجامعه را به جلو ببرد
به طور خلاصه وظایف پرولتاریا در کشور های پیرامونی چنین است:
اول تشکیل مجلس موسسان دموکراتیک وتشویق خورده بورژوازی در تشکل یابی آن
دوم دفاع از وسیعترین دموکراسی
تشویق بورژوازی در سرمایه گذاری بر شالوده های اقتصاد صنعتی وتضمین سود برای بورژوازی
به چالش گرفتن سیاستهای بورژوازی امپریالیستی وپاک کردن توهم خورده بورژوازی در اذهان آنها وتشویق آنها در اتحاد با پرولتاریا
چهارم تشکیل ارتش خلق تنها ضامن سیاستهای پرولتاریا
هرچه پرولتاریا این دوران مجلس موسسان را طولانی تر کند بورژوازی امپریالیستی خلع سلاح شده وپایگاه توده ایش ریزش خواهد کرد وارتش ارتجاعی شکاف وترک بر خواهد داشت وبخش بزرگی از ارتش ارتجاعی یعنی طبقات پائین آن ریزش خواهد کرد وبه پرولتاریا خواهد پیوست
بستن مالیات تصاعدی بر در آمد سر مایه داران وایجاد انباشت سوسیالیستی برای پرولتاریا به نظرم این تنها راه انباشت سوسیالیستی است که سرمایه داران را تشویق به سرمایه گذاری کرد وسودشان را تضمین نمود واز طریق ما لیات بستن جلوی فرار سرمایه ها را گرفت اگر پرولتاریا نتواند بورژوازی را به خدمت در اقتصاد کشور کند در این ما جرا با زنده است چرا که قادر به انباشت نیست وتمام بر نامه هایش تو هوا می ماند یکی از معضلات طبقهء کارگر پس از پیروزی این است چگونه انباشت کند چرا که با دست خالی نمی توان بر نامه های سوسیالیستی را بر یک کشور خرابه پیاده کرد باید در یک فضای دموکراتیک بورژوازی را وا دار کرد با پولهائی که دارد کشور را صنعتی کند در این موقع پرولتاریا نا چار است از سر مایه داری صنعتی دفاع کند واین دفاع از سرمایه داری در دوران گذار به سوسیالیسم یک ضرو رت تاریخی است .
با دفاع پرولتاریا از مجلس موسسان جلوی جنگ امپریالیستی وجلوی بلو که کردن کشور توسط امپریالیسم گرفته می شود .
سا ختمان سوسیالیسم در کشور های پیرامونی نتیجه سا ختار نا موزون ومر کب این کشور هاست نوع سوسیالیسم در کشور های پیرا مونی با سا ختمان سوسیالیسم در کشور های صنعتی فرق ما هوی دارد سا ختمان سو سیالیسم در کشور های پیرامونی باید از هفت خوان رستم بگذرد ودفاع از سر مایه داری صنعتی جزء لا ینفک سا ختمان سو سیالیسم در کشور های پیرامونیست در واقع صنعتی کردن کشور جزء وظایف بورژوازیست که آگاهانه معوق مانده است واکنون جز ء وظایف پرو لتاریاست اما پرو لتاریا نمی تواند بدون بورژوازی کشور را صنعتی کند نا چار است او را در خدمت بگیرد واین موقعی است که قدرت بین پرولتاریا وبورژوازی در اقتصاد کشور دو گانه باشد در چنین شر ایطی می توان بخشی از بورژوازی را در اقتصاد کشور دخالت داد هر چه این قدرت دو گانه طولانی تر باشد سا ختمان سوسیالیسم قابل تحقق تر است پرو لتاریا آگاهانه نباید تمام بورژوازی را خلع ید کند اگر تمام بورژوازی خلع ید شود آن وقت پرولتاریا قادر به تحقق بر نامه های اقتصادی خود نیست وزیر بار جنگ امپریالیستی وبلوکه شد ن اقتصادی از طرف امپریالیسم در خود می میرد مثل کوبا وفقر وخفقان استا لینیستی را مسقر خواهد کرد نجات پرولتاریا موقعی است که پرولتاریای چندین کشور هم جوار در مور د نپال هند وچین به کمک آنها بیایند وپیروزی او را تضمین کنند پیروزی پرولتاریای نپال به تنهای غیر ممکن است این چیزی است که رهبر کومونیست های نپال یعنی پرا چاندا دقیقاٌ آن را درک کرده است وروی آن بر نامه ریزی کرده است درود بر او ...
در همين ارتباط:
پيام فدايى: نپال، ضرورت انقلابى ديگر
در مورد مطلب بالا نظر دهيد و نظرات ديگران را بخوانيد