من و پالتاك

 

اسمولني ، قلب انقلاب

تقديم به رفيق علي يحيي پور و روياي شيرينش

 مقدمه: تصوير قصري در شهر رشت در سايت منتشر شد. نظرات گوناگوني كه در خصوصش مطرح شد را ميخواندم تا با پيام عجيب و حيرت انگيز " رفيق يحيي پور" روبرو شدم با اين عنوان كه : ´این بنا از نظر معماری یکی از شا هکارهای طبقهء کارگر ایران است که هنر وادبیات وفر هنگ را در آن آمیخته است آفرین بر معماری که چنین زیبائی را شنا خته است من از دیدن این هنر حظ وافر بردم از دیدن چنین هنری که با جان ودل انسان آمیخته است اما نطام استثماری سر مایه همه را خلع ما لکییت کرده است وما لکییت دست عده ای آشغال سر مایه دار وانگل افتاده است که بر چنین زیبائی وبر چنین آفرینندگی حکم می کنند وخون کار گران را در شراب ریخته ودر قصر ها می نوشند وآرزوی مرگ سازندگان این زیبائی هستند به امید روزی این قصر متعلق به سازندگان اصلی اش قرار گیرد به امید روزی که این قصر محل تجمع شورا های رشت باشد تا همه آنهائیکه در نظام سر مایه داری خلع ید شده اند در این قصر سرود آزادی بخوانند"

دوباره به آن تصاوير رجوع كردم و متوجه شباهت عجيب آن ساختمان با " اسمولني" كه مركز فرماندهي انقلاب كبير شوروي بود شدم.... يادداشت زير سالها پيش منتشر شده بود كه اينبار با تقديم به ارزوي شيرين و پاك يحيي پور دوباره منتشر ميكنم.

 

سربلند 20 اكتبر 2005

 

حتما شما هم به كررات عكس بالا را ديده ايد. اين عكس محل استقرار انقلابيون اكتبر را نشان ميدهد  كه ساختمان " اسمولني" خوانده ميشد.  در همين ساختمان بود كه رهبران انقلاب اكتبر سخنراني هاي بيشمار كردند و مهمترين تصميمات را براي اينده مردمشان گرفتند. به همين بهانه  قصد دارم كمي از " اسمولني" بگويم.

 

ميدانيد كه انقلاب شوروي در دو مرحله انجام شد. مرحله اول كه " بورژوا دمكراتيك" ناميده ميشد و طي آن حكومت سلطنته " تزار" برچيده شد و جايش را حكومتي متشكل از روشنفكران بورژوا  و بوروكراتيك گرفتند كه شخصي بنام " كرنسكي" در راس آن قرار داشت.

 

پس از سقوط تزار ساختمانهاي مختلف شهر  براي برگزاري شوراها و جلسات به اشغال كارگران و عموم مردم درآمده بود كه ساختمان " اسمولني" در شمار همانها قرار داشت. به اسمولني محل " سيرك مدرن" هم ميگفتند زيرا كه چند سالي بود در آنجا بخاطر دارا بودن سالن بزرگ، سيرك و نمايش هاي مهم انجام ميشد. اما بيشتر مردم آن جا را به نام " اسمولني" ميشناختند.

پس از قيام فوريه ساختمان اسمولني از سوي مردم به مركز " دفاع از قيام" و مبارزه با" ضد انقلاب" تبديل شده بود. از همان وقت بيشتر چهره هاي سرشناس انقلاب و قيام ، گذشته از اينكه به چه حزب سياسي وابسته باشند در آن محل گردهم ميآمدند. و به اين شكل ساختان اسمولني  روزي عملا تبديل به كانون انقلاب در اكتبر شد.

 

حكومت بورژوايي كرنسكي  نه تنها نتوانست به وعده هاي خود ، حتي در حد استقرار دمكراسي و ازادي هاي اجتماعي وفا كند، بلكه دست به سركوب كساني كه انقلاب را به ثمر رسانده بودند، يعني كارگران و زحمتكشان و شوراهايشان .

در ماه اوريل همان سال كه لنين با قطاري به پطرزبورگ رسيده بود بمجرد پياده شدن از قطار و در سخناني شعار " همه قدرت بدست شوراها" را سرداد و عملا  به كارگران فراخوان داد كه " حالا نوبت شماست" .

مرحله دوم انقلاب شوروي كه خصلتي سوسياليستي داشت پس از سخنان لنين در ماه آوريل شروع شده بود كه تمامي طرح ها و نقشه هاي مرحله دوم انقلاب در اسمولني بررسي ميشد. بطوريكه از آن پس آن ساختمان از سوي توده ها براي جلوگيري از تهاجم حكومت " كرونسكي" محافظت ميشد.

 

ساختمان اسمولني علاوه بر سالن بزرگ در طبقه همكف، در طبقات بالاتر داراي تعدادي اتاق بود كه از چند ماه مانده به انقلاب محل سكونت كساني مانند " تروتسكي، استالين، زينوويف ، كامنف " و چند شخصيت سياسي مطرح آن دوران شده بود. لنين  كماكان بطور مخفي در روستايي دور از شهر زندگي ميكرد كه تا انقلاب اكتبر چندين بار براي سخنراني بطور ناگهاني به اسمولني آمده بود و پس از پايان سخنانش بسرعت هم آنجا را ترك كرده بود.

 

اوايل سپتامبر دولت " كرنسكي " مانند همه حكومت هاي بورژوا كه در استانه سقوط هستند بيكباره مدافع حقوق ديگران شد و درخواست ايجاد پارلماني متشكل از همه احزاب كرد. لنين بخوبي ميدانست كه اينها تنها حربه هايي است كه بورژوازي در نفس هاي آخرش به ان مياويزد و به اسمولني پيام داد كه "پارلمان را تحريم ميكنيم". در خواست تحريم از سوي لنين موجب واكنش منفي بسياري شد. آنها اشكارا به لنين حمله و او را متهم به آنارشيست بودن ميكردند. بسياري مانند زينوويف و كولينتاي چند سخنراني شديد الحن بر عليه لنين انجام دادند . كولينتاي معتقد بود " قيام" در شرايط فعلي چيزي جز خودكشي دست جمعي نخواهد بود ( هر دو در استانه قيام به انقلاب پيوستند) . به اين ترتيب اكثريت حاضرين در اسمولني خواهان لغو تحريم و  شركت در پالمان اعتلافي كرنسكي شدند تا اينكه " استالين و تروتسكي" ( براي اولين بار در تاريخ اين دو چهره در كنار يكديگر سخنراني كردند) با سخنراني تاثير گذاري شعار " تحريم پارلمان" را سر دادند كه توانستند ورق را به نفع لنين برگردانند. لنين هم از پناهگاهش نامه اي به اسمولني فرستاد و نوشت " آفرين رفيق تروتسكي، آفرين رفيق استالين ، ما كماكان طرفدار تحريم دولت بورژوازي هستيم".

 

اوضاع هر چه به اكتبر نزديك تر ميشد انقلابي تر ميگشت. ديگر مدتها بود كه بدون وقفه از ساختمان اسمولني صداي فرياد بگوش ميرسيد. صداي بحث هاي پايان ناپذير كه در تمامي ساعات شبانه روز بدون وقفه ادامه داشت.  كرنسكي كه خطر را در نوك بيني اش حس ميكرد از ترس پيوستن ارتش به انقلابيون  دستور حركت ارتش به خارج از شهر را صادر كرد و اسمولني بلافاصه به مردم هشدار داد كه كرنسكي با تخليه شهر در صدد تسليم آن به اشغالگران است. اين اتفاق بهترين چيزي بود كه ميتوانست به نفع بلشويك ها تمام شود. لنين بسرعت در نامه اي درخواست كرد كه " براي حفظ شهر از خطر اشغال بيگانگان بايد كميته نظامي انقلابي ايجاد شود" . هوش و ذكاوت لنين باز هم از فرصت هاي طلايي استفاده كرد و بدين وسيله نطفه ارتش مسلحي در درون ساختمان اسمولني بسته شد كه چند هفته بعد جمهوري شوراها را بنيان نهاد. نكته ظريف اينجا بود كه اقدام نظامي از سوي بلشويك ها فقط از سوي دولت  مورد مخالفت قرار نداشت، بلكه بسياري از چپ ها و كمونيستها كه در احزاب ديگر بودند هم به همان اندازه مخالف اقدام نظامي بر عليه كرنسكي بودند كه بوخارين و كولنتاي از فعال ترين شخصيت ها در اين ارتباط بودند.

 

يكروز پس از ايجاد " كميته نظامي"  ، يعني دهم اكتبر، لنين به اسمولني آمد و در جلسه بلشويك ها شركت كرد ، او  در آنجا براي اولين بار و بطور مشخص درخواست " شروع قيام" را طرح كرد. رهبران حزب پس از شور با ده راي موافق و دو راي مخالف به " قيام" راي مثبت دادند. بلافاصله اولين " دفتر سياسي حزب" هم انتخاب شد كه لنين، استالين، تروتسكي، بوبنوف، سوكولينكوف و كامنف به عضويت آن درامدند. پس از پايان جلسه صداي سرود و غريو شادي از طبقات بالايي اسمولني شروع شد در حالي كه بسياري دقيقا نميدانستند در آن بالا چه تصميماتي گرفته شده بود.

 

اسمولني ديگر به محل تبادل اخبار و گزارشات تبديل شده بود. نمايندگان شوراهاي كارگري و كارخانجات بطور دائم گزارشات خود را به آنجا مياوردند و سالن مركزي آن بدون وقفه شاهد سخنراني هاي گوناگون  بود. سوخانف در كتاب خاطراتش مينويسد " ديگر همه ما شب و روز را از ياد برده بوديم. گوشهايمان از شدت شندين غريو فريادها گرفته بود. وقتي تروتسكي نوبت به خطابه پيدا ميكرد سالن جاي سوزن انداختن نداشت و فقط فرياد بود و فرياد".

 

جلسه مخفي بلشويك ها كه در طبقات بالاي ساختمان جريان داشت زمان انقلاب را " بيست اكتبر" تعيين كرده بود. دو نفر مخالف انقلاب ( زينوويف و كامنف) كه ديدند نميتوانند جلوي قيام را بگيرند به اعتراض اسمولني را ترك كردند و به سمت روزنامه " گوركي " رفتند و تمام وقايع را در آنجا بطور علني نوشتند و منتشر كردند. لنين آنقدر از اين حركت عصباني شد كه دستور داد بلافاصله هر دو را از حزب اخراج كنند. اما  به خواست لنين توجهي نشد و استالين كه در آن زمان سردبير نشريه بلشويك بود بلافاصله تلاش كرد كه انان را دوباره به حزب برگردانده و تلاشي اشتي جويانه را شروع كرد كه حوادث و شتاب طوفاني انقلاب همه چيز را به فراموشي سپرد. آن دو نه تنها از حزب اخراج نشدند بلكه براي ده  سال در بالاترين منصب حزب حضور داشتند. لنين هم ديگر هيچوقت به آن روز اشاره اي نكرد.  اما تروتسكي در هفت سال بعد و زماني كه اختلافاتش با حزب به اوج رسيده بود  تمام وقايع آن روز را در كتابي منتشر كرد.

 

بيستم اكتبر هم گذشت اما شرايط براي انقلاب مهيا نشد تا اينكه كرنسكي در 23 اكتبر  بناگه نشريه " رابوچي پوت ( راه كارگر) "  كه ارگان رسمي بلشويك ها بود را تعطيل و محل آن را " لاك و مهر " كرد. خبر كه به اسمولني رسيد دختر كارگري كه در آنجا حضور داشت از ميان جمعيت فرياد زد" حزب دستور بدهد خودمان لاك و مهر را ميشكنيم ، روزنامه را منتشر ميكنيم و مسلحانه از آن حفاظت ميكنيم". جمله دختر گمنام دهان به دهان به لنين رسيد و او هم گفت " اقدام كرنسكي به منزله شروع جنگ است. قيام را از همين فردا شروع كنيد" . خبر به اسمولني رسيد، تروتسكي بلافاصله ارتش انقلاب را بسيج كرد. شبانگاه دوباره پيكي از جانب لنين آمد او نوشته كوتاهي در دست داشت كه اينچنين نوشته شده بود" همين امشب شروع كنيد، يا امشب ، يا هيچوقت ..... ايليچ" .

 انقلاب شروع شد.

 

ساختمان اسمولني از آن پس مركز مهمترين تصميمات انقلاب شد. لنين از پناهگاهش خارج و به اسمولني نقل مكان كرد و مراحل تسخير دژهاي دشمن در دورافتاده ترين نقاط روسيه را رهبري كرد. از آن پس اين صداي لنين بود كه ديوارهاي اسمولني را ميلرزاند. صداي مردي كه توانست با بينش عميق ، هوش سياسي سرشار و تيزبيني و جرات بينظيرش  براي اولين بار در تاريخ بشر پرچمي كه رنگ آن برگرفته از رنگ خون قرنها سركوب طبقه كارگر بود بر خاك كشوري  كوبيده شود.

 

زنده باد انقلاب

زنده باد انقلاب

زنده باد انقلاب

تصاوير قصر شهر رشت

در مورد مطلب بالا نظر دهيد و نظرات ديگران را بخوانيد

نظر دهيد

 

 

 

برگشت