من و پالتاك
حدود شش ماه پيش تصميم به راه اندازى بخش ويژه اى با مضمون " هسته هاى سرخ و چگونگى پيشبرد جنگ هاى پارتيزانى" گرفته بوديم كه مطلبى كه در زير ميخوانيد اعلام شروع آن ويژه نامه اى بود كه هرگز به مرحله عمل نرسيد و در اولين نقطه خود متوقف شد. ما كه پس از چند ماه گفتگو با برخى دوستان دور و نزديك كه در رابطه با حركتهاى مسلحانه تجربياتى داشتند و جمع آورى مجموعه اى مطالب چاپى در اين خصوص تصميم گرفته بوديم كه براى مدتى توان محدودمان را صرف اين مورد خاص كنيم اما بدلايل متنوعى كه متاسفانه امكان شكافتنش در يك تريبون عمومى ميسر نيست از اين كار منصرف شده و با اميد بر اينكه كسانى به ضرورت پيشبرد اين بحث خواهند رسيد و دنبالش خواهند كرد اين پروزه را متوقف كرديم.
هر از گاهى مقالاتى در سايت ما منتشر ميشوند كه به اين مسئله ، يعنى " قهر انقلابى و چگونگى هايش" ميپردازند كه پس از چندى خاموش و دوباره بنابر نياز امروز ما در عرصه مبارزه با جمهورى اسلامى ، باز دوباره موضوع شده و در موردش مينويسند و از جنبه هاى گوناگون آن را بررسى ميكنند. اينكه ميان درياى سايت هاى اينترنتى ، اين هميشه سايت كوجك و كم توان ماست كه به اين موضوع ميپردازد جاى تاسف دارد، و تاسف آور تر اينكه فضاى اينترنت و سايت هاى سياسى در دست كسانى قرار گرفته كه به هزار و يك دليل ، كه بيشتر دلايلش شخصى ، عافبت طلبى، خطر نكردن و بخطر نيانداختن موقعيت اقامتى و پناهندگى است نه تنها حاضر به پيشبرد هيچ بحثى در اين زمينه نيستند، بلكه بمجرد بالا گرفتن آن ، از زاويه ژورناليستهاى فوق العاده متمدن و مخالف خشونت ، نويسندگان اين دست مقالات را مورد ده ها اتهام هاى واهى قرار ميدهند.
مطلب زير از روى اينكه به نكاتى در خصوص مبارزات پارتيزانى پرداخته و با احترام به رفقايى كه با توان اندك و كمشان هر از گاهى تلاش دارند اينگونه بحث ها را زنده نگه دارند بار ديگر منتشر ميگردد كه شايد ما آخرين بازماندگانى باشيم كه هر از گاهى به اين ضرورت اشاره داريم .
انتشار مطلب پايين به منزله راه اندازى ويژه نامه مورد نظر نيست.
سربلند، هجدهم آگوست 2007
از زمانى كه سايت ما جدى ترو متمركز تر از گذشته به موضوع " تشكل مخفى و قهر انقلابى" پرداخته با سئوالات متعددى در اين خصوص روبرو شديم. سئوالاتى كه برخى مستقيما از خود ما ميپرسند و برخى هم از طريق واسطه ها!! .
سعى ميكنم يك توضيح كلى در اين خصوص بدهم.
سايت ما قصد ندارد از پشت كامپيوتر انقلاب مسلحانه براه اندازد كه ما آنقدر رشد كرده ايم كه جايگاه خود را بشناسيم. ما هرگز قصد نداريم هدايت كننده جريان و يا حركتى در ايران باشيم كه در اين مدت آنقدر معنى و مفهوم" احساس مسئوليت" را فهميده ايم كه بدون داشتن توانايى ، اميد واهى ندهيم و از طرفى كسى را در خطرى نياندازيم كه فردا خودمان نتوانيم كوچكترين كمكى به آنها كنيم. ما مثل ده ها گروه دسته اينترنتى نيستيم كه از طريق نشريه و وبلاگ و سايت هايشان ، غيرمسئولانه به ديگران فراخوان ميدهند و آنها را دعوت به حركتى ميكنند كه در صورت هر اشكال و اشتباه تاكتيكى ممكن است فاجعه به ارمغان بياورد. فاجعه اى كه البته باز هم به نفع اينچنين دارودسته هايى تمام ميشود چون از آن پس ميتوانند با تهيه لييست امضا هاى جديد و فراخوانهاى تكرارى باز دوباره ارتزاق كنند. ما نه قصد ماجراجويى داريم و نه آنقدر غيرمسئول هستيم كه جايگاه خود را از ياد ببريم. كمااينكه همين سايت در طول فعاليتش در چند سال گذشته بارها و بارها فرصت داشت كه در كسوت يك گروه و دسته به كارش ادامه دهد كه ما آگاهانه از آن پرهيز كرديم، چون آنقدر شعور داريم كه تعريف " تشكل" را بفهميم و به همان دليل آنقدر آدم هستيم كه با وقت و انرژى كسى بازى نكرده و سطح توقع ديگران از خودمان را در همان حدى نگه داريم كه توانايى اش را داريم.
ترويج لزوم و ضرورت ايجاد هسته هاى مخفى و مسلح را از آن رو برعهده گرفتيم كه شاهديم هيچ كس، حتى متوليان اين خط مشى هم در اين مسير گامى بر نميدارند. در حقيقت اين بحث برما تحميل شده و ناچار شديم بار كسانى را بردوش بكشيم كه امروز بواسطه اسير شدن در چنبره اى از رفاقت هاى خاله خرسه اى ، منافع حقير شخصى و گروهى قادر نيستند خطر كرده، موقعيت امن شان را بخطر بياندازند و در نتيجه ترويج گر چيزى باشند كه سالهاست بصورت چند جمله بى بو و بى خاصيت در صفحات نشريه هايشان حك شده است.
مبارزه مسلحانه يكى از اشكال گوناگون مبارزه توده ها بر عليه استثمار است كه درستى و نادرستى آن نه ايه هايى از پيش تعيين شده، بلكه در كوران مبارزه طبقاتى است كه تعريف ميشود. هيچ كمونيست واقعى نميتواند مبارزه مسلحانه و لزوم ايجاد هسته اى از انقلابيون حرفه اى را منكر شود كه اين از اصول اوليه ماركسيسم لنينسم است. اما ميتوان در مقاطع مختلف تاريخى بر آن تحليل داشت. تحليل هايى كه حتى ميتوانند بسيار ضد و نقيض باشند.
لنين در دو دوره به مسئله قهر انقلابى و مشى چريكى پرداخت. در دوره اول به شدت منتقد آن بود و تلاش زيادى داشت كه اثبات كند مشى چريكى بواسطه اينكه الزما از بستر توده ها دور ميافتد مردود است، كه اين نقد را عمدتا در خصوص جنبش چريكى عصر خود " ناردونيك ها" دنبال ميكرد. اما لنين در زمان ديگرى، يعنى پس از شروع خيزش هاى كارگرى و اوج گيرى مبارزات توده ها در روسيه ، و بخصوص پس از شكست قيام 1905 نظراتش تغيير كرد و به دفاع از جنبش چريكى و جايگاه پيشگام در مبارزه پرداخت. چرا كه او بدرستى قادر به تحليل از شرايط روز بود و با بررسى شرايط عينى جامعه و شرايط ذهنى توده ها به اين نتيجه رسيد كه از اين پس پيشگام قادر است به مبارزات توده ها رشد شتابانى دهد و اينگونه خودش تبديل به مروج بحث " هسته هاى كاملا مخفى از انقلابيون حرفه اى" شد.
براى لنين هيچ چيزى آيه جذم و خشك مقدس مابانه نبود. او به معنى كلمه اش يك ماترياليست بود. ماترياليستى كه تضاد را خوب ميشناخت، ديالكتيك را دقيق ميدانست و قادر بود در هر زمانى بر اساس شرايط مشخص ، تحليل مشخص خود را داشته باشد. از همين رو هرگز نگران آن نبود كه در سالهايى پيش به نقد همه جانبه جنبش چريكى پرداخته بود و هيچ كس هم به همين خاطر بر او خرده نميگرفت. شايد علتش اين باشد كه بيشتر رهبران ماركسيست در صد سال پيش، هزاران مرتبه از دوره ما با شعورتر و اگاه تر بودند!
سايت ما با تمام خطرات احتمالى كه ممكن است تهديدش كند (كه اينروزها داريم بخشى از آنها را پيش بينى كرده و راه چاره اى برايش در نظر ميگيريم ) قصد دارد اينبار نه به صورت نك زدن و وارد شدن در بحثهاى فلسفى ، بلكه بطور دقيق و علمى نحوه ساخت هسته هاى سرخ مخفى و چگونگى پيشبرد قهر انقلابى ( در اين مرحله به شكل حركت هاى چريكى و جنگ گريز) توضيح دهد. تعدادى از رفقا هم در اين مسير يارمان شدند كه تجربياتشان را براى تهيه اين بحث در اختيارمان بگذارند. ما بر اين اعتقاديم كه شرايط فعلى پذيراى اين بحث مهم است. چرا كه در سالهاى گذشته نتيجه انواع و اقسام مبارزات مدنى و صنفى و بن بستى كه در تمام اين سالها بر آن پافشارى ميكرديم را با چشمان خود ديديم. ما ديديم كه مبارزات صنفى ، اتحاديه اى و سنديكاليستى ، زنان و دانشجويان هرچند توانست در سطحى محدود منجر به آگاهى جامعه و رشد نسبى خيزش ها شوند اما قادر نيستند كه در نهايت توده ها را به عرصه عمل انقلابى بكشند چون ظرفيتهاى شان محدود بود. ما نتيجه صدها ليست امضا اينترنتى را ديديم كه حتى موجب دهان دره كسى هم نشد. نتيجه بزرگترين كمپين امضا در ايران را ديديم كه سرآخر به نقطه " هيچ " ختم شد. نتيجه ساخت هزاران هزار فيلم ويدئو از اعدام و شكنجه اين و آن را ديديم كه هرچند موجب خشم توده ها شد اما اين خشم در همان بستر خودش به خاموشى گراييد. ما نتيجه بزرگترين جنبش اصلاحطلبى در تاريخ معاصر ايران را ديديم كه سرآخر به چند سايت و نشريه محدود شد و چهره هاى سرامدش يكى پس از ديگرى روسياه درآمدند. و حالا قصد داريم مروج بحثى شويم كه شايد آخرين و كارى ترين تير در تركش جنبش برابرى خواهانه توده هاى ايران باشد كه چيزى نيست جز همان دست بردن به اسلحه و پاسخ گويى قهر انقلابى در مقابل قهر ضد انقلابى ارتجاع.
ما هرچند در گذشته هايى دور خودمان از منتقدين سفت و سخت جنبش هاى پارتيزانى بوديم و آن را عملى " جدا از توده" قلمداد ميكرديم اما تجربه سى سال گذشته نشان داد كه جنبش چريكى در ايران هرچند با خود نقدهايى اساسى بدنبال داشت اما تاريخ اين حكم را داد كه درست ترين و كار آمد ترين شكل مبارزه بود. بايد سى سال ميگذشت تا به چشم خود ببينيم ما كه آنچنان بر " جدا از توده " بودن جنبش چريكى حكم ميرانديم اما خود نه در آن زمان و نه در سى سال گذشته قادر نشديم دست آوردى بيش از آنچه كه منتقدش بوديم بدست بياوريم. به حدى كه افتخار امروز ما به عنوان كمونيستهاى ايرانى عمدتا با تكيه بر همانهايى است كه روزى " ماجراجوهايى جوان و بيسواد" ميدانستيمشان. ما اگر امروز هنوز قادريم كمى سر خود را با افتخار بالا نگه داريم به واسطه وجود همان رفقايى بود كه در خانه هاى تيمى زندگى كردند ، گلوله هايشان را بر قلب دشمن شليك كرده و هرجا كه لازم بود خود را كشتند تا اطلاعاتشان بدست دشمن نيفتد. كه جنبش كمونيستى ايران مملو از حضور و وجود همان افتخارافرينانى است كه متاسفانه سالها يادشان كرديم بدون اينكه از راهشان چيزى بگوييم.
بنده معتقد نيستم كه انقلاب ايران حاصل مبارزات مخفى رفقايمان در آن سالها بوده. هرچند كه بى تاثير نبودند. اما امروز بر اين اعتقاد هستم كه اگر بخواهيم تلاش آنها را در يك كفه ترازو گذاشته و گرايشات ديگر جنبش را در كفه ديگر بگذاريم بدون ترديد قياس بسوى همان رفقايى كه اسلحه بر دست بر عليه ارتجاع آن زمان جنگيدند سنگينى ميكند. من سالها در تناقض بودم كه از يك سو منتقد مشى چريكى بودم و از سويى ديگر هر جا كه قرار بود افتخاراتم را به ديگران نشان دهم ياد وتصاوير همان رفقا را جلو ميكشيدم. نميشد آنها را جوانهايى رمانتيك معرفى كرد كه شورشان جلوتر از شعورشان ميدويد و از سويى ديگر مدام به تصاوير و خاطرات و ياد آنها باليد. اينها تناقض بود . تناقضى كه تنها و تنها زمان قادر به حلش بود. زمان بايد ميگذشت تا به چشم خود ببينيم با تمام ادعاهايمان در همه اين سه چهار دهه اما قادر نشديم حتى ذره اى به جنبش ملتمان خدمت كنيم. كارى كه آن رفقا در عرض پنج شش سال و در آن جوس وحشتناك پليسى موفق به انجامش شدند را ما نتوانستيم در تمام چهل سال گذشته و در شرايط نسبتا مناسبت ترى انجام دهيم. ما امروز در حالى به آنها ميباليم كه نسل هاى بعد به جايى كه بما ببالند اما باز هم به همانها افتخار كردند. كه اين يك تعريف دارد و آن هم اين است كه راه آن رفقا اگر نه بى خطا ، اما نسبت به همه گرايشات موجود در آن زمان و امروز درست تر بود.
اين خطوطى كه نوشتم ناپخته و نامنسجمند. كه قطعا جاى نقد خواهد داشت . اما واقعياتى بود كه در دو سال گذشته ذهن مرا بشدت بخود مشغول كرده و در تناقضى اسيرم كرده بود كه بايد آن را با خوانندگان اين سايت در ميان ميگذاشتم.
سايت ما تا بحال هر آنچه كه درست ميدانست را ترويج كرد. ما هيچگاه خود را دارنندگان نشريه اى نميدانستيم كه وظيفه اش انتشار مقالات اين و آن باشد. ما خود را مامور اداره پست نميدانيم و به هيچ عنوان هم قرار نبود و در اينده هم قرار نيست كه با كارى " عام المنفعه" بدنبال " ثوابى" باشيم. به همين خاطر هميشه دخالتگر بوديم و كمتر پيش آمده كه بدون اظهار نظر خودمان دست به انتشار مطلبى بزنيم. سانسور نكرديم اما آنقدر شجاعت داشتيم كه با آن برخورد كنيم و يا حداقل نظرمان را بالاى آن مقالاتى بنويسيم. كارى كه به مذاق خيلى ها خوش نيامد كه اين خوش نيامدن هم ابدا و هيچگاه براى ما مهم نيوده و نيست. پىگيرى بحث مربوط به هسته هاى مخفى و مسلح هم در راستاى همان اهداف و ديدگاه هاى نشريه ماست كه نميخواهد پستچى ديگران باشد و براى وقت و عمر خود ارزش بالاترى قايل است. از همين روست كه ما هرگز خود را ژورناليست و خبرنگار ، تحليلگر و نويسنده معرفى نكرديم و به عبارتى اين صفتها را توهين به خود و انديشه هايمان ميدانيم كه ژورناليست و مقاله نويس شدن براى كسى كه خودش را كمونيست ميداند چيزى نيست جز سقوط به عمق دره خودپرستى و در نهايت خيانت به ارمانهايش.
ويژه " هسته هاى سرخ و قهر انقلابى" را از ماه آينده ( دسامبر) شروع خواهيم كرد. علت تاخير در اين است كه بتوانيم تا حد امكان منسجم تر و دقيقتر به آن بپردازيم. اين مطالب كه با عنوان " زمان شليك" ناميده ميشوند به غير از سايت من و پالتاك ، از طريق امكانات ديگرى هم منتشر خواهد شد. ما بحثهايى زير را به ترتيب در آنجا دنبال خواهيم كرد:
خود شناسى انقلابى:
چگونه ميتوانيم خود را محك بزنيم كه يك عنصر انقلابى هستيم كه قادر به فدا كردن همه چيز خود در راه آرمانهايمان خواهيم بود. مسئوليت پذيرى چيست و مرز آن تا كجاست. چگونه نقاط ضعفمان را بشناسيم . چگونه بفهميم كه مرد و زن اين ميدان هستيم و يا خير.
اشنايى و تدارك تشكيل هسته سرخ:
چگونه به همراهانمان اعتماد كنيم و به چه شكل اعتماد متقابل را در آنها بوجود بياوريم. رفقايمان را چگونه انتخاب كنيم.
هسته سرخ دقيقا چيست:
چهارچوب هاى تشكيلاتى. نحوه ارتباط هاى اعضاى هسته ها با هم و ديگر هسته ها. انضباط هاى تشكيلاتى و تقسيم مسئوليت ها. چگونگى تامين مالى. مطالعه هاى تئوريك. چه چيزهايى را بخوانيم.
تاكتيك ها و ترفند ها:
مخفى بودن از دشمن و در دسترس بودن براى توده ها. اصول امنيتى و مخفى كارى. وظايف هنگام دستگيرى. وظايف اعضاى هسته در هنگام دستگير شدن رفيق عضو. و ده ها مسئله ريز و درشت در همين خصوص.
عمليات:
عمليات هاى غير مسلحانه به شكل نفوذ در خيزش هاى خودجوش توده اى. انتشار نشريه و اعلاميه در سطح منطقه عملياتى. چگونگى تهيه نشريه و تامين مالى و پرسنلى.
عمليات نظامى:
تهيه سلاح. آموزش كار با سلاح هاى موجود. نحوه تدارك و برنامه ريزى عمليات نظامى. چه هدفى را انتخاب كنيم. بررسى و جمعبندى از هر عمليات. شناخت تاكتيك هاى روز.
انقلاب:
و سرانجام ، انقلاب دقيقا چيست؟ چه چيزى را بنام انقلاب ميشناسيم ، زمينه ها و شاخص هايش چيست. شرايط اعتلاى انقلابى كدام است .... و آخرين شليك .
اينها رئوسى از مطالبى هستند كه آنها را پى خواهيم گرفت. اين رئوس را برايتان نوشتيم كه اگر كسى و يا رفيقى در موردشان تجربه ، تحليل، خاطره و هر چيزى كه به درد بخورد دارد ما را از آن بي نصيب نگذارد.
متاسفانه با تمام تخلى اش پذيرفته ايم كه از رفقاى موجود در جنبش چپ در غالب گروه ها و احزاب انتظار همراهى نميتوانيم داشته باشيم. آنها به اين بحثها بيشتر از هر چيزى به چشم " رقيب" اينترنتى نگاه خواهند كرد تا چيز ديگرى. آنها آنقدر در اين ماليخوليا گرفتارند كه حتى قادر به تصور خطراتى كه نوشتن همين متون ميتواند براى ما داشته باشد نيستند. همانگونه كه خودشان هرگز شهامت و جرات پرداختن به اينگونه مباحث را ندارند. هرچند كه آنها گروه و تشكيلات هستند و قادرند به كمك يكديگر بشتابند اما باز هم بواسطه ده ها و صدها منافع شخصى كه در زندگى روزمره شان به آن وابسته هستند نميتوانند پا در اينگونه مباحث بگذارند. پس يا از زاويه تئوريك و در لباس روشنفكران سوسياليست كه قصد كار زيربنايى!! دارند وارد قضيه ميشوند و يا اينكه با پخش هزاران شايعه و اتهام جديد كه هرگز شهامت علنى كردنش را نداشتند پا بر ميدان ميگذارند (احتمال آخرى محتمل تر است!).
با تمام اين اوصاف اما هنوز ايمان داريم كه بازماندگان جنبش نوين كمونيستى ايران همين بيست سى اسمى نيستند كه در همه نشريات ميدرخشند. بلكه بدون كمترين ترديدى صدها رفيق دلسوخته در گوشه و كنار جهان وجود دارند كه سينه هاى دردمند و زخمديده شان مملو از تجربيات و خاطراتى است كه ميخواهند بدون چهره ساختن از خود آنها را با نسل امروز كه تشنه دانستنش هستند شريك كنند. اين رفقا حتما خواهند آمد بدون اينكه به هيچ فراخوان و خواهش و نامه نگارى نياز داشته باشند.
آنچيزى كه بايد در همينجا بر آن تاكيد داشت اين است كه اين سايت و كليه دوستان و رفقايى كه در تهيه اين مباحث تلاش ميكنند به هيچ عنوان قصد ايجاد تشكيلات چه مخفى و چه علنى را ندارند. ما قصد نداريم كسى را دور خود جمع كنيم كه بنابر شناخت توانايى ها و حد و اندازه مان بخوبى ميدانيم كه اگر بتوانيم همين مباحث و تجربيات را درست منتقل كنيم كارى بزرگ كرديم. قصد ما تنها و تنها آموزش دقيق و علمى از يك شكل از مبارزه است. شما بايد خود به ايجاد هسته هايتان در جايى كه زندگى ميكنيد همت گذاريد. ما عمدتا در خارج از كشور هستيم و بخاطر دورى از بستر عملى مبارزه نميتوانيم شرايط عينى مبارزه را همانگونه ببينيم كه شما ميبينيد. شما بايد با كسانى دور هم جمع شويد كه بتوانيد با يكديگر تماس مستمر و دايم داشته باشيد. رفقاى و همسنگران شما در هسته هايتان هستند كه قادرند در شرايط بحرانى به كمكتان بشتابند. ما اگر خيلى هنر كنيم بتوانيم برايتان ليست امضا درست كرده و چند امضا زيرش بنشانيم!!
بنابراين خواهشمنديم هيچ تماسى در اين خصوص با سايت ما نگيريد كه به ايندست تماسها پاسخ نميدهيم. شما بايد خوب بدانيد در راهى قدم خواهيد گذاشت كه اولين لازمه اش اشنايى كامل و دقيق نسبت به رفقا و همراهانتان است. خواندن هيچ مقاله و نوشته اى قادر نيست بشما شناخت كاملى از نويسنده بدهد. راه شما راه سختى است كه رفيقتان بايد تا زمان مرگ با شما همپيمان باشد. و اين همپيمانى از طريق اينترنت و تماس هاى ايميلى نه تنها ميسر نيست، بلكه ميتواند لطمات جبران ناپذيرى را بشما وارد كند. مثلا شما با خواندن مقالات " سربلند" ميتوانيد تا حدى با ديدگاه هايش اشنا شويد اما هرگز نميتوانيد به كنه و لايه هاى زيرين شخصيتش پى ببريد كه شناختن همينها بمراتب مهمتر از اين است كه مثلا او در مورد پرو يا اوگاندا و يا فلان كتاب مائو چه نظرى دارد. از ياد نبريد كه شما قرار نيست در عرصه مبارزات روشنفكرى و مجادلات قلمى وارد شويد. بلكه شما ميخواهيد در يك عرصه كاملا جدى و خطرناكى قدم بر داريد كه جان خود و رفقايتان به دقت داشتن به همين نكات بستگى دارد. بياد داشته باشيد كه شما وبلاگ نويس و مسئول فلان اتحاديه نيستيد كه پس از دستگيرى كسى برايتان آكسيون بگذارد و بعد از مدتى شايد هم ازاد شويد. شما در حالى اسير ميشويد كه هيچ كسى شما را نميشناسد و پس از دستگيرى چيزى جز مرگ در انتظارتان نيست.قطعا يك رفيق چريك و انقلابى كه جان خود را در كف گرفته از خواندن اين سطور نخواهد ترسيد ، بلكه سبب ميشود بيش از گذشته احتياط كند كه اين عرصه ، نه عرصه چهار تا قلم بدست مانند " سربلند" ، كه عرصه قهرمانان شرف و انسانيتى است كه تاريخ با تمام عظمتش در مقابلشان سر فرورد مى آورد. بنابراين به مطالب منتشره فقط از زاويه آموزش برخورد كنيد.
خلاصه
كمونيستهاى واقعى هيچ شكلى از مبارزه را بطور كامل نفى نميكنند. بلكه خارج از اراده هر كسى، اين روند مبارزه طبقاتى است كه اشكال مختلف مبارزات توده اى را برجسته ميكند. نه ميتوان تا ابد بر مبارزات چريكى تكيه داشت و نه تا ابد بر مبارزات علنى و صنفى سياسى. همه اينها در برهه هاى مختلف تاريخى قادرند نقش خود به درستى ايفا كرده و تاثيراتشان را بگذارند. جنبش مخفى و مسلحانه در شرايط فعلى پاسخگوى بيرون آمدن از اين بن بست است. بن بستى كه بايد توسط كسانى شكسته شود و آنان كسانى خواهند بود كه براى شكست اين سد عظيم جان خود را فدا خواهند كرد. ما كسى را به " فدايى شدن " و شهادت طلبى فراخوان نميدهيم كه ايمان داريم كه اينها وجود دارند. آن مرد و زن و جوانى كه براى خلاصى از وضع موجود خودش را ميكشد قطعا ترسى از جانش ندارد. آنها انسانهاى دردمند و زجركشيده اى هستند كه اگر بدانند چه بايد بكنند به جاى كشتن خود ، آنانى را خواهند كشت كه سبب ساز اينهمه بدبختى برايشان بودند.
ما هر ساله در چنين ايامى ويژه نامه اى در يادمان كشتار فرزندان خلقمان در دهه شصت منتشر ميكرديم كه امسال با انتشار ويژه نامه " زمان شليك" تلاش ميكنيم منتقل دهنده گوشه اى از رشادت ها و بزرگى شان باشيم كه اعتقاد داريم ياد آن رفقا با چنين بحثهايى زنده خواهد ماند. پس پيشاپيش كليه مطالب منتشره در آن خصوص را به ياد و خاطره جانباختگان دهه شصت تقديم خواهيم كرد.
در مورد مطلب بالا نظر دهيد و نظرات ديگران را بخوانيد