امیر کبیر و ایران

(6)

 

مفهوم  " نظم میرزا تقی خانی " در دولت نیرومند مرکزی که تاسیس کرد ، نیک متجلی است . در دوره قاجار هیچگاه قدرت مرکزی به حد روزگار امیر نرسید و هیچگاه اداره امور کشور به آن اندازه متمرکز نگشت .مقام تاریخی میرزا تقی خان را در چند جهت اصلی می شناسیم :

یکی اینکه نماینده ناسیونالیسم ایرانی است در برخورد با استعمار سیاسی و اقتصادی اروپائی . دیگر اینکه نماینده اصلاح سازمان سیاسی است و اصلاحگر اخلاق مدنی . و سوم اینکه مروج دانش و فرهنگ و صنعت جدید غربی است . کارنامه خدمت امیر بر این سه پایه اصلی نهاده شده و وجهه نظر ملی او بر هیات مجموع اعمال و افکارش سایه افکنده .

دکتر پلاک اتریشی  می گوید : میرزا تقی خان " مظهر وطن پرستی است که در ایران اصل مجهولی است . "

 

محور اندیشه های امیر اصلاح و ترقی بود و مدار آن گسترده و تقریبا همه جانبه :

در جهت اصلاحات عمومی : مصمم گشت که تشکیلات اداری کشور را یکسره اصلاح کند ... خرید و فروش حکومت ولایات را بر اندازد . طبقه دهقان را از ستمگری های گذشته آزاد نماید و اصول مالیاتی ایران را تغییر دهد . پس مالیه و خزانه مملکت را سر و سامان داد . از مواجب و مستمری های گزاف شاهزادگان و درباریان و دیوانیان و روحانیان کاست . برای پادشاه حقوق ثابت معین کرد . بر عایدات دولتی افزود و میان دخل و خرج دولت موازنه برقرار نمود .

 

در اصلاح نظام جدید : مشاقان نظامی اروپائی استخدام کرد ، به تربیت صاحب منصبان پرداخت ، فوجهای تازه درست کرد و حتی از ایلات و عشایر سرحدی  ، هنگ نظامی جدید ایجاد نمود . سالخو های دائمی مرزی برقرار ساخت  . کارخانه های اسلحه سازی و توپریزی احداث کرد . لباس متحد الشکل نظامی برای سربازان و صاحب منصبان ترتیب داد . درجه های نظامی را تحت قانون جدید مشخص گردانید . در تاسیس نیروی بحری ، چند کشتی سفارش داد و برای کشتی های دولتی و بازرگانی بیرق مخصوص درست کرد .

در اصلاح دستگاه عدالت : دیوانخانه و دارالشرع را بر اصول تازه ای بنیاد نهاد . امور عرفی و شرعی را از هم جدا ساخت . اقلیت مذهبی زردشتی و مسیحی و یهودی را از اجحافهای شرعی رهانید . آئین آزار و شکنجه را ممنوع گردانید . رسم بست نشستن را شکست و حکومت قانون را استوار گردانید .

 

دراصلاح اخلاق مدنی : رشوه خواری ودزدی و پیشکش دادن حکام و دیوانیان وسیورسات لشکریان را برانداخت. تملق گوئی و القاب وعناوین ناپسندیده

اهل دولت ، و مدیحه سرائی را منسوخ نمود . هرزگی و لوطی بازی و قداره کشی و عربده کشیدن مستانه در کوی و برزن را از بین برد . خواست قمه زدن و برخی از عادات مرسوم ایام سوگواری عاشورا را نیز براندازد ، اما کامیاب نگردید .

 

در اصلاح امور شهری : چاپارخانه و پست جدید را راه انداخت .قانون تذکره دادن را بنیان گذارد .آبله کوبی را تعمیم داد . جزوه هائی در مبارزه با آبله و وبا ، میان مردم و ملایان منتشر نمود . یخچال ها را از آلودگی پاک کرد . به سنگفرش کوچه ها پرداخت . نخستین بیمارستان دولتی را بنا کرد . برای حرفه پزشکی امتحان طبی مقرر ساخت . کر و کور و گدای شهر را جمع کرد . از نهر کرج آب به تهران جاری نمود و قانونی برای تقسیم آب نوشت . در بیرون شهر تهران خانه های تازه ای ساخت . در همه شهرها قراولخانه تاسیس نمود و حتی به مرمت بناهای تاریخی توجه داشت .

 

در نشر دانش و فرهنگ نو : مدرسه دارالفنون را بنا کرد  . از فرنگستان استادان قابل توجهی استخدام نمود . به ترجمه کتاب های اروپائی در پاره ای از فنون جدید پرداخت . چاپخانه های جدید را توسعه داد . روزنامه وقایع اتفاقیه را تاسیس نمود . هیاتی از مترجمان زبان های خارجی تشکیل داد و باب روزنامه های فرنگی را به ایران باز کرد .

 

در رواج صنعت جدید : کارخانه های مختلف صنعتی و پارچه بافی ایجاد کرد . از اهل فن چند نفری را به روسیه فرستاد که صنایع غربی را بیاموزند . در رقابت با کالاهای خارجی از صنعت ملی سخت حمایت نمود و امتعه وطنی را معمول ساخت . به استخراج معادن دست زد و آن را تا پنج سال از مالیات معاف کرد . استاد معدن شناسی استخدام نمود و مجمع الصنایعی از مصنوعات ایرانی تاسیس کرد و محصولات ایران را به نمایشگاه بین المللی لندن فرستاد .

 

در توسعه کشاورزی : چندین سد بر روی رودخانه ها ساخت . زراعت بعضی محصولات جدید را معمول کرد . شیلات بحر خزر را از دست اتباع روس گرفت و به ایرانیان سپرد . به آبادانی خوزستان توجه مخصوصی کرد .

 

در پیشرفت تجارت : از بازرگانی داخلی و خارجی ایران پشتیبانی جدی نمود . بر میزان صادرات ایران افزود و آزادی واردات را عملا محدود ساخت . تیمچه امیر را بعنوان مجمع بازرگانان بنا کرد و تجارت ایران را رونق داد .

 

در جهت سیاست دینی : از قدرت دستگاه روحانیان کاست . با کهنه پرستی به پیکار برخاست و دستور داد به جای مدیحه و مرثیه های سست و سخیف مذهبی که از زمان صفویه مرسوم گشته بود ، اشعار نغز و دلکشی بسرایند " که خواص بپسندند و عوام نیز بهره مند شوند " . شکیبائی دینی و حمایت از حقوق اقلیت های مذهیب نیز از اصول سیاستش بود و حتی آنان را به خدمات دولتی گماشت و داخل  فعالیت های مدنی کرد .

 

...  ادامه دارد 

 

 

برگشت