وروجک
قسمت
بیست و ششم
بهمن
جادویه ، فاتح
جنگ جسر
در قسمت
های پیشین
اشاره ای
داشتیم به
دلاورانی که
در مقابل هجوم
اعراب به
سرزمینمان
ایستادگی
کردند . در این
قسمت سعی می
کنیم تا با
یاری گرفتن
ازتلاش های
دوستان
نویسنده و هم
میهنان آزاده
مان ، در پی
معرفی بهمن
جادویه باشیم
.
سال 636
میلادی :
خلیفه
دوم، عمربنخطاب،
پس از تردید
بسیار، سپاهی
را به سرکرد گی
سعدبنوقاص
روانه جنگ با
امپراتوری
ساسانی میکند.
سپاهِ سعدبنوقاص
در میان یکی
از کانالهای
فرات و خندقشاپور،
کنار رودی
روان، متوقف
میشود. ارتش
ایران نیز تحت
فرماندهی
رستم فرخزاد
با سردارانی
چون فیروزان،
هرمزان و بهمن
جادویه "
فاتح جنگ جسر"
با تأنی حرکت
میکنند و در
کنار بابل،
مقابل سپاه
عرب در آنسوی
رودخانه فرود
میآیند . ( جسر
به معنی پل می
باشد . )
دو سال
از پادشاهی
یزد گرد سوم
گذشته بود و
اوضاع داخلی ایران
بشدت آشفته
بود . پایتخت
نیز از جنوب
میانه به
حوالی سر حدات
جنوب غربی
منتقل شده بود
. علی رغم در
خواست پادشاه
از چینیان ،
آنان حاضر به
نشدند که در
جنگ به کمک
ایرانیان
بشتابند . در
روز چهارم جنگ
، بهمن نیز
بدست اعراب
کشته شد و خبر
آن به دربار
ساسانی رسید .
جنگ جسر :
پس ازآن عمر
به فکر تصرف
مناطقی
ازایران می افتد
به همین خاطر
ابوعبیده را
با سپاهی به
طرف ایران می
فرستد
سپاهیان
مسلمان به
ساحل رود فرات
می رسند که
مرز ایران
عربستان بود
وچون پلی برای
عبور ازاین
رود نمی بینند
به دستور ابوعبیده
پلی تنابی
ساخته وتمام
سربازان با
اسبان
وتجهیزات خود
ازاین پل عبور
می کنند
ابوعبیده به
محض رسیدن به
آن طرف رود
باخنجر خود
تنابها ی پل
را بریده وبه داخل
رودخانه می
اندازد وقتی
بااعتراض
سربازان خود
مواجع می شود
به آنها می
گوید این پل را
خراب کردم تا بدانید
راه فراری
وجود ندارد
اگر می خواهید
زنده بمانید
باید خوب
بجنگید تا
پیروز شوید .
مرزبانان
ایران بمحض
مطلع شدن از
ورود اعراب به
خاک ایران خود
را به آنجا می
رسانند و دو
سپاه درکنار
هم صف آرایی
می کنند آن
موقع درسپاه
ایران فیل بود
.
ایرانیان
فیل را ازهندوستان
آورده بودند
زمانی که جنگ
آغاز می شود
.چون اسبهای
عرب تا آن
موقع فیل
ندیده بودند ازدیدن
فیلها به وحشت
افتاده ورم می
کنند اعراب
هرچه قدر تلاش
می کنند نمی
توانند
اسبهای خود را
آرام کنند
فرمانده سپاه
ایران ازاین
فرصت استفاده
کرده به داخل
سپاه دشمن
هجوم می برد
دراین جنگ
تغریباً تمام
سپاه مسلمانان
به قتل می رسد
فقط چند نفر
باشنا خود
رابه آن طرف
رود رسانده
وفرار می کنند
.
در
شعبان سال 13 (
ه.ق.)
ايرانيان به
سر كردگي بهمن
جادويه ،
سپاهيان مسلمانان
را در موضعي
به نام " قس
الناطف " شكست
دادند . سردار
مسلمانان به
نام "
ابوعبيده
ثقفي " نيز در
اين جنگ كشته
شد .
بعد از
این شکست عمر
چنان ناراحت
وخشمگین می شود
که می گویند
دستور می دهد
تایک سال اسم
ایران را
درپیشش مطرح
نکنند .
اين جنگ
که سه روز
بطول
انجامید، در
تاريخ اسلام
به نام جنگ "
جسر " معروف
است . ولي چون
دولت ساساني
به منتهاي ضعف
خود رسيده بود
و اختلاف
بزرگان و
سرداران
ايراني از حد
گذشته بود ،
ايرانيان
نتوانستند از
اين پيروزي
بهره بگيرند و
پس از ترديد و
دودلي ،
يزدگرد پسر شهريار
را به پادشاهي
برداشتند و او
نيز كسي نبود
كه بتواند
بناي عظيم
دولت ساساني
را كه پايه
هاي آن سخت و
سست و لرزان
شده بود از
خطر انهدام
نجات دهد .
ادامه
دارد ...