
امیر کبیر
و ایران
( 12 )
با روی کار
آمدن میرزا آقا خان نوری ، قدرت صدارت نیز بر نیروی
دشمنان امیر افزوده شد . به تعبیر دیگر ، تا به حال اعتماد
الدوله بیشتر در کار تحریکات نهانی بود ، و با مهد علیا
پنهانی همدست - اکنون خود زمام سیاست را بدست گرفته ، کارگردان معرکه
بود . سرانجام میرزا تقی خان مرحله تازه ای را در پیش
داشت .
صبح روز چهار شنبه
بیست و پنجم محرم ظاهرا قرار بود امیر به حکومت کاشان معین شود
، ظهر آن روز اعضای سفارت روس به خانه اش رفتند ، دو ساعت بعد در حالی
که اقامتگاه امیر مورد محاصره نظامی قرار گرفت ، ماموران روسی
از آنجا باز گشتند ، پیش از غروب آفتاب امیر از همه مناصب رسمی
و لقب اتابکی خلع شد . عزل مطلق امیر
ضمن نامه رسمی در بیست و شش محرم هزار و دویست و شصت و هشت از
طرف میرزا محمد علی خان وزیر امور خارجه به سفارت روس و انگلیس
و عثمانی به یک مضمون اعلام شد . میرزا تقی خان به صورت
" یکی از آحاد رعیت ایران " درآمد . برافتادن
امیر به همان اندازه که در وضع داخلی مملکت محسوس گشت - در تغییر
رویه روس و انگلیس و عثمانی نسبت به ایران اثر مستقیم
نهاد . مشیر الدوله مامور ایران در کمیسیون مرزی ایران
و عثمانی گزارش می دهد : پس از عزل میرزا تقی خان ، نماینده
انگلیس و روس و عثمانی روش تعدی آمیزی پیش
گرفته ، حتی " اراده دارند تکلیف کنند دولت ایران بیدق
را از محمره بردارد " .
شاه را دشمنان امیر
محاصره کردند . عوامل اصلی توطئه عبارت بودند از : مهد علیا ، میرزا
آقا خان نوری ، پسر دائی های شاه از جمله شیر خان عین
الملک ایلخان طایفه قاجار ، و سردار محمد حسن خان ایروانی
داماد محمد شاه .
سخنانی که
بگوش شاه می خواندند از این قبیل بود :
به نوشته واتسون
" به شاه خاطر نشان کردند که تا وزیر معزول زنده است هیچ دولتی
قوامی نخواهد گرفت و اگر طالب ایمنی اورنگ پادشاهی است باید
او را معدوم گرداند .
بنابر آنچه از قول
ناصرالدین شاه آورده اند ، میرزا آقاخان نوری بود که فرمان قتل
را از شاه گرفت و به حاج علی خان سپرد .
چون فرمان به دست
حاج علی خان رسید ، شب را در خانه خود نگذراند ، به منزل پسرش عبدالعلی
خان ادیب الملک رفت . سحرگاه با میرزا احمد نوکر مخصوصش و علی
خان نایب فراشخانه که میرغضب بود ، سه نفری بطور چاپاری
روانه کاشان گشتند . چون به باغ فین رسیدند ، امیر داخل حمام بود . وارد صحن حمام
شدند . فراشباشی فرمان شاه را ارائه داد . امیر خواسته بود عزت الدوله
را ملاقات کند ، یا پیغام برای او بفرستد و وصیت بکند .
اعتماد السلطنه اجازه نداده بود .
سپس امیر به
دلاک دستور داد رگهای هر دو بازویش را بزند و دو کف دستش را روی
زمین نهاد در حالی که خون از بازوانش فوران داشت . در این وقت میر
غضب به امر فراشباشی با چکمه لگدی به میان دو کتف امیر
نواخت . چون امیر درغلطید ، دستمالی را لوله کرد ، به حلق امیر
فرو برد و گلویش را فشرد تا جان داد .
این جنایت
بزرگ در چهلمین روز تبعید امیر و به تاریخ روز جمعه هفدهم
ربیع الاول هزار و دویست و شصت و هشت
صورت گرفت .
شش روز پس از
اعدام امیر وزیر مختار انگلیس گزارش آن جنایت را نوشته ،
گوید :
مرگ امیر
نظام مایه دلسوزی بسیار شدید گشته ...
قدرت فکر او ، وطن
پرستی او ، و شوق او به سعادت ایران ستایش همه را جلب کرده است
.
" همانگونه
که در قسمت اول این نوشتار به تحریر درآمد ، منبع از کتاب امیر
کبیر و ایران به قلم استاد ارجمندم فریدون آدمیت است
."
پاینده ایران
نیلوفر شمیرانی