امیر کبیر و ایران

( 8 )

 

سرنوشت امیر حاصل برخورد قدرت حکومت او بود با عوامل دیگر قدرت ، یعنی :

سلطنت ، دربار ، و سیاست خارجی ، منهای قدرت روحانی .

" نیروی روحانی را مهار گردانید و از دخل و تصرف آن در سیاست جلوگیری کرد . در هر حال روحانیت تاثیری در سرنوشت حکمرانی میرزا تقی خان نداشت . "

در فلسفه " نظم میرزا تقی خانی " یک قدرت سیاسی مشروع وجود داشت و آن قدرت دولت یا سلطنت بود و یک قوه اجرائی قانونی می شناخت که دستگاه صدارت باشد. به تعبیر خودش " حقوق سلطنت "و" حقوق ریاست " عین حاکمیت بود .وصدر اعظم " نوکر "و" پیشکار" پادشاه . دیگر اینکه می گفت : چون " رسم مشورتخانه " هنوز در ایران جاری نگشته ، یگانه منشا قدرت همانا سلطنت است .

 

در عالم مناسبات شاه و وزیر ، روش امیر به عنوان مربی نیکخواه ناصر الدین شاه شایان توجه است و در شناخت مقام استثنائی امیر در نظام دولت مطلقه ایرانی هم دارای اهمیت است. یگانه هدفش این بود که شاه فن مملکت داری را بیاموزد،به مسئولیت سلطنت آگاه گردد و به کارها هشیار باشد .

 

اندیشه سیاسی امیر مبنای عقلی داشت ، معتقد بود قدرت فائقه دولت در وضع تاریخی زمان ، یگانه عامل همبستگی اجتماع و قوام کشور است .

در اصول حکمرانی امیر قدرت دولت متمرکز بود و دولت هدفی مشخص داشت . اعتقاد او به تمرکز قدرت عکس العملی بود نسبت به هرج و مرج روزگار گذشته که به ناتوانی حکومت ، نا ایمنی کشور ، شورش سرکردگان و مداخله عوامل داخلی و خارجی در سیاست انجامیده بود .

 

از سه عامل قدرت : شاه پشتیبان حکومت امیر بود و تنها نگهبان آن ، هیات اعیان دربار دشمن کینه خواه بود و در پی عزل و اعدام او می گشت . انگلیس و روس هر دو اخلال می کردند و طالب برکناری او از حکومت بودند . قدرت امیر بر نیروی هر کدام از دو حریف و معاند می چربید . دولتش زمانی به راه تباهی افتاد که شاه از پشتیبانی او دست برداشت . نظر تاریخ نویسان ما این است که غرور میرزا تقی خان سبب نابودی او گشت . این بدان معنی است که اگر مثلا مغرور نبود بر جای می ماند ، سخنی است بی مایه . به غور مساله پی نبرده اند که امیر محکوم نظام سیاسی ایران و نظم میرزا تقی خانی گردید ، نظمی که با نفع طبقه اعیان داخلی و نفع استعمار خارجی تضاد کامل داشت . ( تاکید از من - نیلوفر)

 

انگیزه اصلی در نابود کردن امیر همانا اندیشه تجدید صدارت او بود . زمامداری میرزا تقی خان به حدی درخشان بود و تاثیر آن به حدی در دل شاه ژرف بود که هیچگاه از فکر بازگرداندن او به وزارت دست بر نمی داشت . اگر آن فکر در زمان مغضوبی امیر در ذهن شاه جای داشت ، به یقین پس از چندی که خشم وبی مهری شاه فرو می نشست ، امیر ازنو به دولت می رسید .این معنی بر معاندان امیرروشن بود و در پی یک هدف بودند و بس .

 

درباره امیر کبیر مانند اغلب مردان نامدار تاریخ ، افسانه و حکایت فراوان ساخته اند . غیر از بزرگی مقام او ، تضاد مشاهدات روزمره زندگی مردم در روزگار میرزا تقی خانی با دوره های قبل و بعد از او - و تفاوت عظیمی که میان شخصیت او با زمامداران پیش از او و پس از او وجود داشت ، فقدان امیر را در هیات اجتماع ایران محسوس تر و نمایان تر ساخت .

 

 

... ادامه دارد

 

پاورقی :

" در دنباله این نوشتار و در قسمت بعدی ، قبل از اینکه به ماجرای سقوط و کشته شدن امیر بپردازیم . مروری خواهیم کرد به - داستان باب - و پیدایش بابیه که از یکی از بخش های مهم سیاست مذهبی امیر کبیر می باشد . - نیلوفر "

 

 

 

 

برگشت