کودکان خياباني حاصل تاختو تاز فقر و فساد هستند
    
    
كودكان خياباني حاصل تاخت و تاز فقر، تبعيض و فساد هستند. تنگدستي و فقر ريشه بسياري از آسيب‌ها و آلودگي‌هاست. ناهنجاري‌هاي بسياري در اين منجلاب پديد مي‌آيند، پا مي‌گيرند و گسترش مي‌يابند.كودكان خياباني خود به خود و ناگهاني پديد نيامده‌اند؛‌ اگر قرار است كودكان خياباني نشوند، بايد به فكر ريشه‌كن كردن علت‌هاي خياباني شدن‌شان بود.
    
آنها معلول ناهنجاري‌هاي اجتماعي موجود هستند؛ معلول خلائي كه از فقدان نهاد خانواده در جامعه پديد آمده است. اين كودكان اغلب در خانواده‌هاي بي‌سرپرست و يا بدسرپرست پديد مي‌آيند و جبر شرايط محيط و نه ميل و اراده‌شان، آنان را به خيابان رانده است.


    
شناخت درست و دقيق از اين كودكان تنها زماني حاصل مي‌شود كه فرزندان خود را در شرايط آنها تصوير كنيم؛‌ شرايطي كه به دلايل مختلف طبيعي يا اجتماعي خانه و زندگي خود را از دست بدهند. تنها زماني مي‌توان راه‌حل‌هاي منصفانه و منطقي براي حل اين معضل بيابيم كه سرگشتگي آنان را در اجتماع آدم بزرگ‌ها، كه هيچ ربطي به آنها ندارد، دريافت.
    
گرسنگي، وحشت مرگ، همنشيني با اشرار جامعه،‌ استفاده از آنها براي قاچاق مواد مخدر،‌ سرقت، بيماري، خيابان‌خوابي و هزاران معضل ديگر نيروهاي پليدي هستند كه اين كودكان معصوم را تهديد مي‌كنند.
    
نخستين چاره حل معضل كودكان خياباني پيشگيري است. بايد با احيا و تقويت انديشه و عمل، فقر و فساد را‌ كه بر هم زننده بنيان خانواده‌اند،‌ از ميان برداشت. زيرا تا زماني كه عنصر خانواده در جامعه ما متزلزل باشد، كودكان در معرض هرم سوزان خياباني شدن هستند.
    
فقرزدايي و بازسازي نهاد خانواده راه‌هاي جلوگيري از بروز چنين آسيبي هستند.
    
    
    كشور 16 هزار كودك خياباني دارد
    
    
چني پيش معاون سياستگذاري و برنامه‌ريزي وزير رفاه به وجود 16 هزار كودك خياباني در كشور اشاره كرد و گفت: آيين‌نامه ساماندهي كودكان خياباني بزودي به تصويب دولت مي‌رسد.


    
دكتر محمدرضا واعظ مهدوي، معاون سياستگذاري و برنامه‌ريزي وزير رفاه در جلسه تبادل تجربيات ساماندهي كودكان خياباني ايران و فرانسه با بيان مفاد قانوني مطرح در برنامه چهارم توسعه و همچنين مفاد قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعي در خصوص كودكان خياباني شيوه‌هاي ساماندهي كودكان خياباني را در سطح كوتاه، ميان و بلند مدت تشريح كرد و گفت: وزارت رفاه و تامين اجتماعي مسؤول ساماندهي اين كودكان است.
    
به گفته وي آيين‌نامه ساماندهي كودكان خياباني كه با در نظر گرفتن شرايط محلي و منطقه‌اي استان‌هاي كشور تدوين شده است در مراحل پاياني كارشناسي قرار داشته و به زودي به تصويب هيأت وزيران مي‌رسد.
    
واعظ مهدوي خاطرنشان كرد: در اين آيين‌نامه تعاريف، روند اجرا، وظايف سازمان‌ها و نهادهاي اصلي همكار در ساماندهي كودكان خياباني هماهنگي و نظارت و مقررات عمومي پيش‌بيني شده است.
    
وي اختلاف در آمار كودكان خياباني كشور را ناشي از اختلاف در تعريف اين كودكان دانست و افزود: براساس تعريف آيين‌نامه، كودك خياباني عبارت است از «فردي كه تا پايان 18 سالگي به صورت محدود يا نامحدود در خيابان به سر مي‌برد اعم از اين كه هنوز با خانواده خود تماس داشته و از سرپناه برخوردار بوده باشد يا اينكه اصولا خيابان را خانه خود دانسته و رابطه با خانواده نداشته باشد» كه براساس اين تعريف تعداد اين كودكان به 16 هزار نفر مي‌رسد.
    
معاون سياستگذاري و برنامه‌ريزي و وزير رفاه افزود: اكثريت اين كودكان پس از جذب توسط گشت‌هاي سيار بهزيستي و انتقال به مراكز سطح 2 به آغوش خانواده‌شان عودت مي‌شوند.


    
وي با تاكيد بر اين كه رويكرد غالب در ايران در خصوص كودكان خياباني، حمايتي است، افزود: دولت با هدف توانمندسازي اين كودكان به كمك سازمان‌هاي غيردولتي و خيريه به ساماندهي آنها مي‌پردازد تا آنان را براي ورود به جامعه آماده كند.
    
    
درحاليكه به گفته فردين، مدير امور آسيبهاي اجتماعي شهرداري تهران تنها در نيمه اول امسال 3 هزار و 654 كودك خياباني از سطح شهر جمع‌آوري شده‌اند و با وجود گذشت ماهها از تصويب آيين‌نامه ساماندهي كودكان خياباني در دولت و تفكيك وظايف هر يك از دستگاههاي مسؤول در اين زمينه، هنوز شيوه‌نامه اجرايي اين آيين‌نامه بدرستي مشخص نشده است.
    
تنها از استانداري تهران خبر رسيد كه تفاهمنامه‌اي براي عملياتي شدن اين طرح بين استانداري و وزارت رفاه به امضا رسيده كه بر اجراي آيين‌نامه در اسرع وقت تاكيد كرده و امكان اجراي آن را فراهم مي‌كند.
    
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران در تحقيقي كه روي 4133 نفر از كودكان خياباني ايران انجام گرفته است، مشخص شده كه 73 درصد اين كودكان به بيماريهاي چشمي و 61 درصد به بيماريهاي تنفسي مبتلا هستند. همچنين 64 درصد آنها از بيماريهاي قلبي،69 درصد از مشكل اختلال در شنوايي و 61 درصد از كمبود توجه رنج مي‌برند؛ 82 درصد نيز دچار بيماريهاي پوستي هستند. از نظر سواد آموزي هم56 درصد آنها بي سوادند، 61 درصدشان مشكلات گفتاري دارند و در مجموع86 درصد آنها فاقد هرگونه مهارت شغلي‌اند كه اين آمار نشان دهنده وضعيت نگران‌كننده كودكان خياباني در كشور است.
    
از سويي ديگر تلاشها براي ساماندهي كودكان خياباني به عنوان قربانيان مدرنيسم و توسعه نامتوزان اجتماعي در حالي با تصويب آيين‌نامه‌ها و امضاي تفاهمنامه‌ها ادامه دارد كه به گفته كارشناسان و آسيب‌شناسان اجتماعي، در خصوص كودكان خياباني در ايران، كار مطالعاتي و پژوهش عميقي صورت نگرفته است؛ كودكاني كه به علت فقر اقتصادي خانواده‌ها به خيابانها آمده و با كارهايي چون فروش فال و تنقلات و ... بخشي از هزينه روزانه زندگي خود را تامين مي‌كنند؛ اين كودكان جدا از كودكان فراري و بي سرپرست، با عنوان «كودكان كارخيابان» شناخته مي‌شوند.
    
طبق آمار حدود 80 درصد كودكان خياباني ايران، كودكان كار هستند كه در صورت عدم اشتغال خانواده، آنها دچار مشكلات زيادي در تامين معاش مي‌شوند.
    
به اعتقاد روانشناسان نيز، كودكان كار، ضريب هوشي بالايي دارند و در صورت دستيابي به حداقل امكانات خدماتي و آموزشي، مي‌توانند به مدارج بالاي تحصيلي و شغلي دست يابند؛ بنابراين ضروري است كه سازمانهاي مسؤول از نگاه مجرميت به اين پديده و تصور «بزهكار» بودن اين كودكان فاصله گرفته و موجوديت و اجبار اين كودكان به كار را بپذيرند. پس از آن لازم است كه در پژوهشي فراگير وضعيت زندگي اين كودكان بررسي و شرايطي ايجاد شود كه آنها بتوانند در محيطي سالم كار كرده و همزمان نيز به ادامه تحصيل بپردازند. در اين ميان ايجاد كارگاه‌هاي مناسب و آموزش مهارتي كودكان در اولويت قرار دارد.
    
به گفته كارشناسان، كودكان خياباني همچنين بايد تحت پوشش خدمات تامين اجتماعي و حمايت‌هاي قانوني قرار گرفته و در خصوص چگونگي حفظ بهداشت فردي آموزش ببينند و در بلند مدت نيز فقر فزاينده اقتصادي آنها تعديل شود تا اساسا نيازي به كار نداشته باشند.


    درحاليكه آيين‌نامه ساماندهي كودكان خياباني بر جمع‌آوري و جذب و نگهداري كودكان خيابان در سطوح مختلف مراكز اقامتي تاكيد مي‌كند، آسيب‌شناسان هشدار مي‌دهند جمع‌آوري كودكان كار و نگهداري آنها در مراكز بهزيستي مشكلات موجود را تشديد مي‌كند و مسؤولان بايد به جاي تكرار تجربه‌هاي ناموفق گذشته، باندهاي تبهكار حرفه‌اي را شناسايي كنند كه با اعمالي چون سوء استفاده‌هاي جنسي، قاچاق و فروش اعضاي بدن كودكان، آنها را به انسانهايي روانپريش با رفتارهاي ضد اجتماعي تبديل مي‌كنند. بر اين اساس بازنگري در چگونگي پديداري كودكان خياباني و نيز علل دوام آن تا حال حاضر يك ضرورت است.
    يك عضو هيات علمي دانشگاه در خصوص سابقه اين پديده و تعريف كودكان خياباني به خبرگزاري دانشجويان ايران مي‌گويد:‌اگر تكديگري و ولگردي را دو جنبه مهم از مظاهر پديده كودكان خياباني تلقي كنيم،‌اين مسئله قدمتي به تاريخ شهر نشيني بشر دارد و به دنبال آن پديده حاشيه نشيني همراه با بيكاري و بروز مصاديق مختلف اشتغال بدون تخصص بروز كرده است.
    اين مددكار اجتماعي درمورد تعداد كودكان خياباني اظهار مي‌كند: بر اساس آخرين تحقيقات 250 ميليون كودك «كار – خيابان» در كشورهاي در حال توسعه وجود دارند كه در مقاطع سني 5 تا 14 سال قرار دارند در اين ميان تعداد پسران 3 برابر دختران است و 61 درصد آنها در آسيا، 32 درصد در آفريقا، 7 درصد در آمريكاي لاتين و 1 درصد در اقيانوسيه زندگي مي‌كنند.
     وي با ارائه آماري در مورد تعداد اين كودكان در ايران مي‌گويد: در ايران آمار دقيقي از تعداد كودكان خياباني وجود ندارد؛ ولي در مجموع80 درصد كودكان خياباني، كودكان كارند كه به علت فقر اقتصادي خانواده‌ها مجبور به كار در خيابان هستند و بيشتر آنها در استانهاي خراسان، تهران، لرستان و كردستان به سر مي‌برند،90 درصد اين كودكان داراي والدين هستند ، 80 درصدشان مهاجرند كه 42 درصد آنها از روستاها و شهرهاي ديگر كشور و 38 درصد از كشورهاي ديگر آمده‌اند و از نظر جنسيت نيز 78 درصد آنها مذكر و در سنين 5 تا 18 سالگي قرار دارند.
    وي مي‌افزايد: كودكان خياباني در ايران به 6 دسته تقسيم مي‌شوند، كودكان فاقد شناسنامه كه يا از اتباع خارجي‌اند و يا كودكان به جا مانده از ازدواج‌هاي موقت هستند، كودكان متكدي، كودكان كار در خيابان، كودكاني كه از خانه فرار كرده‌اند،‌ كودكاني كه در خيابان دست به بزهكاري مي‌زنند و كودكان بي‌سرپرست و بد سرپرست.
    براي حل معضل كودكان خياباني بايد به هويت‌يابي و هويت‌سازي براي آنان انديشيد حتي اگر هزينه‌هايي بيش از نگهداري و بازپروري‌شان به ما تحميل شود. بايد آنان را به كانون خانواده بازگرداند. اما پيش از بازگرداندن آنها،‌ اين كانون گرم خانواده بايد وجود داشته باشد.
     فقرزدايي و بازسازي نهاد خانواده راه‌هاي جلوگيري از بروز چنين آسيبي هستند.
    

برگشت