به بهانه روز جهاني مقابله با کار کودکان

 

طعم تلخ شکلات براي کودکان کار در مزارع کاکائو

 

اعزام کودکان به مزارع کاکائو حکم بردگي پنهان را دارد. براي کمپاني هاي شکلات سازي هيچ خبري بدتر از آن نيست که گفته شود کشورهاي غرب آفريقا که منابع تامين کاکائوي جهان به شمار مي روند به منظور تامين مواد اوليه شکلات آنها از کودکان استفاده مي کنند

عصر روز شنبه در قلب کمربند توليد کاکائو در کشور ساحل عاج با «چبا کوآتارا» يکي از روستائيان مزارع توليد کاکائو به همراه چهار فرزندش ملاقات مي کنيم.

وي از جمله دو ميليون نفر کشاورزي است که در غرب آفريقا به کشت دانه هاي کاکائو يعني ماده اوليه يکي از خوشمزه ترين شيريني هاي دنيا يا شکلات مشغول است.

فرزندان آقاي «کوآتارا» همگي شاگرد مدرسه يي هستند و يوسف 18 ساله، بزرگ ترين فرزندش اميدوار است که روزي در زمره دانشمندان قرار بگيرد و اين در شرايطي است که بسياري از کارگران کودک مزارع، راهي مدارس نمي شوند و به جاي حضور در کلاس هاي درس و مشق، مجبورند در مزرعه کار کنند تا بتوانند سرپناهي براي خود فراهم آورده و نان بخور و نمير زندگي شان را ارتزاق کنند.

اعزام کودکان به مزارع حکم بردگي پنهان را دارد چراکه همواره با سوءرفتار و ضرب و شتم مواجهند. هشت سال قبل که براي اولين بار گزارشات مربوط به کار کودکان و بردگي آنان در کشور ساحل عاج يعني بزرگ ترين کشور توليدکننده کاکائوي دنيا انتشار يافت، منجر به پيشرفت هايي در ريشه کني کار کودکان و کاهش سير صعودي آن در دنيا شد.

ايامي که تاکنون بر کشورهاي غرب آفريقا گذشته است چيزي جز جنگ، اختلافات فرهنگي و نکته حائز اهميت آن يعني درآمد کاکائو نبوده است و با اين اوصاف تمامي نکاتي که به آن اشاره شد، دست به دست هم داده اند تا موضوع مورد بحث کار کودکان را به بحثي لاينحل و غامض تبديل کند. مدت هاي مديدي است که کشور ساحل عاج به عنوان يکي از کشورهاي خوش اقبال قاره آفريقا که در توليد کاکائو حرف اول را مي زند، معروف است.

بهانه والدين همواره اين بوده است که قادر به فرستادن فرزندان شان به مدارس نيستند و نمي توانند هزينه تحصيل آنها را تامين کنند.

ده ها سال است که کشور ساحل عاج مأمن و مقصد کارگران مهاجر از کشورهاي ساحلي نظير مالي و بورکينافاسو است. بدبيني نسبت به وضعيت کودکان در اين کشور از آنجا نشأت گرفت که گزارشات واصله از خارج «ابي جان» در سال 1999 حکايت از آن مي کرد که قاچاق کودکان از کشورهاي اطراف به سوي اين کشور به منظور کار در زمين هاي کشاورزي همچنان ادامه داشت.

در ساحل عاج اغلب کودکان در زمين هاي پدرشان کار مي کنند در صورتي که ديگر کودکان با فرسنگ ها فاصله مجبور بودند که رنج دوري ديدار اقوام و بستگان را به خود بقبولانند تا بتوانند به منظور کسب درآمد در مزارع کاکائو مشغول به کار شوند.

براي کمپاني هاي شکلات سازي هيچ خبري بدتر از آن نيست که گفته شود کشورهاي غرب آفريقا که منابع تامين کاکائوي جهان به شمار مي روند به منظور تامين مواد اوليه شکلات آنها از کودکان استفاده مي کنند.

ام. امه. آموآن. آکوآ مقام مسوول دولتي ساحل عاج پيرامون کار کودکان در اين کشور مي گويد که شرکت هاي شکلات سازي تحت فشار قانون گذاران امريکا و فعالان حقوق کودک در سال 2001 دست به ابتکاري داوطلبانه و صنعتي به نام پروتکل هارکين- انگل زدند و همگي آن را به امضا رساندند.

هدف اصلي اين پروتکل استقرار سيستمي در مزارع کشت کاکائو بود تا وضعيت کارگران را تحت نظارت داشته باشد و قرار بود که از ماه جولاي 2005 به صورت عملي اجرا شود. اکنون شرکت ها و کارخانه هاي شکلات سازي در برابر ضرب الاجلي قرار گرفته اند که مقرر مي سازد تا سال 2008 حداقل 50 درصد از مزارع در کشور غنا، دومين کشور توليدکننده کاکائوي دنيا و همسايه کشور ساحل عاج بايد تحت نظارت قرار بگيرد.

کشور غنا متعهد شده که اولين اسناد گزارش کاکائوي توليدي خود را که بيش از 10 درصد کل توليد کاکائوي اين کشور را شامل مي شود به بيرون انتشار دهد و در اين صورت است که مي توان اميدوار بود که به اهداف ضرب الاجل ياد شده سال 2008 در مورد کشور جنگ زده و مملو از مشکل ساحل عاج، نائل آيد. ام. امه.آکوآ. اضافه مي کند که توليد دانه هاي کاکائو در مزارع بسيار کوچک روستائيان به عمل مي آيد و اين دسترسي به ضرب الاجل سال 2008 را سخت مي کند. کشور ما در وضعيت جنگ به سر مي برد و ما نمي توانيم اهداف پروتکل موردنظر را تضمين کنيم.

هنگامي که جنگ داخلي در سال هاي 2003-2002 رخ داد، کشور ساحل عاج به دو قسمت تقسيم شد و در حال حاضر نيز اين کشور در وضعيت خطيري به سر مي برد و مستعد کوچک ترين درگيري است تا جنگي بزرگ ايجاد شود و چنانچه حتي مناقشه يي يکي دو روزه به وجود بيايد، قيمت جهاني کاکائو سير صعودي عجيبي خواهد يافت.

واقعيت اين است که چه جنگ رخ دهد يا ندهد، کاکائوي ساحل عاج جاي خود را در بازار جهاني باز کرده است و اين به همه مردم دنيا مربوط است که چرخه اقتصادي کاکائو در جريان باشد.

منتقدان بر اين عقيده هستند که حتي اگر محصول کاکائو هنگامي که کشور ساحل عاج درگير جنگ است وارد بازار جهاني شود آنگاه مي توان احتمال نظارت بر اوضاع کارگران مزارع توليد کاکائو را بهتر انجام داد.

کشاورزان حتي زمان بار زدن محصول شان براي صادرات، همچنان از قيمت پايين آن شکايت دارند. کشاورزان در سيستم دولتي حاکم بر مزارع کشور غنا، بابت هر کيلو از توليد محصولات خود يک دلار کسب مي کنند که چيزي حدود 70 درصد قيمت جهاني آن است اما قيمت کاکائو در بازار آزاد ساحل عاج تقريباً 20 درصد پايين تر از معادل آن در کشور غنا است.

فعالان حقوق کودکان بر اين عقيده هستند که شرکت هاي شکلات سازي بايد مبالغ بيشتري را به کشاورزان مزارع کاکائو پرداخت کنند تا آنها قادر به استخدام کارگر و همچنين ارائه امکانات تحصيل و مدرسه هم باشند. اما گروهي ديگر از اين فعالان، مسووليت را به دوش دولت ساحل عاج قرار مي دهند که اين دولت بايد با برخورداري از درآمد صادرات کاکائو، اقدام به احداث مدارس و ايجاد تسهيلات براي کشاورزان کند تا آنها نيز به نوبه خود توانايي نگه داشتن فرزندان شان را در منازل داشته باشند.

براي برخي از کشاورزان، بهترين روش حفظ امنيت آتيه فرزندان، همراه ساختن آنها به سوي مزارع کشت کاکائو است زيرا اعتقاد دارند که بدين طريق کودکان شان نيز شيوه تجارت محصول خود را که نسل اندرنسل آموخته اند، فرا خواهند گرفت.

يوجين. جه. جه يکي از کشاورزان کاکائو در حالي که زير درختان انبه و در کنار کلبه هاي کوچک گلي نشسته و فرزندان برومندش را در کنار خود دارد مي گويد؛ اينک مشخص مي شود که چرا کشاورزان بچه ها را به مزارع مي برند. وي ادامه مي دهد در اينجا هيچ کس مجبور نيست فرزندش را به مدرسه اعزام کند زيرا فرض بر اين است که اگر پول نداري، مدرسه هم نرو. وي اعتقاد دارد که نمي توان بچه ها را تنها در خانه رها کرد زيرا چنانچه والدين به مزارع بروند و کودکان نيز تنها در منازل بمانند، عادات ناپسند را فرا مي گيرند. اين بخشي از آموزش به کودکان است و آنها اين گونه تکنيک هاي رشد را مي آموزند. کشورهاي همسايه نيز دقيقاً مانند خانواده هاي ساحل عاجي کودکان شان را به مزارع کشت آنجا اعزام مي کنند و عموماً معتقدند که کار بهترين چيز براي فرزندان شان است حتي اگر واقعيت زندگي تلخ تر از زندگي داخل کشورشان باشد. وي در پايان خاطرنشان مي سازد که «جان کلام در فقر خلاصه مي شود.»

منبع : روزنامه اعتماد

 

 

 

برگشت