
امیر کبیر
و ایران
(4)
محمد شاه در ششم
شوال هزار و دویست و شصت و چهار مرد . ناصرالدین میرزا روز یکشنبه
هجدهم شوال تاجگذاری خود را در تبریز اعلام کرد . روز بعد همراه وزیر
نظام ، با سپاه کافی رهسپار پایتخت گردید . پس از شش هفته به
تهران رسیدند .
چون شاه و امیر
نظام به تهران رسیدند ، بر همه آشکار گشت که صدر اعظم آینده ایران
میرزا تقی خان است . شب شنبه بیست و دو ذیقعده هزار و دویست
و شصت و چهار ناصر الدین شاه به تخت سلطنت نشست . همان شب لقب " اتابک
اعظم " به اسم میرزا تقی خان افزوده شد و از این تاریخ
او را به جلیل ترین القاب کشور ، یعنی " امیر
کبیر اتابک اعظم " می خواندند . لقب امیر نظامی را نیز
محفوظ داشت . شاه دست خطی به مضمون
ذیل به عنوان میرزا تقی خان صادر نمود :
امیر نظام ،
ما تمام امور ایران
را به دست شما سپردیم و شما را مسئول هر خوب و بدی که اتفاق افتد میدانیم
. همین امروز شما را با مردم کمال اعتماد و وثوق داریم و به جز شما به
هیچ شخص دیگری چنین اعتقادی نداریم و به همین
جهت این دستخط را نوشتیم .
زمامداری ایران
در آن اوان کاری خرد و آسان نبود . هر کس به عهده می گرفت مسئولیتی
بزرگ به گردن داشت . نا امنی سرتاسر کشور را فرا گرفته ، شورش در اکثر ایالات
برخاسته و از همه سهمناکتر فتنه سالار پسر آصف الدوله در خراسان بود که وحدت سیاسی
ایران را به تجزیه تهدید می کرد . دولت مرکزی
ناتوان و زبون بود و خزانه کشور تهی . بیش از یکسال طول کشید
که امیر سر و صورتی به وضع بی سامان مملکت داد . شورش ها را
برانداخت و زمینه اصلاح و ترقی را آماده گردانید .
دوره زمامداری
میرزا تقی خان به عنوان " شخص اول ایران " که در
فرمان حکومتش به آن تصریح گردیده بود ، از شب شنبه بیست و دوم ذیقعده
هزار و دویست و شصت و چهار تا چهار شنبه نوزدهم محرم هزار و دویست و
شصت و هشت ( از نوزده اکتبر هزار و هشتصد
و چهل و هشت تا شانزده نوامبر هزا وهشتصد و پنجاه و یک) یعنی سه
سال و یک ماه و بیست و هفت روز قمری طول کشید. دراین
مدت " پیشکار دربار همایون " و
" امارت نظام " و منصب اتابکی ولیعهد و
امور کشوری همه را به عهده داشت . در بیستم محرم از همه آن شغلها عزل
گردید مگر امارت نظام که تا پنج روز بعد همچنان در دست او بود . در تاریخ
چهارشنبه بیست و پنجم محرم هزار و دویست و شصت و هشت از این شغل
هم برکنار گردید ، هیچ کار و لقب و منصبی دیگر نداشت .
از نظر تشکیلات
سیاسی ایران ، مقام رسمی میرزا تقی خان باید
به درستی شناخته شود . حکم " صدارت " هیچگاه به نام امیر
صادر نگشت . همچنانکه قائم مقام چون به زمامداری دولت محمد شاه رسید ،
همان عنوان" قائم مقامی " را برای خود نگاه داشت ، میرزا
تقی خان هم به عنوان
" امیر نظامی " قناعت ورزید
، اما در معنی اختیارات رسمی و قانونی او از " صدارت
" گسترده تر بود ، از آنکه امور لشکر و کشور هر دو را بطور مطلق در دست داشت
.
در نظام سیاسی
ایران دستگاه صدارت نماینده قدرت سلطنت بود و صدر اعظم وکیل
مطلق پادشاه . اما حد اختیار و اقتدار صدر اعظم در اداره دولت ، بستگی
داشت با شخصیت سیاسی او در رابطه با قدرت شهریار وقت .
در نظام سیاست
ایران به میرزا تقی خان ، اصل اختیار نامحدود همچنان دست
نخورده ماند ، گرچه حکومت مملکت یکسره به امیر واگذار گشته بود .
امیر "
ذوالریاستین " بود . و شاه در فرمان خود او را" مسئول ها
خوب و بدی " دانست که در کشور روی دهد . گرچه او قدرت دستگاه
صدارت را به حد اعلای آن رسانید و تمام تصمیم های مهم از
خودش بود ، اما بسیار نادر اتفاق می افتاد که در آن تصمیم ها
تصویب شاه را لازم نشمرد .
... ادامه
دارد