قسمت بیست و پنجم

 

رستم فرخزاد ملقب به ایران سپهبد

 

 

در قسمت های پیشین اشاره ای داشتیم به نام سردار بزرگ ایرانی رستم فرخزاد و در ادامه ، مختصری از او به نگارش می آوریم .

 

رستم پسر سپهبد فرخ هرمزد ، سردار معروف ومدبر ودلير اواخر عهد ساسانى ( مقتول 636 میلادی ) كه مورخان ارمنى پدر وپسر را «ايشخان» ( شاهزاده ) ياد كرده اند . در زمان سلطنت آزرميدخت ، پدر رستم ، مدعى سلطنت شد وملكه را به زنى خواست . چون آزرميدخت نمى توانست علناً مخالفت كند ، در نهان وسايل قتل او را فراهم آورد . آنگاه رستم با سپاه خويش پيش راند وپايتخت را تصرف وآزرميدخت را خلع وكور كرد . در زمان يزدگرد سوم ، رستم نايب السلطنه حقيقى ايران محسوب ميگشت . وى كاملاً از خطر عظيمى كه در نتيجه حمله عرب به كشور ايران روى داده بود اطلاع داشت پس فرماندهى كل نيروى لشكرى را به عهده گرفت ودر دفع دشمن جديد كوشش دليرانه كرد و با سپاهى بزرگ در پيرامون پايتخت حاضر شد . همانگونه که پیشتر نوشتیم رستم در جنگ قادسیه در رمضان چهارده هجری قمری و مطابق با ششصد و سی و شش میلادی در پانزده فرسنگی شهر کوفه ( نزدیک حیره ) کشته شد و قاتل وی عربی بنام هلال بن علقمه بود .

 

طبری می نویسد : رستم چندین مذاکره با فرماندهان عرب کرد ولی آنان تنها سه راه را برای او گذاشتند : یا مسلمان شوند - یا بجنگند و کشته شوند - یا حاضر به دادن خراج گردند . طبری اذعان دارد که بعد از این پیشنهادات رستم با فرماندهان ارتش و شاهنشاه گفتگو نمود . ولی هیچ کدام حاضر به باج دادن به عربها نشدند . "طبری" رستم را پس از این گفتگو همیشه برای ایران در حال گریه مینامد .گفتنی است در پایان مذاکرات فرماندهان عرب با رستم آنان این آیه را برای رستم خواندند ( کافران باید با فروتنی و به طیب خاطر باجگذار مسلمانان شوند - سوره توبه - آیه 29 ) رستم از این سخن توهین آمیز آنان به خشم آمد و آماده نبردی سخت شد . او میدانست که این نبرد آخرین جنگ او خواهد بود و ایران به دست این وحشیان فتح خواهد شد . رستم از رود حیره عبور کرد و دربرابر لشگر اسلام صف آرایی نمود . در این هنگام به گفته بلاذری طوفانی سخت و گرد و غبار بزرگی در بیابانهای شمالی به راه افتاد که طوفان در جهت چشم لشگر ایرانیان بود و موافق جهت لشگر عرب . رستم پس از دیدن این منظره گفت : بنگرید که امروز روز جنگ است و باد هم به کمک عربان آمده است و از روبرو بر ما میوزد . فریادهای لشگر عرب از دور به گوش میرسده است که سپاه را تشویق نموده تا اگر پیروز شوید زمینها - ثروتها - پسران و دختران مجوسان( ایرانی ) از آن شما خواهد شد و اگر شکست بخورید بهشت و پاداش اخروی در انتظار شما خواهد بود . به گفته طبری در نبرد قادسیه 33 قبیله عرب با لشگر سعد ابی وقاص همراهی نمودند . عرب چیزی برای از دست دادن نداشت . او آمده بود تا یا به سرزمینهای پر نعمت ایران دست پیدا کند و یا در راه خدا کشته شود .

 

رستم همچنین شکست لشکریان ایران را در مقابل سپاه اعراب در نامه هائی به برادرش پیش بینی کرده بود . شاعر نامدار ایران فردوسی در این باره چنین می سراید :

 

ستاره نگردد مگر بر زیان

از این پس شکست آید از تازیان

نژاد و بزرگی نیاید به کار

شود بنده بی هنر شهریار

نه هنگام پیروزی و فرهی است

چو این خانه از پادشاهی تهی است

که ما را ازاو نیست جز رنج ، برخ ( بهره )

چو آگاه گشتم از این راز چرخ

ز ساسانیان نیز بریان شدم

به ایرانیان زار و گریان شدم

 

ادامه دارد ...

 

 

 

 

 

 

بازگشت