وروجک

 

قسمت بیست و دوم

 

ظهور اسلام در ایران ( 1 )

 

در قسمت پیشین نوشتیم که سعدبن ابی وقاص از طرف عمر به فرماندهی سپاه مهاجم برگزیده شد . چون خبر پیشروی سعد و یارانش به ایران رسید . ، رستم فرخزاد را با سی هزار سپاه به جنگ او فرستادند . قبل از شروع جنگ نمایندگانی بین دو طرف به مذاکراتی پرداختند . از جمله چهارده نماینده ای که از طرف عمر و به سرپرستی نعمان به مداین نزد یزدگردسوم رفتند واعلام کردند که اگر اسلام نپذیرید با شما خواهیم جنگید . امین مهدی مصری در پرتو اسلام می نویسد که : یزدگرد در پاسخ این گروه گفت : چندین خلق که در جهان دیدم از ترک و دیلم و سقلاب و هند و هر گروهی که در جهان است ،بدبخت تر از شما نیست که شما همه موش خورید و مار ، و از بیچارگی جامه شما همه پشم شتر باشد نه پشم گوسفند . شما را آن مقدار قدرت از کجا باشد که به ولایت ما در آئید . اکنون باز گردید و به منزل روید تا بفرمایم شما را طعام دهند . باری به دستور عمر ، سعد در مقابل رستم فرخزاد صف آرائی کرد . رستم حدود چهار ماه در پادگان بلاش آباد " ساباط " در جنوب تیسپون اردو زد . او دو لشکر را به فرماندهی دو افسر به نام های جالینوس و جاذویه در دو نقطه کنار فرات جنوبی برگزید تا از پیشروی عرب ها جلوگیری کند و سرانجام نبردی بزرگ در منطقه قادسیه بین شپاهیان سعد و سپاهیان فرخزاد بوقوع پیوست . در روز چهارم آنچه كه شكست قطعى را نصيب ايران كرد برخاستن توفان خاك به سمت نيروى ايران و مرگ رستم به دست اعراب بود. پس از اين سپاه ايران از هم پاشيد و درفش كاويانى به دست اعراب افتاد. دراين نبرد هزاران سرباز ايرانى نيز در رودخانه غرق شدند وتلفات سنگين ايران موجب برترى نظامى اعراب در منطقه ميانرودان شد .

 

استاد آله دال فک در مورد درفش کاویانی چنین می نویسد :

 

درفش کاویانی که نماد فر و شکوه آزادی سربلندی و بزرگی ایران زمین بود بدبختانه در هزار و چهارسد سال پیش در تازش تازیان به ایران از دست رستم فرخزاد سپهسالار ارتش ایران بر زمین افتاد و دیگر برافاشته نشد و این اندوه بر دل افسرده ایران پرستان همچنان برجا ماند .
امروز بسیاری آنرا به دست فراموشی سپرده اند گروهی از آن یاد نمی آورند، دسته ای آنرا نمیشناسند، برخی بی انگار مانده اند... که همه اینها سخت دردآور و تلخ و رنج دهنده اند و سپس ادامه میدهد که :

 

نیازی به گفتن نیست که تازیان چه کشتاری از ایرانیان کردند و با آوردن دین بیابانی خود به سرزمین مهر و مردمی و نیکی و نیکخواهی، چه زشتی و بدبختی و تبهکاریهایی که نیافریدند و چگونه روزگار ایران و ایرانی را سیاه کردند، به گونه ای که پس از هزارو چهارسد سال هنوز نتوانسته ایم از چنگ این آیین سیاه و از چنگ تازیان و تازی زادگان رهایی یابیم. با فرو افتادن درفش کاویانی و سوزانده شدن آن، گذشته شکوهمند ایران نیز به زیر زبانه های آتش فرو رفت و به خاکستر نشست .
پس از نبرد دليرانه و رزم پهلوانی قادسيه وکشته شدن سپهسالار ايران "رستم فرخزاد" به دست اعراب ، نيروهای رزمنده ايران پراکنده شدند .
يزدگردسوم شاهنشاه ايران، به اميد فراهم کردن نيروهای کار آمد و پيکارجوی تازه، تلاشی همه سويه را آغاز کرد. ميان نبرد قادسيه تا نهاوند، چهار ماه به درازا کشيد.

 

 

ادامه دارد ...

 

 

 

برگشت