
میرزا تقی
خان امیر کبیر
(2 )
در هوش نابغه ای
بود . پشتکاری شگفت آور داشت . درستی و راست کرداری از مظاهر دیگر
استحکام اخلاقی اوست . از این نظر فساد ناپذیر بود . دلیر
و جسور بود . رفتاری متین و
سنگین داشت . چشمانی گیرا
و سخت نگر داشت . به شخصیت خویش مغرور بود و نسبت به کار دانی و
صفات بر جسته اش آگاه . اما تعجب اینکه نامجو و شهرت خواه نبود . او را به
مناعت طبع می شناختند که از مظاهر غرور نفسانی اش بود و به خواری تن در نمی داد . قدرت
روانی داشت و بگاه خطر خونسرد و بر مغز و اعصابش حاکم بود . حق شناس بود . در
اوج قدرت ، از مخدومش به " مولای من قائم مقام " یاد میکند
. سخن کوتاه می گفت و کوتاه می نوشت . اساسا مجال پر حرفی و پر
نویسی نداشت . ساده نویسی شیوه اش بود . چند کلمه از عادتش بگوئیم : غلیان
می کشید ، تکالیف شرعی را انجام میداد . نماز می
گذارد ، روزه می گرفت و زیارت عا شورا می خواند . رویهم رفته تندرست بود و نشانه آن نیروی
فوق العاده کار اوست . کمتر در درون خود
آسوده و آرام بود . انفعالات نفسانی اش نوسانهائی داشت و گاه حالت غم
زدگی و افسردگی روانی بر او استیلا می یافت .
اینگونه زیر و بم های تند روانی را در احوال بسیاری
از مردان داهی روزگار می خوانیم . دیگر جنبه انسانی
امیر ، مهری است که نسبت به مادرش در دل داشت .
در میان نویسندگانی
که امیر را دیده اند ، گویا تنها " بی نینگ
" جهانگرد انگلیسی است که چهره و اندام او را وصف کرده است . امیر
را درشت و تنومند ، خوش قیافه و با سیمائی گشاده و هوشمند وصف
کرده است ... لباسش جبه بود و دستور داده بود که منشیان نیز همیشه
جبه بر تن کنند . هیچ نویسنده خودی و بیگانه ای نیست
که درباره او چیزی نوشته باشد و از زیرکی فوق العاده و نیروی
فکر و ذهن فرهیخته او سخنی نگفته باشد .
" واتسون
" منشی سفارت انگلیس می نویسد : امیر نظام به همان اندازه پرکار بود که
غیرت مسئولیت داشت ، روز ها و هفته ها می گذشت که از بام تا شام
کار میکرد و نصیب خود را همان وظیفه مقدس می دانست .
قائم مقام در مورد
او چنین می نویسد : حقیقت ، من به کربلائی قربان
حسد بردم ، و بر پسرش می ترسم ... این پسر ترقیات دارد و قوانین
بزرگ به روز گار می گذارد .
ربرت واتسون : در
میان همه رجال اخیر مشرق زمین و زمامداران ایران که
نامشان ثبت تاریخ جدید است ، میرزا تقی خان امیر
نظام بی همتاست ، دیو جانوس روز روشن با چراغ در پی او می
گشت . به حقیقت سزاوار است که به عنو ان " اشرف مخلوقات " بشمار آید
. بزرگوار مردی بود .
ربرت کرزن : میرزا
تقی خان ورای هر گونه قیاسی ، بر جسته ترین نمایند
گان چهار دولت بود که در کنفرانس ارزنة الروم گرد آمده بودند ... " میرزا
تقی خان متهم به هیچ گناهی نبود . شاه با کشتن خیانتکارانه
او ، یکی از شریف ترین و پاکدامن ترین خدمتگزارانش
را به تحریک رسواترین و فرومایه ترین افراد معدوم ساخت
".
وزیر مختار
انگلیس : " پول دوستی که خوی ملی ایرانیان
است در وجود امیر بی اثر است " .
رضا قلی خان
هدایت : " به عشوه و رشوه کسی
فریفته نمی شد ".
دکتر پلاک اتریشی
:" پول هائی که می خواستند به او بدهند و نمی گرفت ، خرج
کشتنش شد" .
در پاکدامنی
و فضیلت اخلاقی امیر بیش از آنچه نقل کردیم ، نمی
توان گفت . در میان همه فرمانروایان دو قرن اخیر ایران شاید
یک نفر دیگر را بتوان به صفت " فساد ناپذیری "
وصف کرد . اکثر آنان مردمی طرار بودند که هستی و ثروت ملتشان را برباد
دادند و بر ملک و منال خود افزودند ، و نام ننگین خود را ثبت تارخ فرمودند .
... ادامه دارد