وروجک
قسمت
بیست و سوم
ظهور
اسلام در
ایران ( 2 )
همانگونه
که در قسمت
پیشین شرح
دادیم درفش کاویان
یعنی پرچم ملی
ایرانیان به
تصرف اعراب درآمد
. در این قسمت
برای آشنائی
بیشتر ، مختصری
در مورد درفش
کاویان :
تاریخ
طبری مینویسد
که درفش
کاویانی از
پوست شیر بود
و پادشاهان
آنرا به زیب و
زیور
بیاراستند و
زر و سیم و
گوهر بر آن
پوشاندند،
آنرا " اختر کاویان
" نیز مینامند
که جز در
کارهای بزرگ
نمی آورند و
جز برای
شاهزاده ای که
به کارهای بزرگ
فرستاده
میشد، بر نمی
افراشتند .
مسعودی
در " مروج
الذهب " آنرا
از پوست پلنگ
میداند که بر
چوبهای بلند
می آویختند.
او درازیش را
دوازده و
پهنایش را هشت
ارش نوشته است
( هر ارش از نوک
انگشت تا آرنج
دست )
در "
برهان قاطع " و
" فرهنگ
جهانگیری"
آمده است که
درفش کاویانی
چرمی از پوست
پلنگ یا ببر بوده
که آهنگران
هنگام کار بر
میان میبستند
و کاوه آهنگر
آنرا بر سر
نیزه کرد و به
نبرد با ضحاک
پرداخت .
بررسیها
و پژوهشگرهای
گسترده نشان
میدهد که درفش
کاویانی چرم
پاره
چهارگوشی
بوده که بر بالای
یک نیزه که
نوک آن از پشت
نمایان بود،
آویزان میشده
است. در میان
پرچم یک ستاره
بزرگ یا چهار
پره به چشم
میخورد که به
چهارگوشه آن
پایان میافته
است. در بالای
آن اختر دیگری
یافت میشد که
چنبره کوچکی
بود .
بدینگونه
در درفش
کاویانی دو
ستاره در میان
و بخش بالایی
یافت میشده
است. در زیر آن
در همه گوشه و
کنارهایش،
رشته نوارهایی
که گویی تا
پنج تا
میرسید،
آویزان بوده
است که به زر و
سیم و گوهرهای
تابناک و ناب
زیوربندی شده
بودند. رشته
های آویزان
شده بخش زیرین
چرم چهارگوش
به سه رنگ سرخ
و زرد و بنفش
آراسته بودند
.
باری ،
شکست رستم
فرخزاد ،
پهلوان دلیر
ایرانزمین ،
آنهم در شرایطی
که وضع
اقتصادی و
اجتماعی
ایران درهم و
آشفته بود ،
آغاز ظهور
مذهبی بود که
به جنگ تمدن
ایران زمین
آمد ه و با
فرهنگ خشونت و
غارت به پیشروی
ادامه میداد .
علل
شکست وعواملي
که مردم ايران
را از حکومت وقت
بيزار کرده
بود به قرار
ذيل است :
جنگهاي
24ساله ايران
وروم که باعث
کشته شدن عده
زيادي از قشر
جوان جامعه
وگسترش
فقروازدياد
ماليات ها شده
بود .
بيداد
وبدرفتاري
بااقليتهاي
مذهبي
خودسري
فئودالهاونافرماني
آنها از حکومت
مرکزي
نارضايتي
شديد توده
مردم از دولت
وعدم رضايت سربازان
از رفتار
فرماندهان و
وضع خوراک و
پوشاک
اعطاي
اختيارات فوق
العاده به
روحانيون
وقبضه کردن
کليه مقامهاي
لشکري وکشوري
وزورگوئي و
دخالت آنان در
تمام شئونات
زندگي مردم
ضعف
از هم پاشيدگي
حکومت ساساني
بعد خسرو پرويزخصوصا
در زمان آخرين
پادشاهان اين
سلسله
محروميت
اکثر مردم از
حقوق اجتماعي
سعيد
نفيسي دراين
باره ميگويد :
اعراب
از ناتواني در
بار ايران
آگاه نبودند ولي
به تدريج آمد
و شد مسافران
وسفراي عرب به
ايران
وسفر
چند تن ايراني
به عربستان
وآگاهي از حال
دروني دولت
ساساني باعث
شد چشم
عربهاباز شده وبه
فکر حمله به
ايران
افتادند .
همچنين
پادشاهان
ساساني به اين
علت که مذهب
را يکي از
عوامل سلطنت
وپشتيبان تاج
و تخت خويش
ساخته بودند
موبدان موبد
پيشواي مذهب
زرتشت
اختيارات
بسيار داده
بودند تا جائي
که وي بر همه
چيز از دارائي
وشئون زندگي مردم
مسلط بود .
تزلزل
حکومت
ونارضايتي
مردم اين جرات
و جسارت را به
خليفه عرب داد
که طرح حمله
به ايران را
با ساير
سرداران عرب در
ميان بگذرد
وآن را عملي
کند .
اعراب
در نبردهاي
اوليه پيروز
شدند وطي نبردها
ي
زنجير-پل-قادسيه-جولا
و نبرد نهاوند
که آن را به
پاس اهميتش
فتح الفتوح
ناميدند کشور
پهناور مارا
فتح ودولت با عظمت
ساساني را
منقرض نمودند
...
ادامه
دارد ...