آزار جنسی علیه کودکان، نگاهی به ریشه ها و اندیشه ها

 

 

شادی امین

 

مردی جوان با لبخندی همراه با خواهشی مرموز، مقابل مدرسه ای انتظار می کشد، دختر بچه شش یا هفت ساله ای شادان از مدرسه خارج شده و نگاهش به مرد می افتد، گویی بار اول نیست که او را می بیند. به سوی او می دود. مرد آبنبات چوبی ای در دست دارد که به دختر می دهد.

مرد دست دختر بچه را گرفته و به راه می افتند. در راه زنی توجهش به آن دو می افتد و گویی دختر بچه را می شناسد با تعجب نگاهی به مرد می اندازد.

در صحنه بعدی، مردم محله جمع شده و دور او را حلقه می زنند. دختر بچه دست او را رها می کند و به سوی یکی از زنانی که می شناسدش می دود. مرد وحشت زده و ناکام در جا خشکش می زند. آبنبات بر سنگفرش خیابان می افتد...

و گوینده جمله ای می گوید شاید در این باب که "مراقب کودکان خود باشید" و یا "به آنها یاد بدهید با غریبه ها حرف نزده و با آن ها به جایی نروند."

این کلیپ ویدیویی در تلویزیون کانال عربی مراکش است. و گوشه ای از واقعیت را بیان می کند. اما آ یا این فقط غریبه ها هستند که بچه ها را مورد آزار جنسی قرار می دهند و یا بیش از نود در صد موارد سو ء استفاده جنسی از کودکان توسط افراد مورد اعتماد کودک و خانواده او و باز از این میزان بیش از هشتاد درصد آن توسط افراد خانواده یعنی پدر، عمو، دایی، برادر و ... صورت می گیرد. یعنی که در یک کلام سقف امن خانه ما، سقفی برای تامین امنیت مجرمین می گردد و محل شکنجه، سوء استفاده جنسی و آسیب به کودکان.

پس پرداختن به امر آزار جنسی کودکان، ضرورتا  با بررسی نهاد خانواده، و دیگر ارکان حفظ این مناسبات یعنی مذهب، تابوها و اخلا قیات و قوانین و نهادهای حقوقی همراه می گردد. 

 

خانواده و نقش آن در حفظ مناسبات موجود

دولت در دوره معاصر، دیگر فقط یک ماشین خالص نظامی و پلیسی یا سازمان مرکب از محاکم قضایی، حقوقی، زندان و شکنجه گاه های طبقه حاکم نیست، بلکه علاوه بر همه این ها یک نهاد برنامه ریزی، سیاست گذاری، اجرایی و آموزشی و فرهنگی طبقه حاکم نیز هست.

دولت مجموعه نهادهایی است که مستقیم و غیر مستقیم به نیازهای این جامعه پاسخ می دهد. نیازهایی که برگرفته از نیازهای گردش سرمایه در دست عده ای معدود است. بی دلیل نیست که خانواده را نهادی مقدس می خوانند تا در پناه آن  ابزار توجیه فرهنگی و حقوقی استثمار مضاعف زنان و نگاه کالایی به کودکان میسر گردد.

نهاد "مقدس" خانواده قرار بود کانون عشق پاک میان "زن و مرد" باشد (این تعریف جامعه طبقاتی از خانواده است که ضرورتا زن و مرد را در کنار هم قرار می دهد تا تولید مثل و چرخه نیروی کار را تضمین کند) در حال حاضر اين کانون خود یکی از کالایی ترین مناسبات را در معیار های انتخاب زوج به نمایش می گذارد. ميزان ثروت و زيبايي معيارهای اصلی ای هستند که برای انتخاب شريک زندگي دخيل هستند.

در چنین شرایطی عواطف و مناسبات افراد خانواده نسبت به هم منبعث از زیر بنای مادی حیات اجتماعی آن هاست. در یک نگاه گذرا می توان دریافت که علائق و وابستگی افراد خانواده های فقیر در جوامع عقب مانده در قیاس با طبقات دیگر یا در قیاس با اروپای غربی بسیار به ظاهر رقیق تر و عمیق تر است. این امر تنها به شرایط مادی زیست آن ها مربوط است.

جامعه ای که مسئولیت شهروندان خود را به عهده نمی گیرد، فرد سالخورده را محتاج فرزندان و فرزندان را محتاج والدین و وابسته به آنها می کند.

تحت فشار فرهنگ مرد _ پدر سالار از کودکان حق اختیار و انتخاب آزاد سلب می شود و رشد آزاد آنان ناممکن  می شود. نیروی کار ارزان کودکان برایشان سودهای نجومی حاصل می کند تا میلیون ها کودک سه تا چهارده ساله در سراسر جهان زیر فشار استثمار شدید مرگ تدریجی خود را زندگی کنند.

"صنعت سکس" که در ردیف یکی از سودآورترین تجارت های جهان است، کودکان بسیاری را قربانی خود می کند تا در جهان سرمایه بر پاشنه خود بچرخد. متاسفانه صنعت پورنوگرافی که در طبیعی جلوه دادن خشونت بر زنان سال ها است که با دست باز عمل می کند، در حال حاضریکی از مبلغین سکس با کودکان است و در هر فروشگاه اسباب سکس و یا مجله پورنویی می توان هیکل های نحیفی را یافت که با جملاتی در رابطه با کوچکی جثه شان تبلیغ و عرضه می شوند. و بدین ترتیب پورنوگرافی با حقانیت بخشیدن به خشونت و فانتزی های بیمارگونه جنسی از جنایاتی که علیه زنان و کودکان صورت می گیرد، دفاع می کند. و تجاوز و سکس با کودکان را طبیعی جلوه می دهد .

استثمار جنسی کودکان در غالب خرید و فروش کودکان برای تامین نیازهای جنسی عده ای سالوس در تایلند، پاکستان، هند، ایران، دبی، عربستان و... و بالاخره آلمان و آمریکا و... به وفور یافت می شود.

پس دولت و کلیه نهادهای تابع آن در صدد حفظ مناسبات موجود و یا تعدیل کاستی های آن هستند. هر گونه تغییری در این مناسبات چنانچه منافع صاحبان قدرت را به خطر اندازد، بایستی با پیگیری و استقلال مبارزاتی کسانی که در اجرای آن ذینفع هستند به کرسی نشانده شود. با این تعبیر هر گونه تغییر رادیکال در قوانین و مناسبات جاری به میزان مبارزات و دخالتگری ما ارتباط مستقیم دارد.

 

سوء استفاده یا آزار جنسی کودکان یعنی چه؟

سوء استفاده یا آزار جنسی کودکان یعنی این که فردی بالغ از قدرت، زور، آتوریته و موقعیت خود نسبت به کودک استفاده کرده و از او برای ارضای جنسی خود یا دیگری (دیگران) استفاده کند و با ایجاد ترس، وابستگی و... کودک را وادار به سکوت کرده و او را از دفاع و کمک طلبیدن ناتوان سازد. این عمل می تواند به صورت دست زدن به آلت جنسی و دیگر اعضای بدن کودک و یا برعکس وادار کردن او به دست زدن به آلت جنسی خود و یا تجاوزاز طریق دخول و یا تهیه عکس، فیلم و به طور کلی لخت کردن و تماشای او و ... باشد.

در شرایط بی حقوقی کودک در اجتماع امکان دادخواهی کودک تنزل یافته وتحت عنوان "عرصه خصوصی" میدان تاخت و تاز مردان عضو خانواده، دوستان و فامیل  هر چه گسترده تر می گردد.

علت سکوت کودکان در ایران علاوه بر نداشتن هر گونه پناه قانونی در چهارچوب فاکتورهایی چون اخلاق و عرف اجتماعی قابل توضیح است. پنهان کاری اجتماعی که قرار است سلامت اخلاقی جامعه را تضمین کند، یعنی "در موردش حرف نزنیم تا شیوع پیدا نکند و روی دیگران باز نشود..." به عامل تداوم این جنایات و باز تولید آن در خفا بدل می گردد.

قوانین شرعی و عرفی موجود گلوی کوچک و جثه ریز این کودکان را آن چنان در هم می تند که بعضی از آن ها دیگر هیچ گاه رمق دوباره ایستادن را نمی یابند.

آزار و سوء استفاده جنسی و تجاوز در باور عمومی همردیف با عمل سکس قلمداد شده و طبیعی یا حداقل عادی جلوه داده می شود.  تاثیر چنین عادی سازی ای را در مقاله ای در نشریه زنان "اینجا تنها خانه امن دختران فراری است" می توان دید.  نویسنده مقاله که خود زن می باشد و از فعالین پیگیر حقوق زنان نیز هست، در توضیح سوء استفاده جنسی از دختری به نام معصومه توسط نا پدریش چنین می نویسد: "مادرش جوان بوده که پدرش مرده و حالا معصومه (پانزده ساله) و برادرش با ناپدری نمی سازند. مادر معصومه ، هر چقدر هم که جوان باشد، معصومه جوان تر است و ناپدری، مثل بقیه آدم ها، زیبا پسند." مجله "زنان" شماره هفتاد، رویا کریمی مجد. و بدين طريق حق سوء استفاده جنسي نا آگاهانه تحت عنوان "زيبا پسندی" مرد!! توجيه مي شود.

و یا در مقاله ای درنشریه  آرش شماره 74 از فردی به نام دکتر! مکارمی که در تقبیح هم جنسگرایی قلم فرسایی کرده، می خوانیم که "سکس با کودکان" را به عنوان یکی از "شیوه های جایگزین" برای رابطه "معمول بین زن و مرد" عنوان می کند.

و یا سیما بینا در کنسرت  خود در "خانه فرهنگ های جهان" در برلین با صدای زیبایش در ترانه ای از قول مردی می خواند "هوای یار چهارده ساله دارم" و من از ترجمه آن برای دوست آلمانی ام شرم می کنم و جمعیت در حال لذت بردن است!! بی هيچ انديشيدنی و... زمزمه اعتراضی چند زن در هنگام خروج و... و یا ...

 

قوانین

هم زمان با انواع فشارهای جسمی که برای تنبیه کودک نافرمان اعمال می شود که گاها ممری برای خروج فشارهای اجتماعی است، سوء استفاده جنسی از کودکان در اشکال متفاوت صورت می گیرد.

سی درصد کودکان مورد خشونت های حاد والدین قرار می گیرند، در عین حال متاسفانه آمار خشونت جنسی بر کودکان از این نیز فراتر است. باید توجه داشت که علی رغم اینکه غالب قربانیان تجاوز و آزار جنسی بر کودکان دختر بچه ها هستند، اما پسر بچه ها نیز از این آزار در امان نبوده، بلکه دائما بر آمار قربانیان آن افزوده می گردد.

در عین حال هستند زنانی نیز که خود یا با مشارکت دیگری مرتکب تجاوز و آزار جنسی کودکان شده اند. این امر اما آن چنان در مقایسه با عاملین مرد نازل است که تغییری در این استدلال ایجاد نمی کند که جامعه مردسالار بانی و مبشر خشونت و تجاوز به زنان، کودکان و نوجوانان است. و زنان در مبارزه با این فجایع ذی نفع بوده و بایستی فعالیت های خود را بر علیه این جنایات شدت دهند.

ماده 112 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: ‌- هر گاه مرد بالغ و عاقل با نابالغی لواط كند فاعل كشته می شود و ...

ماده 114‌- همین قانون می گوید: حد لواط با ‌چهار بار اقرار نزد حاكم شرع نسبت به اقرار‌كننده ثابت می شود‌.

و ماده  118‌- اضافه میکند: با شهادت كمتر از ‌چهار مرد عادل لواط ثابت نمی شود و ...

ماده 119‌- شهادت زنان به تنهايی يا به ضميمه مرد لواط را ثابت نمی کند.

اثبات این عمل برای دادگاه آنچنان سخت و نا ممکن شده که عملا مجازات عاملین این جنایت  امری محال می باشد.

قانون هیچ مجازاتی برای زنی که دختر یا پسر بچه ای را مورد آزار جنسی قرار دهد قائل نشده است .

در عین حال این قانون تنها به لواط اشاره دارد و نه آزار و اذیت جنسی دختران.

در این مورد تنها قانون موجود در موردزنای با محارم می باشد که طبق ماده 82 قانون مجازات اسلامی مجازات آن قتل است. اما در این مورد نیز شیوه اثبات آن مثل مورد لواط بوده و امری نزدیک به محال. در عین این که مناسبات حاکم و حجب و حیا، شرم و ترس از مجازات فرد قربانی اصولا مانع از طرح این موارد در مراجع قانونی می گردد.  در بیشتر موارد خودکشی و یا قتل توسط اعضای خانواده از عواقب تجاوز در چهارچوب خانواده می باشد.

بهمن کشاورز رییس کانون وکلای تهران در این رابطه می گوید: "به دلیل حجب و حیایی که دختران و زنان ما دارند، حتی اگر مورد تجاوز نیز قرار گیرند، به مراکز حمایتی یا مراجع قضایی رجوع نمی کنند و حاضرند این خفت را تحمل کنند، اما پرونده هایشان به جریان نیفتد". گذشته از واقعيت نهفته در اين نقل قول، مي بينيد که مورد تجاوز قرار گرفتن برای زن!! "خفت" محسوب می شود و نه برای فرد متجاوز!!

وی در ادامه می گوید: "هنوز در برخی از شهرستان های جنوب کشور دخترانی به دلیل تجاوز به آنها در خانواده هایشان، توسط پدر، برادر، و حتی پسر عمو ها به قتل می رسند و شناسنامه های این دختران به آ تش کشیده می شود."

یکی از تازه ترین نمونه های چنین قتلی مورد مریم بود که پدرش نبی سرش را با کارد میوه خوری از سرش جدا کرد، در کیسه ای گذاشت و به کلانتری محل رفت و در معرفی خود گفت: "من از ناموسم دفاع کردم". مریم کشته شد، چون پدرش فکر می کرد که دایی اش به او تجاوز کرده ...

 

اما این قوانین سرچشمه اش کجاست؟

برای نمونه می توان سن ازدواج دختران را ذکر کرد که در جمهوری اسلامی ایران سند رسمی تجاوز به کودکان است.(رجوع شود به قانون- ماده 1041)

 محمد عایشه نه ساله را به "عقد خود" در می آورد و مورد تجاوز قرار می دهد و 1400 سال بعد آیت الله خویی در توضیح المسائلش می نویسد :اگر به واسطه شیر دادن، حق شوهر از بین نرود، زن می تواند بدون اجازه شوهر بچه کس دیگری را شیر بدهد. ولی جایز نیست بچه ای را شیر دهد که به واسطه شیر دادن به آن بچه، به شوهر خود حرام شود. مثلا اگر شوهر او دختر شیر خواره ای را برای خود عقد کرده باشد، زن نباید به آن دختر شیر دهد، چون در این صورت خودش مادر زن شوهرش می شود و بر او حرام می گردد. (توضیح المسائل خویی، صفحه 311، مساله 2453)

در حال حاضر و پس از اصلاح قانون توسط "مجلس اصلاحات" سن نکاح دختر سیزده سال تمام شمسی است و طبق ماده 1041 قانون مدنی عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به این سن هم با رعایت مصلحت به تشخیص دادگاه صالح و اذن ولی جایز است. در جامعه ای که سن قانونی برای افتتاح حساب بانکی هجده سال است ، مصلحت چه کسانی است که ازدواج و تجاوز قانونی به دختر بچگان را جایز می شمارد؟

 

واقعیات و موهومات

تن و جان های مورد آزار جنسی قرار گرفته، در طول تمام زندگی خود این آسیب را به همراه دارند. این صدمه را نمی توان اندازه گیری کرد. نیازی هم نیست. بایستی با هر آسیبی به کودکان مقابله کرد. هیچ کودکی نباید ابزار و وسیله ارضاء امیال جنسی دیگری قرار گیرد.

متاسفانه ما در جامعه ایران و جامعه ایرانی خارج از کشور با سکوت مطلق در این رابطه و درک های ایده آلیستی و منزه طلبانه روبرو هستیم. در بین ما هستند کسانی که فکر می کنند "همه سوء استفاده جنسی از کودکان را محکوم می کنند و شما کسی را نخواهید یافت که از آن دفاع کند." این عده یا در نهایت ساده دلی دچار اویفوری (خوش خيالي کاذب) هستند و یا آگاهانه کاهلی و تجاهل را تبلیغ می کنند. چرا که متاسفانه نه تنها عاملین تجاوز بلکه مدافعین آشکار و نهان، آگاه و نا آگاه و زن و مرد آن، در بین ما کم نیستند. از چنین منظری است که وظیفه ما در نقد تمام عینیت موجود و طرح دور نما و افق مان در این عرصه اهمیت دو چندان می یابد.

نگرش عمومی در این مورد نیز نگاهی غیر واقعی و از سر نا آگاهی است. برای مثال می توان به مواردی از درک عامیانه موجود اشاره ای کرد:

 -آزار جنسی کودکان بیشتر توسط غریبه هاست و الا کسی خودش با بچه خود چنین کاری نمی کند.

- واقعیت اما چیز دیگری است: بیش از  نود در صد موارد آزار جنسی توسط نزدیکان و افراد خانواده کودک صورت می گیرد.

- آزار جنسی کودکان در اقشار پایین جامعه و بی سواد ها رخ می دهد.

- واقعیت اما چیز دیگری است: آین امر متاسفانه در تمام اقشار اجتماعی مشاهده شده و فاقد شاخص هایی است که با آن بتوان قشر یا طبقه خاصی را با آن  تعریف کرد.

- آزار جنسی کودکان خطایی است که ممکن است از کسی یک بار سر بزند واشتباهی است که رخ داده است.

- واقعیت اما چیز دیگری است: آزار جنسی کودک عملی طراحی شده و معمولا تکراری است. عاملین این جرم معمولا ماه ها و سال ها این عمل را با قربانی و یا قربانیان متفاوت خود ادامه می دهند. در این رابطه علنی کردن هویت متجاوزین از اهمیت ویژه ای برخوردار است. امری که مخالفت با آن تحت هر توجیهی کمک به تکرار این جنایت در حق کودک دیگری است و تجربه دیگر کشورها و تجربه ما ( هر چند محدود) اثبات این مدعا ست.

- گرظن خود را به فرد مجرم نشان دهیم و او را متوجه "خطایش" کنیم ، دست از این عمل بر می دارد.

- واقعیت اما چیز دیگری است: در مجموع عاملین آزار جنسی هیچ احساس تقصیری از خود نشان نمی دهند و حاضر به پذیرش مسئولیت خود نیستند و تلاش می کنند بار این موضوع و عواقب آن را به دوش کودک، مادر او و یا خانواده اش بیندازند.

در این رابطه اینگر گران که قربانی تجاوز پدرش بوده، می نویسد: "یک روز وقتی دامنم را بالا کشید و خواست آلت جنسی ام را نوازش کند، دامنم را پایین کشیدم و گفتم "نه". او هم سریع عقب نشینی کرد و از اتاق خارج شد.

یک شب/ آن وقت ها که مادرم شب کار بود/ به اتاقم آمد. با حرکت انگشتانش که لای پاهایم می لغزیدند از خواب بیدار شدم. نمی دانستم چکار کنم. مادرم منزل نبود و خواهر کوچک ترم کنارم خوابیده بود.از ترس این که مبادا خواهرم بیدار شود چیزی نگفتم. پاهایم را به هم چسباندم و در حالی که لحاف را به دندان گرفته بودم، غلتی زدم و روی شکم خوابیدم. نمی خواستم صورتش را ببینم. فکر می کردم با پشت کردن به او همه چیز تمام خواهد شد. اما او لاشه کثیفش را روی من انداخت و در میان سکوت، وحشت و درد به من تجاوز کرد. آن وقت یازده سالم بود. نمیدانستم چکار کنم . هنوز شوکه بودم که شب بعد هم به سراغم آمد. سعی کردم مقاومت کنم ولی فایده ای نداشت...

فردای آن روز وقتی مادرم در خانه را باز کرد، احساس آرامش کردم. می خواستم به آغوشش پناه ببرم و از درد و عذابی که از پدرم برده بودم، برایش بگویم. اما این آغوش هرگز به رویم گشوده نشد... این ماجرا پنج سال طول کشید، یک روز فکر کردم دیگر برایم قابل تحمل نیست. جلویش ایستادم و گفتم "دیگه این مسئله نباید تکرار بشه." او هم خیلی خونسرد جواب داد: اگر تو اینطور می خواهی باشه! ولی تو خودت هم می خواستی. بهش گفتم: نه این دروغه! من هرگز نخواستم. هرگز! ولی انگار که حرفم را نشنیده باشد گفت: حالا که تو نمی خواهی دیگه این کار رو نمی کنیم! بعد هم دستش رو جلو آورد و با من دست داد. چنان رفتار می کرد که گویی قرار دادی را که قبلا با توافق هم بسته بودیم ، فسخ می کردیم! اصلا باورم نمی شد. احساس گناه شدیدی می کردم. تمام تقصیر ها را به گردن من انداخته بود و حتی طوری وانمود می کرد که گویا این کار را برای رفع نیاز جنسی من می کرده. از خودم و آلت جنسی ام متنفر شده بودم و فکر می کردم آدم کثیفی هستم. نمی توانستم خودم و یا دیگران را دوست بدارم. از زندگی و همه آدم ها بدم می آمد....(فصل نامه زن، شماره سه، چاپ در سوئد، اینگر گران)

 

آمار

سالانه دو میلیون دختر بچه در جهان مثله جنسی می شوند.

سالانه تنها بین هند و پاکستان 9000 کودک به عنوان کالای سکس تجارت می شوند.

یکصد میلیون کودک خیابانی در سراسر جهان در معرض انواع سوء استفاده ها هستند.

سی در صد موارد تن فروشی کودکان هستند که غالبا مبتلا به بیماری ایدز و ... هستند.

سالانه دویست هزار کودک تنها در آلمان مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند، یعنی در هر ساعت 22 کودک مورد آزار و خشونت جنسی قرار می گیرند.

هشتاد درصد متجاوزین از افراد خانواده و نزدیکان مورد اعتماد کودک هستند. متاسفانه تنها دو هزار مورد این جنایات به شکایت قانونی از فرد متجاوز منجر می شود.

 

آمار در ایران و تابو بودن این مساله

یک زن ایرانی می گفت بیست سال مثل سگ نگهبان در خانه خوابیدم تا بچه هایم آنچه را من تجربه کردم، تجربه نکنند. یک همه پرسی از 123 دختر در تهران، در یک مدرسه، نشان می دهد که بیست نفر آنها در طول زندگی خود حداقل یک بار مورد سوء استفاده جنسی واقع شده اند.

نمونه های بسیار موارد آزار جنسی، زنگ خطری است که به ما ضرورت مقابله آشکار با آن را گوشزد می کند. در مورد ایران اما آماری در دست نیست که بتوان با ارجاع به آن ابعاد این فاجعه را توضیح داده و برای آن راه حل ارائه نمود. علت این امر در تابو بودن و سکوت و در خفا ماندن این مساله است. تابو که در مذاهب، فرهنگ ها و جوامع مختلف در اوایل قرن نوزده برای مواردی به کار می رفت که انجام آن مصلحت عمومی را خدشه دار می سازد، در حال حاضر رنگ و روی دیگری به خود گرفته است. صاحبان قدرت، کلیسا و دیگر نهادهای اجتماعی، برای حفظ سیستم ناعادلانه کنونی به تابوسازی پرداخته و هر آن چه که قدرت و سیطره آنان را به زیر سوال ببرد به عنوان تابو معرفی کرده و جامعه را از انجام آن بر حذر م&#