وروجکلند
اعیاد
باستانی
ایران
(
قسمت سوم - جشن
سده )
جشن سده
یا عید سذک که
در روز دهم
بهمن ماه صورت
می گرفته ،
جشن خاص آتش
بود .
ایرانیان در
شب این عید ،
دود میکردند
تا رفع مضرات
کنند . از مراسم
این جشن
برافروختن
آتش و راندن
حیوانات وحشی
و پرانیدن
مرغان در میان
شعله های آتش
و نوشیدن شراب
و تفریح و بازی
در گرد آتش
بود .
از نظر
تاريخي نسبت
اين جشن به
هوشنگ شاه
داده شده است.
در شاهنامه
آمده است كه
روزي هوشنگ شاه
با همراهانش
در كوهي ميرفتند
ناگهان چيزي
دراز، تيره
تن، و سياه
رنگ ديد كه
ماري بود و
هوشنگ باهوش و
هنگ، سنگي
گرفت و سوي
مار پرتاب كرد
كه آن را به
كشد. سنگ به
سنگ ديگري
برخورد كرد و
چون هر دو سنگ
چخماق بودند،
فروغ (جرقهاي)
پديدار شد، به
بوته گرفت و
مار فرار كرد.
از اين رويداد
هوشنگ شاه
شادمان شد و
خداوند را نيايش
كرد كه راز
آتش را به او
آشكار كرده
است. شادمان و
پيروز، هوشنگ
شاه آتش را از
همان هنگام
قبله قرار
داد، آن روز
را جشن اعلام
كرد .
در اين
اسطوره ، دو
عامل متضاد
روبروی هم
قرار می گيرند
؛ اهريمن ،
مار را که
مظهر و هم
ريشه ی مرگ و
نماد تاريکی و
آشفتگی است ،
پديد می آورد
و اهورا مزدا
در برابر آن
آتش را که
نماد روشنايی
و گرمای هستی
است می آفريند
.
به گفته
فردوسی :
برآمد
به سنگ گران
سنگ خرد هم آن
و هم اين سنگ گرديد
خرد
فروغي
پديد آمد از
هر دو سنگ دل
سنگ گشت از
فروغ آذرنگ
جهاندار
پيش جهان
آفرين نيايش
همي كرد و
خواند آفرين
كه
او را فروغي
چنين هديه داد
همين آتش
آنگاه قبيله نهاد
حكيم
عمر خيام در
كتاب
نورزنامه مينويسد
:
هرسال
تا به امروز
جشن سده را
پادشاهان نيك
عهد در ايران
و توران به
جاي ميآوردند،
بعد از آن به
امروز، زمان
اين جشن به دست
فراموشي
سپرده شد و
فقط زرتشتيان
كه نگهبان سنن
باستاني بوده
و هستند اين
جشن باستاني را
برپا ميداشتند
.
ابوريحان
بيروني مي
نويسد :
سده
يعني صد و آن
يادگار
اردشير
بابكان است و در
علت و سبب اين
جشن گفته اند
كه هرگاه
روزها و شب ها
را جداگانه
بشمارند،
ميان آن و آخر
سال عدد صد به
دست مي آيد و
برخي گويند
علت اين است
كه در اين روز
زادگان كيومرث،
پدر نخستين،
درست صد تن
شدند و يكي از
خود را بر همه
پادشاه
گردانيدند و
برخي نيز
معتقدند كه در
اين روز
فرزندان مشي و
مشيانه به صدر
رسيدند و نيز
آمده است:
شمار فرزندان
آدم ابوالبشر
در اين روز به
صد رسيد .
در روايت
ديگري در كتاب
آيين ها و جشن
هاي كهن در ايران
امروز آمده
است واژه سده
از فارسي كهن
به معني
پيدايش و
آشكار شدن
آمده و آن را
برگزاري
مراسمي به
مناسبت
چهلمين روز
تولد خورشيد " يلدا
" دانسته اند .
در عصر
حاضر در
مازندران،
كردستان،
لرستان و سيستان
و بلوچستان؛
روستائيان و
كشاورزان و
چوپانان و
چادرنشينان
نزديك غروب
يكي از روزهاي
زمستان " آغاز
نيمه يا پايان
زمستان " روي
پشت بام،
دامنه كوه،
نزديك
زيارتگاه،
كنار چراگاه و
يا كشتزار
آتشي برپا
کرده و بنا بر
سنتي كهن دور
آن جمع می
شوند و بدون
آنكه نام جشن
سده بر آن
نهند، این روز
را گرامی می
دارند .
در
تهران، یزد،
اصفهان و
شیراز نیز این
جشن توسط
انجمن های
زرتشتیان
برگزار می شود
و زرتشتیان
وعلاقمندان
به جشن های
ایرانی در آن
روز گردهم می
آیند .
در
كرمان اما ،
جشن سده يا
سده سوزي در
بين تمامي
اقشار مردم
كرمان از مسلمان
و زرتشتي و
كليمي رواج
دارد و همه
ساله در دهم
بهمن ماه
برگزار مي شود
.
به هر
روی،
ماندگاری سده
در فرهنگ
ايرانی بسيار
مرهون اقليت
کوچک زرتشتی
است. آنها با
جمعيتی اندک،
بسياری از
آئين ها و
آداب و رسوم
ايرانی را از
گزند روزگار
برحذر داشته
اند که سده
يکی از
ارجمندترين
آنهاست .
از آن جا
که سده را آتش
می زنند به
اين جشن سده سوزی
هم می گويند.
روح الامينی
از ماجرای سده
سوزی کرمان در
سال های دور
روايت جالبی
به دست می دهد:
نزديک غروب دو
مويد، لاله به
دست، با لباس
سفيد از باغچه
بيرون آمده،
زمزمه کنان به
سده نزديک و
از سمت راست
سه بار گرد آن
می گردند. سپس
اين خرمن هيزم
را با شعله
لاله ها از
چهار سو آتش ميزنند.
ساعت ها طول
می کشد تا
شعله ها و
حرارت آتش
فروکش کند و
مردم به ويژه
نوجوانان و
جوانان
بتوانند برای
پريدن از روی
آتش به بته
های پراکنده
نزديک شوند.
در گذشته اسب
سوارانی که
منتظر فروکش
کردن شعله ها
بودند زودتر
از ديگران خود
را به آب و آتش
زده و هنرنمايی
می کردند.
کشاورزان می
کوشيدند
مقداری از
خاکستر سده را
برداشته و به
نشانه پايان يافتن
سرمای
زمستان، گرما
را به کشتزار
خود ببرند.
شرکت کنندگان
کم کم به خانه
برمی گشتند
ولی جوانانی
که تا نيمه
های شب
پيرامون سده
می ماندند کم
نبودند .
در
ایران زمین
جشن های دیگری
نیز وجود
داشته است با
نامهای :
جشن
تیرگان , عید
آذرخش ، وهار
جشن ، عید خرم
روز ، جشن سیر
سور ، جشن
آبریزکان و
عید اسپندارمذ
.
در قسمت
بعدی
برمیگردیم به
ادامه بررسی
تاریخ ایران ...