وروجک
بچه ها
، بيائيد با
هم تاريخ
بخوانیم !
قسمت
بیست و یکم
( با یاری
از تالیف
مرتضی راوندی
)
از این
بخش وارد
مرحله تازه ای
از تاریخ
اجتماعی
ایران میشویم
زیرا که مذهب
اسلام به آب و
خاک سرزمین ما
نیز کشیده شد
و روزگار
جدیدی را برما
و پیشینیان ما
رقم زد . از
آنجا که قصد
بررسی ظهور
این مذهب را
در عربستان
نداریم و هدف
ما تاریخ
ایرانزمین
است لذا برای
کسانیکه
مشتاق دانستن
در مورد آن
هستند ،
مراجعه به
سایت های
مخصوص آن را
توصیه کرده و
بکار خود
ادامه میدهیم
. همینقدر ذکر
می کنیم که پس
از فتح مکه
توسط محمد ابن
عبدالله
پیامبر اسلام
، قدرت این
مذهب روز بروز
افزون شد تا
جائیکه محمد
نامه هائی را
بتوسط نمایندگانش
به ملوک و
سلاطین اطراف
فرستاد و آنان
را به پذیرش
دین خود ، فرا
خواند . در آن
زمان ، خسرو
پرویز ،
پادشاه ایران
بود . متن نامه
محمد به خسرو
پرویز چنین
است :
بسم الله
الرحمن
الرحیم . از
رسول خدا به
خسرو بزرگ
ایران . درود
بر کسی باد که
از راه راست و
حق پیروی کند
و به خدا و
رسول او ایمان
آورد و گواهی دهد
که خدائی جز
خدای یگانه
نیست و من
پیامبر او به
سوی همه مردم
هستم تا هر
زنده ای را
بیم و امید
دهم . پس ایمان
بیاور تا سالم
بمانی و هرگاه
نپذیری گناه
مجوس بر تو باد
.
در
اینجا لازم
است این را
برایتان
بنویسم که اینگونه
اخطار دادن
محمد ، با
بعضی از آیات
قرآن که در آن
گفته میشود ،
در دین اجباری
نیست و دین من
برای من است ،
در تضاد
میباشد . باری
، چون در این
نامه اسم محمد
به عنوان
پیامبر قبل از
اسم خسرو برده
شده بود ،
پادشاه ایران
را عصبانی
کرده و نامه
را پاره کرد و
گفت : این غلام
را ببینید که
اسم خود را
جلوی اسم من
می نویسد .
خسرو به حاکم
یمن فرمان داد
تا محمد را
نزد او بفرستد
اما قبل از رسیدن
به مقصود به
دست پسرش کشته
شد .
بعضی از
صاحبنظران بر
این باورند که
محمد قبل از
فتح مکه در
اندیشه نشر
آئین خود به
قلمرو ایران و
روم و حبشه
بوده است . به
هر روی ،
اندیشه حمله
به مرز ایران
زمانی آغاز
میگردد که
محمد بدرود
حیات گفته و
پس از گذار از
مراحلی ، جانشین
او ابوبکر به
عنوان خلیفه
اول انتخاب
میشود . تا
اواخر دوره
خلافت ابوبکر
، حمله به خاک
ایران در نظر
اعراب کاری
خطر ناک می
نمود ولی در
دوره خلافت
عمر یکی از
امرای عرب به
او نامه ای
نوشت و او را
از وضع آشفته
ایران آگاه
ساخت .عمر ، پس
از تحقیقاتی ،
مردم را به
نماز جماعت
دعوت کرده و
پس از پایان
نماز ، آنان
را تشویق به
جنگ با
ایرانیان
نمود . اما عمر
به توصیه
اندیشمندان
قومش خود به
جنگ نرفته و
سعدبن ابی
وقاص را به
فرماندهی این
جنگ برگزید .
ادامه
دارد ...